ازسینه‌ات شعله آتش کشید آذريون تشنه/ آئینه پيمان انجام خواهد شد كره زمين سمي شدن نسمه داخل+مقتل، چامه زن و آواز

[ad_1]

 خبرگزاری سواره ـ رديف نظامي دین و شهر اندیشه: حسین وارد به ذهن برخودهموار كردن زمینه حیات طیبه را جلاجل زمین خشکیده انسانیت مهيا آورد و بارانی باشد برکویر قلب‌های خاكسترشده.

حسین وارد به ذهن؛ توسط مرگی زندگی آفرین، برخودهموار كردن آدمی امکان ولایت زیستن را بیابد. حسین وارد به ذهن برخودهموار كردن دیوارهای بردگی یزید را فرو ریزد و پنجره‌ای بگشاید به مقصد هوايي بندگی پروردن برخودهموار كردن پلی بزند به مقصد آبی بی‌کران اخفاك. کربلا را توسط خاک کهنگی چون كه کار؟ که عاشورا آیینه‌زار جلوه جلال و زيبنده خداست.

 

 

 مقتل دوال عاشورا

وقتی ولايت حسین علیه‌السلام دید که بسیار برایش باقی نمانده، رو به مقصد خیمه انجام بده و فرمود: «یا سکینه! یا فاطمه! یا زینب! یا مام‌کلثوم! علیکن منی‌السلام.»

پشت بام سکینه گفت: «پاپي شدن! آیا تسلیم اجمال شده‌ای؟»
ولايت فرمود: «به چه طريق پريان به مقصد اجمال ندهد کسی که یاوری ندارد؟»
سکینه گفت: «باباجان! ما را به مقصد مزار جدمان بازگرداندن.» نسا‌ها شرفه به مقصد گریه رسا کردند.
ولايت حسین علیه‌السلام، طي وصایای امامت به مقصد ولايت بسيارنمازخوان علیه‌السلام فرمود: «پسرم! به مقصد شیعیانم سلامي مرا برسان و وراج پدرم غریبانه کشته شد. در عوض مصیبت او ناله کنید.»
آن هنگام كره زمين خواهر كلاه خود زینب سلامي‌الله علیها، لباس کهنه‌ای گرفت برخودهموار كردن عدو جلاجل آن طناب انداختن نکند و عیال را امر به مقصد صبر فرمود.

جلاجل معالی السبطین باریک که زینب سلامي‌الله علیها، شليطه ولايت را گرفت و فرمود: «برادرم! آهسته رو و توقف آبادی برخودهموار كردن داخل را سیر ببینم و وداعی کنم که ملاقاتی بعدش نیست.» پشت بام حاضربودن او را دلداری داد.

ایضاً جلاجل تذکرةالشهدا وارد به ذهن باریک که به مقصد برادروار فرمود: «صبر آبادی برخودهموار كردن به مقصد وصیت والده عمل کنم که فرموده وقتی جلاجل کربلا عازم كلنجار شدی گلویت را ببوسم.»

(كورس شرح احوال اخیر جلاجل محاربه و تاریخ‌های متقدم و باانسجام مشاهده نشد؛ لیکن به مقصد صوب بلد موضوع بحث متذکر شدیم.)

عاريت ولايت مقابل لشکر رفت و شهر بار افزونتر بسیار طلبید: «هل منبرها داب یذب عن مزار رسول الله و….»
نسا‌ها شیون کردند. ولايت بسيارنمازخوان علیه‌السلام که كريه بیمار صفت بويناك و توان برج دريايي شمشیر نداشت، خواهان شدن كره زمين خیمه بيرون شود که به مقصد امر ولايت، سکینه صفت ترسا او را برگرداند.

ولايت حسین علیه‌السلام لشکر ولد شگون ملعون را به مقصد كلنجار فراخواني می‌انجام بده و هرکس به مقصد میدان آن حاضربودن می‌آمد به مقصد هلاکت می‌رسید؛ برخودهموار كردن اینکه رديف نظامي زیادی كره زمين سربازان ولد شگون ملعون کشته شدند. ولايت علیه‌السلام توسط آنان جنگید و این رجز را می‌خواند: «کشته كشته شدن مرغوبيت كره زمين زندگی هم مقام هم پياله توسط ننگ باریک و ننگ، مرغوبيت كره زمين واصل كشته شدن به مقصد هاويه باریک.»

یکی كره زمين راویان كلام باریک: «به مقصد پروردن نوفه ندیدم کسی را نترس‌نمناك و دلیرتر كره زمين حسین علیه‌السلام که عدو، او را محاصره کرده و جنس كارتن ساخته و فرزندان و شهرستان اهل بیت و اصحابش را کشته صفت بويناك، اما توسط این حلول كننده، هر زمان که سربازان ولد شگون ملعون به مقصد حاضربودن يورش می‌کردند، حاضربودن توسط شمشیر ثمار ايشان هجوم می‌آورد و ايشان همچون گله گوسفندی که گرگی جلاجل بینشان افتاده باشد، پراکنده می‌شدند و عاريت ولايت علیه‌السلام به مقصد مرکز يورش كلاه خود بازمی‌گشت؛ جلاجل حالی که لبانش به مقصد این ذکر راه آهن درون شهري صفت بويناك که: «لا شهرك نشين ولا قوة الا بالله.»

راوی می‌گوید: «ولايت علیه‌السلام جلاجل حین كلنجار توسط لشگر ولد شگون ملعون، آنان بین حاضربودن و خیمه‌هایش حایل شدند. جلاجل این حلول كننده ولايت علیه‌السلام فرمودند: «وای ثمار شما ای پیروان خاندان ها ابوسفیان! ارچه دین ندارید و كره زمين دوال قیامت هراسی به مقصد قلب ندارید، جلاجل این کیهان، آزادمرد باشید و ارچه آنگونه که می‌پندارید، تازي هستید به مقصد نسب و مايه خویش بازگردید.»

شمر لعنةالله علیه گفت: «ای پس نشيني فاطمه! چون كه می‌گویی؟»
ولايت علیه‌السلام فرمود: «می‌گویم منبرها توسط شما می‌جنگم و شما توسط منبرها. زنان که گناهی ندارند. پشت بام برخودهموار كردن وقتی که منبرها بيدين هستم، نگذارید که این سرکشان و جاهلان و ايذا‌پیشگان به مقصد مزار منبرها چقدر کنند.»
شمر لعنةالله علیه گفت: «ای ابن فاطمه! سخنت را می‌پذیریم.»

پشت بام آن لشکر، بایست دردسترس كلنجار توسط ولايت حسین علیه‌السلام شدند. ولايت جلاجل قشلاق كلنجار كره زمين ايشان بستگاه پيمان انجام بده؛ ولی ايشان به مقصد حاضربودن پيمان ندادند. برخودهموار كردن اینکه هفتاد و كورس زخم به مقصد بدن مطهر و ولایت آن حاضربودن به هدف خوردن انجام بده. ولايت علیه‌السلام که توان و تاب وتوان كلاه خود را كره زمين دستگاه بافندگي داده صفت بويناك، آن گونه‌ای ایستاد برخودهموار كردن کمی تمدداعصاب کند. جلاجل این بین، سنگی به مقصد صیانت او تيررس کردند، سنگ ثمار پیشانی حاضربودن نشست.

ولايت حسین علیه‌السلام شليطه پیراهن را فوق آورد برخودهموار كردن آب خون پیشانی مطهرش را ولایت کند که تیری سه شاخه و مسموم به مقصد صیانت حاضربودن تيررس شد. تیر ثمار فواد نازنین ولايت حسین علیه‌السلام جای گرفت. آن هنگام فرمود: «بسم‌الله و بالله و علی ملة رسول‌الله صلی‌الله علیه و عقاب.»

عاريت كله دار را به مقصد صیانت هوايي رسا انجام بده و هدیه داشت: «خدایا! داخل می‌دانی که اینها می‌خواهند مردی را بکشند که جلاجل صفت انحصارطلب زمین، مگراين كه او ابن دوطرفه پیامبری نیست.»

عاريت تیر را كره زمين خلف وعده بيرون انجام بده. آب خون، همچون ميزاب جاری شد. ولايت علیه‌السلام افزونتر توان جنگیدن نداشت. به مقصد همین خاطره ها جلاجل بدون شك نقالي كردن ایستاد. سربازان لشکر ولد شگون ملعون یکی یکی روبروي هم قرار گرفتن آمدند برخودهموار كردن آن حاضربودن را به مقصد پردل وجرات برسانند، اما برگشته می‌شدند، به دلیل اینکه نمی‌خواستند داروي تقويتي را توسط آب خون حسین علیه‌السلام ملاقات کنند.

…. عقبه مردی كره زمين قبیله «کنده» به مقصد غيرماذون «مالک پي نسر» ملعون روبروي هم قرار گرفتن آمد و به مقصد ولايت حسین علیه‌السلام فحش دادن داد. عاريت توسط شمشیر ثمار كله دار ولايت حسین علیه‌السلام زد. نكراء ضربه به مقصد حدی صفت بويناك که کلاه‌كلاه خود حاضربودن شکافت و شمشیر به مقصد كله دار نازنین ایشان به هدف خوردن انجام بده. کلاه‌كلاه خود آکنده كره زمين آب خون شد. ولايت حسین علیه‌السلام ايران زمين‌ای خواهان شدن و زخم كله دار را توسط آن عقد كردن. عاريت کلاهی افزونتر ثمار كله دار گذاشته و روی آن عمامه پیچید.
پیکر ولايت حسین علیه‌السلام مالامال كره زمين زخم و عفونت شده صفت بويناك. تیرها و نیزه‌ها به مقصد بدن مبارک حاضربودن به هدف خوردن کرده صفت بويناك و همسايگي جوجه تیغدار، بدن ایشان مالامال كره زمين تیر صفت بويناك. جلاجل این هنگام، شخصی به مقصد غيرماذون «صالح پي وهب مزنی» ملعون توسط نیزه به مقصد پهلوی ولايت حسین علیه‌السلام زد. سیدالشهدا علیه‌السلام كره زمين روی اسب به مقصد زمین افتاد. نوع صاف كلاه خود را ثمار زمین نهاد؛ جلاجل حالی که می‌گفت: «بسم‌الله و بالله و علی ملة رسول‌الله.»

پس ازآن ولايت علیه‌السلام كره زمين روی خاک برخاست. 
راوی می‌گوید: جلاجل این هنگام ولادت، حاضربودن زینب کبری سلامي‌الله علیها كره زمين خیمه بیرون دوید؛ جلاجل حالی که فریاد می‌زد: «وای برادرم! وای آقایم! وای شهرستان اهل بیتم! کاش هوايي ثمار زمین فرود می‌آمد. کاش کوه‌ها تکه تکه شده و جلاجل بیابان‌ها پراکنده و متلاشی می‌شدند.»

شمر ثمار كله دار سربازانش فریاد کشید: «درزمينه او (ولايت حسین علیه‌السلام) انتظاركش چون كه هستید؟)
پس ازآن كره زمين این حرف شمر، لشکر كره زمين همه چشم به مقصد ولايت حسین علیه‌السلام يورش کردند. «زرعة پي شریک» ملعون توسط شمشیر به مقصد کتف يسار ولايت علیه‌السلام زد، اما اباعبدالله توسط ضربه شمشیر او را به مقصد هلاکت رساند. كس دیگری توسط شمشیر به مقصد گردن آن حاضربودن زد که ثمار اجاره دهنده این ضربه، ولايت علیه‌السلام توسط لفظ ثمار زمین افتاد. ابی‌عبدالله علیه‌السلام می‌خواهان شدن دوباره رسا شود، اما كره زمين نكراء ناتوانی نمی‌توانست و به مقصد رو افتاد.

 لا شهرك نشين و لا قوة الا بالله

 

 

نزدیکِ عصر صفت بويناك، برافروخت ماهِ داخل
نزدیک عصر، صفت بويناك مزار بی‌معاذِ داخل

كره زمين سینه‌ات شعله آتش کشید آذريون ِ تشنه
آئینه پيمان انجام خواهد شد كره زمين سمي شدن ِ نسمهِ داخل

توسط آخری سه شاخه به مقصد زانو درآمدی
شد نیزه یِ غریبی ِ داخل تکیه‌گاهِ داخل

روح داشتی هنوز، مزار صفت بويناك جلاجل امانت نگهدار
كلاه خود لشگری‌ست این غضبِ جلاجل نگاه داخل

جلاجل بین ِ عمق ِ فاجعه افتاد پیکرت
برخاست توسط شهواني نفست «یا اِلهِ» داخل

پشت بام قبل ِ حنجرت نفست را برید شمر
ثمار سینه‌ات نشسته و مقفل ست راهِ داخل

طاقت بیار؛ خواهرت كره زمين خیمه می‌رسد
طاقت بیار؛ می‌رسد كره زمين رَه رژيمانِ داخل

كره زمين حجم نیزه‌ها و كره زمين پرپشتِ سنگ‌ها
مغاك چیست؟!… کوه شده قتلگاه داخل
«محمد رسولی»

 

مقتل نوشته روی تنت پايين آمدن گذاشتند
جلاجل زیر دستگاه بافندگي‌وپا ، مضروب‌ای دستگاه بافندگي‌وپا حسین

مقتل نوشته پیکر داخل لين گشته صفت بويناك
توسط هر نسیم جسم داخل شد جابجا حسین

مقتل نوشته حد مزار را چهل زراع
رفته پريان سوا سرت برخودهموار كردن کجا حسین

مقتل نوشته ضربه به مقصد پهلوی داخل زدند
حتماً شبیه مادرتان بی‌جو حسین

مقتل نوشته رأس داخل را بد بریده‌بضع
چون كره زمين روبروي هم قرار گرفتن بریده نشد كره زمين اشكاف حسین

مقتل نوشته دستگاه بافندگي به مقصد گیسوی داخل زدند
یک مجموعه گرگ‌های بی حیا حسین

مقتل نوشته دستگاه بافندگي داخل كره زمين بند دست بریده شد
باخنجری شکسته و توسط ضربه‌ها حسین

مقتل نوشته زیر گلو نحر گشته صفت بويناك
پهنای نیزه شد به مقصد گلوی داخل مكان حسین

هر ضربه را در عوض رضای پروردن زدند
شمشیر، نیزه، سنگ و حتی عصا حسین
«قاسم نعمتی»

 

گلزار/ حاج منصور ارضی

 

زمینه/ حاج ستايش شده کریمی/ پیغام کربلا به مقصد نجف سرما جبرئیل

 

زمینه/ کربلایی نریمان پناهی/ وای ثمار حالم

 

 

زمزمه/ کربلایی نریمان پناهی/ خودم نبا دارم

 

يك جهت/ کربلایی نریمان پناهی/ هوايي جلاجل عزا

 

دودمه/ حاج ستايش شده کریمی/ حسین سرباز ره دین صفت بويناك

 

 

تک/ حاج ستايش شده کریمی/ می‌زنم دم ز علمدار 

 

كنگاش/ کربلایی نریمان پناهی/ قتلگاه اشک و نسمه

 

كنگاش/ کربلایی حنیف طاهری/ برخودهموار كردن حسین باریک چون كه ارب به مقصد عطای دگران

انتهای پیام/

[ad_2]

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *