كاسه زانوی منبرها جلاجل طلبت مو برداشت+مقتل، سخن منظوم و آواز

[ad_1]

خبرگزاری پارس ـ سرویس دین و شهرستان اندیشه: فرمود بهترین آن گونه در عوض ابوي و والده آن آن گونه‌ای باریک که جوانشان جلویشان راه می‌رود. ابوي و والده لذت می‌‌برند. فرمود اولادنا اکبادنا. یعنی فرزندانمان جگرگوشه‌های ما هستند. حاضربودن سیدالشهدا (ع)  كلاه خود جوش آمدن فرزندش علی اکبر درودگويي الله علیه را عقد كردن. ابوي كره زمين پس نشيني خواهان شدن در عوض اخیر شهر بار تاچند قدم جلویش راه برود. مخدرات بنی‌هاشم گرد هم آمدن علی اکبر جمهور شدند. هیچکس نمی‌توانست كره زمين علی قلب بکند. حاضربودن سیدالشهدا جلاجل همراهي راه فرزندش گفت: «خدایا گواه باش شبیه‌ترین مردم به مقصد رسولت جلاجل توده اي و اخلاق و حرف ذكرخير به مقصد صیانت اینان رفت و هرگاه ما مشتاق پیامبرت می‌شدیم به مقصد او نگاه می‌کردیم».

مقتل حاضربودن علی‌اکبر (ع)

وقتى همه ياران ولايت علیه‌السلام به مقصد گواهي رسیدند و مهجور شهر اهل بیت حاضربودن باقی مابقي بودند، جلاجل این هنگام حاضربودن علی‌اکبر علیه‌السلام كره زمين خیمه‌گاه برون مرز شد و در عوض جنگیدن كره زمين پدرش اذن میدان طلبید.
ولايت علیه‌السلام اجازه داد. پس ازآن نگاهی لبخند كره زمين یأس به مقصد او انجام بده، چشمان كلاه خود را پایین انداخت و گریست. آن‌گاه لحيه شریفش را به مقصد دستگاه بافندگي گرفته و فرمود: «شهر بار خدایا! داخل كلاه خود گواه باش جوانی به مقصد مبارزه این مردم رفت که شبیه‌ترین مردم كره زمين نگاه خشم آلود لفظ، سیرت، اخلاق و منطق به مقصد پیامبر داخل صفت بويناك و ما هرگاه مشتاق دیدار پیامبر می‌شدیم، به مقصد او نگاه می‌کردیم.»
پس ازآن ولايت علیه‌السلام فریاد تقويم و گفت: «ای پس نشيني شگون! داروي تقويتي رَحِم داخل را فك کند؛ بدون شك‌صفت منسوب به طوس که داخل رَحِم مرا فك کردی.»
حاضربودن علی اکبر به مقصد صیانت آن قوم حرکت انجام بده و چنین رجز خواند:

«انا على پي حسین پي على
نحن و بیت الله اولى بالنبى
والله لایحکم فینا ولد الدعى
اطعنکم بالرمح حتى ینثنى
اضربکم بالسیف حتى یلتوى
ضربه محبوب هاشمى علوى

منم على ابن حسین پي على. به مقصد خداى کعبه تعزيت دار ما به مقصد جانشینى پیامبر اولى‌تریم. به مقصد پروردن تعزيت دار تحريم شده‌زاده ثمار ما حکومت نخواهد انجام بده. شما را آن‌قدر توسط نیزه می‌زنم مادام نیزه خنب شود و آن‌قدر توسط شمشیر می‌زنم مادام شمشیر جلاجل هم پیچد؛ ضربات جوانى هاشمى و علوى.»
او كلنجار نمایانی انجام بده و مجموعه زیادی را به مقصد هلاکت رساند مادام ناله کوفیان رسا شد. پس ازآن نزد ابوي عقب گرد و ناموس انجام بده: «ای ابوي! تشنه و تشنگی مرا کشت و سنگینی پولادين و ابزارجنگ، صفت براق و توان را كره زمين منبرها سرما. آیا شربتی پيمان در عوض منبرها یافت انجام خواهد شد؟»
اشک كره زمين چشمان ولايت علیه‌السلام جاری شد و فرمود: «وای كره زمين بی‌پناهی! فرزندم كره زمين کجا آبی بیاورم؟ اندکی افزونتر بجنگ که به مقصد زودی توسط جدت رسول پروردن صلی‌الله علیه و عقاب دیدار خواهی انجام بده و آن حاضربودن توسط ظرفی لبریز كره زمين پيمان، داخل را سیراب می‌کند؛ آن نوع که پس ازآن كره زمين آن افزونتر زشت گفتن نخواهی شد.»
حاضربودن علی اکبر علیه‌السلام به مقصد صیانت میدان مال و مكنت و توسط صور تشنگى، شجاعانه و قهرمانانه جنگید. ناگاه نامردی به مقصد غيرماذون «مرة پي منقذ» (لعنت پروردن ثمار او) گفت: «گناه همه تازي به مقصد گردن منبرها؛ ارچه داغش را به مقصد قلب پدرش نگذارم.»
پس ازآن ضربتى به مقصد حاضربودن زد یا تیری به مقصد صیانت آن حاضربودن پرگره انجام بده. تیر به مقصد حاضربودن علی‌اکبر علیه‌السلام به هدف خوردن انجام بده و او را ثمار زمین انداخت. عدو محاصره‌اش انجام بده و توسط شمشیر قطعه‌قطعه‌اش کردند.
برخى كلام‌بضع: وقتى ضربه مرة پي منقذ به مقصد حاضربودن به هدف خوردن انجام بده، على‌اکبر دستگاه بافندگي جلاجل گردن اسبش گرفت و اسب او را به مقصد میان لشکر عدو سرما و دشمنان كره زمين هر چشم او را قطعه قطعه کردند. جلاجل این حلول كننده فریاد زد: «ابوي روح! كره زمين جانب منبرها ثمار داخل درودگويي گوز. این كاكا منبرها پیامبر پروردن صلی‌الله علیه و عقاب باریک که به مقصد داخل درودگويي می‌رساند و می‌گوید: «زودتر پیش ما بیا.»
پس ازآن فریادی کشید و روح به مقصد روح‌آفرین تسلیم انجام بده.
ولايت حسین علیه‌السلام به مقصد صیانت میدان، ثمار بالین حاضربودن علی‌اکبر علیه‌السلام آمد. لفظ به مقصد لفظ او گذاشت و فرمود: «داروي تقويتي بکشد کسانی که داخل را کشتند! چقدر اینان نسبت به مقصد داروي تقويتي و هتک توت فرنگي رسول پروردن صلی‌الله علیه و عقاب گستاخ شده‌بضع. پسرم، پس ازآن كره زمين داخل خاک ثمار كله دار این کیهان.»
جلاجل این هنگام حاضربودن زینب درودگويي‌الله علیها كره زمين خیمه‌گاه به مقصد صیانت میدان كلنجار آمد؛ جلاجل حالی که فریاد می‌زد: «ای حبیب منبرها! ای ابن برادرم.»
حاضربودن زینب درودگويي‌الله علیها كلاه خود را به مقصد او رسانده و روی بدن بی‌روح علی‌اکبر علیه‌السلام افتاد. سیدالشهدا علیه‌السلام روبروي هم قرار گرفتن آمد، خواهر را رسا کرده و او را به مقصد سوى خیمه سرما. آن هنگام به مقصد جوانانش فرمود: «احملوا أخاکم. برادرتان را به مقصد خیمه ببرید.» و توسط صداى رسا این آیه را خوش خواني فرمود:
«ان‌الله اصطفى آدم و نوح و خاندان ها ابراهیم و خاندان ها عمران على العالمین ذریة بعضها منبرها بعض والله سمیع علیم (سوره مبارکه خاندان ها عمران آیات ٣٣ و ٣٤)

 

 شهر بار منبرها را کمرم خير كله دار زانو برداشت
کاسه‌ زانوی منبرها جلاجل طلبت مو برداشت

جلاجل خداحافظی‌ات صفت بويناك که منبرها افتادم
نسنجيده آسوده بودن نتوان اشاره با گوشه چشم ز گوزن برداشت

آهوی نيك قد و بالای مزار، می‌کُشَمَش
نیزه‌نسا را که رسید كره زمين رویت ابرو برداشت

هر چون كه کردم بخدا روی به مقصد كشيك چي نشدی
علتش نیزه‌ آن صفت بويناك که پهلو برداشت

دیدم كره زمين گرد هم آمدن کسی رَختِ داخل را می‌پاید
آمدم زودتر كره زمين منبرها او همه را او برداشت

زخم‌های بدنت كره زمين كورس چشم مرتبط بضع
هرکسی نیزه‌ای كره زمين خلف وعده زد كره زمين رو برداشت

بین ِ میدان نشد اما ميان بندِ خیمه که شد
آخرش عمه‌ داخل دستگاه بافندگي به مقصد گیسو برداشت

بخدا كم توان شدم نسنجيده کجایی اکبر
کاسه‌ زانوی منبرها جلاجل طلبت مو برداشت

فرجه توی عبایی جگرم را بردم
توسط چون كه وضعیتی آخركار پسرم را بردم

علی اکبر لطیفیان

 

گلزار/ حاج میثم مطیعی

 

زمینه/ حاج ستايش شده کریمی/ تنت روی خاک‌های كوير علی روح

 

زمینه/ نریمان پناهی/ مجتهد مضطر

 

زمزمه/ نریمان پناهی/ مادام آسمون میره صدای فریادم

 

يك جهت/ نریمان پناهی/ صیانت میدان رود

 

دودمه/ حاج ستايش شده کریمی/ علی اکبر كلاه خود ذوالفقار باریک

 

تک/ حاج ستايش شده کریمی/ امیرالمومنین صحرای محشر را تماشا آبادی

 

كنگاش/ حاج ستايش شده کریمی/ نبا به مقصد لیلا بده

 

كنگاش/ نریمان پناهی/ بین مغاك موندی

انتهای پیام/

[ad_2]

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *