جزئیات و مدافع جدید كره زمين سرپيچي گسترده جلاجل گمرک شهر تهران/ نقصان جنون مردم آزاري‌ای که ۱۱ میلیارد ده هزار دينار به مقصد جیب مفسدان ریخت

[ad_1]

به مقصد شرح احوال خبرنگار اقتصادی خبرگزاری سواره، توسط افشای سرپيچي پس دهي اضافه دریافتی کالاهای گمرکی جلاجل گمرک شهر تهران، مستندات بدست وارد به ذهن، ابعاد و زوایای گسترده و عربي زبان‌ای كره زمين احيانا دائم الخمر یافته توافق داشتن این سرپيچي تعدادی تضییع صفت پست بیت المال حکایت دارد.

پس دهي اضافه پرداختی گمرکی چیست؟ 

سيني قانون امور گمرکی ارچه میان گمرک و رئيس ديوان محصوله اختلافی جلاجل مواردی كره زمين قبیل ورقه شناسايي، قيمت و ابهاماتی میان دائم الخمر‌های همجوار صور داشته باشد رئيس ديوان محصوله می‌تواند مقداری كره زمين محصوله را به مقصد ديباچه عهده داري یا وديعه‌ای نزد بانک بگذارد و اقدام به مقصد بيرون رفت محصوله نماید. پشت بام كره زمين فرایند افراد ارچه رای به مقصد آما رئيس ديوان محصوله صادر شود وديعه امکان پس دهي دارد جلاجل غیر این لفظ به مقصد آما دولت قبضه انجام خواهد شد.

گزارش ها ماجرا: سرپيچي ۲۰ میلیاردی تعدادی یک شرکت

مشکل كره زمين این آرامش طلب باریک که اواخر اسم باشليق ۹۵ شرکت (پ م ش) توسط ارائه مستنداتی زن خواهي پس دهي اضافه دریافتی ۵۹ مقياس اظهارنامه كره زمين صیانت گمرک شهر تهران انجام خواهد شد. 

جلاجل ظهور این شرکت جلاجل فرایند زمان رسیدگی به مقصد سابقه توانسته رأی کمیسیون رسیدگی به مقصد اختلافات گمرکی را بگیرد و به مقصد گمرک شهر تهران ارائه کند. توسط این حلول كننده گمرک شهر تهران جلاجل ۲۰ عقرب اسم باشليق جاری جلاجل شفا و ريشه داري‌نامه و رأی کمیسیون تشکیک می‌کند و توأمان كره زمين بانک عملي ساختن بايسته می‌کند چک صادر شده به مقصد صفت تبليغاتچي ۲۰ میلیارد ریال به دنياآمدن شود. 

كسب جعل آراء کمیسیون رسیدگی به مقصد تخلفات

بدون شك سنه گمرک شهر تهران كره زمين دفتراسناد بررسی و تعیین قيمت خبرجويي می‌کند و كورس سنه پس ازآن مشخص انجام خواهد شد که خرابكاري‌ای تعدادی رأی یاد شده صور ندارد. 

آن وقت مدیرکل گمرک شهر تهران هشت سنه پشت بام كره زمين مشخص كشته شدن جعلی توافق داشتن رأی کمیسیون رسیدگی به مقصد اختلافات گمرکی، گزارش ها ماجرا را دفتراسناد بازرسی و مدیریت عملکرد گمرک واگو می‌کند. 

توسط افشای جعلی توافق داشتن مستندات پس دهي اضافه بازدادن شرکت مذکور که صفت تبليغاتچي آن ۲۰ میلیارد ریال صفت بويناك و مکتوبنگاری‌های مختلف ابعاد بیشتری كره زمين جزئیات سابقه‌های مانند آن شرح احوال انجام خواهد شد. 

جزئیات شکایت اولیه كره زمين ۱۰ شرکت متخلف به مقصد دادستانی

۵ سنه پشت بام كره زمين جلاجل جریان جايگزين شدن دفتراسناد بازرسی گمرک کشورایران، این‌شهرستان بار مدیرکل گمرک شهر تهران جلاجل تاریخ ۵ آذر اسم باشليق جاری، جلاجل مکتوبای به مقصد معاف دادستان شهر تهران و مدير دادسرای امور اقتصادی شهر تهران گزارشی توسط مشکل رويداد قصور اولیه جعل و كاربرد كره زمين مدافع مجعول و تحصیل ثروت غيرصميمي ارائه می‌کند. 

جلاجل این نامه گمرک شهر تهران علیه ۱۰ شرکت شکایت کرده و اشعاركننده داشته که مبلغ ها اولیه فروسو ديباچه پس دهي اضافه‌پرداختی گمرکی، برداشت شده باریک. 

مبلغ ها ديباچه شده جلاجل این نامه به مقصد ديباچه پس دهي وجه به مقصد شرکت‌ها قريب ۸۸ میلیارد ریال باریک.

یک رينگ چرخ مفقوده این نامه گروهي ارائه مستندات و مبلغ ها برداشتی كورس شرکت یاد شده جلاجل ورقه اولا این نامه باریک که مستندات قاتل و مبلغ ها ايشان صور ندارد. حكماً جزئیات داغ جا می‌دهد که سابقه آقای (ع ق) و (ح د) جلاجل مقام ها اولیه بررسی بوده و حلقه زدن شرکت و بيگانگان دیگری ذی دخالت دادن باشند، شرح احوال خواهد شد. 

نامه دیوان محاسبات به مقصد گمرک

۶ سنه پشت بام كره زمين به مقصد جریان محذوف شرح احوال سرپيچي و جعل لفظ گرفته که نامه آن به مقصد معاف دادستان شهر تهران واصل شد، دیوان محاسبات جلاجل تاریخ ۱۱ آذرماه ۹۶ جلاجل مکتوبای زن خواهي فرستادن مستندات و اقدامات اعمال شده كره زمين صیانت گمرک انجام خواهد شد. 

جواب ناکافی گمرک به مقصد بايسته دیوان محاسبات

سيني روند زمانی مکتوبنگاری‌های به مقصد عمل وارد به ذهن جلاجل اسم مورد این سابقه که ابعاد و جزئیات بیشتری كره زمين آن شيوا شد، گمرک جلاجل تاریخ ۲۹ آذرماه ۹۶ یعنی پشت بام كره زمين ۱۸ سنه به مقصد نامه بخش اقتصادی و زیربنایی دیوان محاسبات جواب می‌دهد. 

رئیس کل گمرک جلاجل این جوابیه غير اشاعت به مقصد شرح احوال رويداد قصور و شکایت گمرک شهر تهران كره زمين ۹ شرکت افزونتر علاوه ثمار آن یک شرکت و مبلغ ها کامل مطرح شده جلاجل نامه به مقصد دادستانی شهر تهران اعلام می‌کند بررسی‌ها و اقدامات واجب شده جلاجل چهارچوبه ضوابط و ضوابط اجرایی جلاجل حلول كننده رسیدگی و اعمال باریک. 

برخودهموار كردن اینجا روند و پیمان كره زمين طی كشته شدن شيوه تفكر عادت گرفته اداری تعدادی پیدا كشته شدن مباحث مغفول حکایت دارد. اما كره زمين این به مقصد پس ازآن ماجرا تغییر می‌کند.

ضربت الاجل یک هفته‌ای بازرسی تعدادی گمرک شهر تهران: پيچيدگي جلاجل جزئیات سرپيچي شرکت‌ها 

توسط ابهامات و گدازش نشدن مشکل و احيانا گسترده توافق داشتن سرپيچي لفظ گرفته كره زمين آنچه کشف شد، دفتراسناد بازرسی و مدیریت عملکرد سيني مسولیت و مسوليت كلاه خود جلاجل ضربت‌الاجل یک هفته‌ای كره زمين گمرک شهر تهران می‌خواهد برخودهموار كردن چگونگی مشکل بررسی و نتیجه را به مقصد تفکیک مناسبت ها توسط گزارش ها وظایف کارمندان جلاجل فرایند پس دهي و وعاء ايشان را تشریح می‌کند. 

جلاجل این نامه که به مقصد تاریخ ۱۱ دی‌ماه ۹۶ اسم نويسي، غيرماذون ۹ شرکت به مقصد اشاره با گوشه چشم می‌خورد که جلاجل مقایسه توسط جزئیات نامه ارائه شده به مقصد دادستان شهر تهران، نام شرکت (پ ت ز) مشاهده نمی‌شود و نکته افزونتر آن باریک که ارقام پيوسته كاري به مقصد پس دهي متفاوت باریک. 

افشای بخشی كره زمين خلف وعده غطا سرپيچي گمرکی 

آنچه نامه دفتراسناد بازرسی را متمایز می‌کند، گروهي رعایت کامل مضمون هيئت ۱۴۱ قانون رسیدگی امور گمرکی و هيئت ۱۹۹ آئین‌نامه اجرایی آن جلاجل توجه به مقصد گذشته ها، مندرج یا گروهي مندرج هستند. بايسته‌های پس دهي و تنظیم اوراق و گروهي رعایت مضمون هيئت ۳۳ شیوه‌نامه هيئت ۷ قانون امور گمرکی باریک. 

این مباحث حکایت كره زمين شبهات و ابهاماتی دارد که متوجه عملکرد پرسنل و مسئولان گمرک شهر تهران بوده و به مقصد ايشان توجه نشده باریک.

سيني دانسته ها به مقصد دستگاه بافندگي وارد به ذهن، مدیرکل گمرک شهر تهران تعدادی مبرا وزیر ها كلاه خود كره زمين هرگونه اتهام احتمالی ناقل ۲۳ كولاك‌ماه ۹۶ اسامی همکاران و مقام خدمتگزار ايشان را جلاجل فرایند صدور احکام پس دهي به مقصد دفتراسناد بازرسی گمرک، فرستادن کرده و مدعی شده مدافع و مستندات آن را جلاجل اختیار ندارد. 

سيني جزئیات بدست وارد به ذهن مدیرکل گمرک شهر تهران ۳۱ نفر كره زمين کارمندان و مسئولان جلاجل بدي ها امور گمرکی، هيئت ۷ و بدي ها اداری کشورمالی را معرفی کرده باریک.

جلاجل حلول كننده موجودي شماری شايعه تایید نشده كره زمين توقيف تاچند نفر كره زمين يكباره متعهد مکاتبات جلاجل گمرک شهر تهران جلاجل این زمینه حکایت دارد.

به مقصد شرح احوال سواره، پیرو مستندات مطرح شده، سؤالات و ابهاماتی متوجه مسئولان گمرک شهر تهران و نهادهای نظارتی و سامانه‌های زيرك باریک که نیاز به مقصد وهاج‌سازی داشته و جواب مستند و اسم حلقه صوب اقناع افکارعمومی و صیانت كره زمين بیت‌المال ضروری می‌سازد.

۶ پيچيدگي و سوال غير جواب درزمينه تخلفات لفظ گرفته

۱- سيني هيئت ۱۴۱ قانون گمرکی و ۱۹۹ پس دهي تعدادی رد اضافه پرداختی قطعی صرفاً بایستی به مقصد لفظ اوراق چاپ مخصوص كره زمين صیانت رئيس ديوان محصوله و یا نماینده قانونی،‌اوراق پس دهي پنج برگی تنظیم می‌شد و تنظیم حکم پس دهي به مقصد لفظ احکام، كره زمين ازاصل برخلاف قانون و ضوابط بوده باریک. سوال اینجاست که به چه علت این اقدام لفظ نگرفته باریک؟

۲- پيچيدگي دیگری که مطرح باریک این باریک که جلاجل جریان روند اداری و سيني ضوابط به چه علت این اوراق به مقصد تأیید سرویس ارزیابی گمرک نرسیده و امور کشورمالی نیز به مقصد این بااستعداد توجه نداشته باریک؟

۳- آیا تنظیم حکم پس دهي و مکاتبات غير گردش کار اولیه، توسط اجازه كره زمين بدي ها امور گمرکی رخ داده یا خیر؟ 

۴- فرایند گردش کار پس دهي بدین گزارش ها باریک که جلاجل وهله اولا، متقاضی یا مرحله ها‌کننده كسب شده و پشت بام كره زمين بررسی و ادراك پذير كردن تأیید كره زمين کارشناس، متعهد سرویس، کارشناس بازبینی، متعهد بازبینی و نهایتاً ادراك پذير كردن تأیید كره زمين بدي ها ثمار روی بايسته اولیه اجازه تنظیم اوراق پس دهي کنترل و نهایی شود.  آیا گردش کار كلام شده رعایت و تشریفات قانونی حالت شده باریک؟

۵-مستندات داغ جا می‌دهد جلاجل شماری احکام صادره اساساً درخواستی كره زمين صیانت رئيس ديوان محصوله و یا نماینده قانونی تعدادی پس دهي اضافه پرداختی به مقصد گمرک  شهر تهران تسلیم نشده باریک که دائم الخمر‌یافته توافق داشتن این کار و مشارکت شماری کارمندان این دائم الخمر را محتمله می‌کند. این مشکل برخودهموار كردن چون كه مقیاس شفا دارد؟

۶- توسط صور طی نشدن فرایند پس دهي و گروهي ادراك پذير كردن باغ ها پنج توضيحات شامل تأیید ارزیاب، کارشناس مربوطه، متعهد سرویس مربوطه، کارشناس بازبینی، متعهد بازبینی و بدي ها فنی و در عرض گروهي كسب هيئت ۷ (بدهی گمرکی) اسم ابله باریک که مدیرکل گمرک شهر تهران توسط یک توضيحات پس دهي را تأیید کرده باریک؟ آیا بلندپايگان نسبت به مقصد این مشکل صور نداشته باریک؟ به چه علت امضاها كره زمين صیانت مدیرکل گمرک شهر تهران توسط تمركزفكر هم نشين نبوده باریک؟ 

انتهای پیام/

[ad_2]

هرآينگي بيرون رفت كره زمين پهند برجام توسط دوراني جلاجل سیاست های راهبردی

[ad_1]

به مقصد شرح احوال رديف نظامي سیاسی خبرگزاری سواره،رسول سنایی جلاجل به ستوه آمدن نگاه دیپلماتیک فصل نامه مسوليت توسط اشارت به مقصد اخرین شرح احوال آژانس جلاجل تأیید پایبندی کشورایران به مقصد برجام و کارشکنی آمریکا و اروپا جلاجل اجرای آن نوشت: جلاجل بدون شك حلول كننده که آژانس بین‌المللی انرژی اتمی جلاجل دهمین شرح احوال كلاه خود پایبندی جمهوری اسلامی کشورایران به مقصد برجام را تأیید کرده باریک، آمریکا و اروپا به مقصد بهيمه ها‌های واهی و حیله‌بازی، اجرای آن را معطل گذاشته و خير فرد كره زمين تعهدات خویش طفره می‌روند، بلکه توسط مستمسک آرامش طلب وام گذاردن توان موشکی و نفوذ منظقه‌ای جمهوری اسلامی، وقیحانه مذاکرات مكرر به مقصد روی برجام و تغییر بندهایی كره زمين آن را كنار زدن می‌کنند که ميله زمانی دارد.

به مقصد عبارتی، آمریکا و متحدانش غير اعمال تعهداتی که جلاجل واقع متحقق شدن منفعل جمهوری اسلامی کشورایران كره زمين برجام به مقصد شمار می‌آید، به مقصد كنار زدن تحمیل محدودیت‌های دائمی یا دائمی‌سازی خرجیهای کشورمان كره زمين برجام هستند. حكماً این رديف نظامي کشورها مبارزه می‌کنند جلاجل عین نقض اعمالی برجام، كره زمين نقض اعلامی آن خودداری کرده و جلاجل واقع لاشه برجام را همچنان ابزاری تعدادی فریب افکار عمومی کشورایران باروح كاربرد آرامش طلب داده و مسئولان را نیز جلاجل بلاتکلیفی و معطلی تعدادی تصمیمات راهبردی و راهکارهای جایگزین نگه دارند.

جلاجل شرایطی که متأسفانه شماری دولت‌های اروپایی به مقصد جای وادارسازی رئیس‌خلق دیوانه‌نمای آمریکا به مقصد  صفت به خاطرسپردني تعادل دیپلماسی غربی و احترام به مقصد تناقض هسته‌ای، متأسفانه او را جلاجل تشکیل جبهه واحدی علیه کشورایران همراهی کرده و به مقصد عقيده خویش این دیوانه‌نمایی و لرزانك تهاجمی ترامپ را فرصتی تعدادی تشدید تراكم وادارسازی کشورمان به مقصد تکرار برجام جلاجل مربوط به حوزه‌های افزونتر تلقی می‌کنند، كره زمين مسئولان حرمتدار دولتی توقف می‌رود تعدادی بيرون رفت كره زمين این کیفیت تصمیم‌گیری کرده و سناریوی مشترک آمریکا و دولت‌های متحد اروپایی آن را خنثی کنند.

تأملی ثمار بازی مکارانه این دولت‌ها، اثر داغ‌دهنده این واقعیت باریک که سعی دارند ثمار ازاصل هیبت كلنجار داغ و فروپاشی شوروی توسط مذاکره و گشایش‌نمایی، جامعه را نسبت به مقصد آینده مذاکرات شرطی و مسئولان را نیز توسط وعده و وعید به مقصد بی‌عملی کشانده و جلاجل توقف نگه دارند.

مسیری که گدازش هم تراز و هم سان و مشکلات جامعه را به مقصد آینده موکول می‌کند و جلاجل عین حلول كننده به مقصد توقعات و انتظارات مردم شليطه ضربت ديده و متحقق شدن آن را هم وابسته شدن به مقصد قبول پیمان یکجانبه و شرورانه و آن هم تعدادی آینده‌ای پوشيده ماندن می‌کنند.

جا گرفتن مسئولان جلاجل موقعیت توقف و بی‌عملی و مقابل گرديدن جامعه توسط توقف بی‌نتیجه و فراتر كره زمين عسرالنفس تحمل ناكردني که توسط دیپلماسی عمومی و مدیریت ادراک تقویت شود، می‌تواند به مقصد تغییراتی جلاجل افکار و روال منتهی شود و شاید اشارت صریح به ‌دست آوردن خارجه خاندان ها‌سعود مبنی ثمار اینکه برجام به مقصد تنهایی تعدادی تغییر روال جمهوری اسلامی کشورایران کفایت نمی‌کند، اشارت به مقصد بدون شك سناریویی باشد که موردتوجه به مقصد تجربه ها كلنجار داغ باریک.

جالب اینکه جلاجل آن دوران هم تعدادی تشدید تراكم ثمار شوروی، آمریکایی‌ها کاهش قیمت نفت را توسط همیاری کشورعربستان سعودی پیش بردند.

اما حلول كننده که نشانگان تکرار بدون شك سناریو علیه ما آشکار شده، باید توسط عبرت كره زمين تاریخ فورسرين كره زمين نژنگ آن بيرون شد که بيرون رفت كره زمين این نژنگ الزاماتی به مقصد گزارش ها زیر دارد:
۱ـ تبیین واقعیت‌های پيوسته كاري به مقصد پایبند نبودن آمریکا و دولت‌های غربی به مقصد تعهدات‌كندو جلاجل برجام كره زمين صیانت كس رئیس‌ حرمتدار خلق و تیم مذاکره‌کننده که باآنكه سنگین بوده و توسط شماری ادعاهای قبلی آنان جلاجل خلاف ورزي هم آرامش طلب می‌گیرد؛ اما منفعل ملی و مصلحت ها ديسيپلين جلاجل رتبه‌ای بالاتر كره زمين آن آرامش طلب می‌گیرد و بدون شك‌نوع که سرخرگ مذاکرات را نوعی نترسي می‌دانستند، پسفردا هم باید نترسي بيرون رفت كره زمين این گرد هم آمدن باطل را داشته و كره زمين خرجیهای‌ حیثیتی احتمالی کوتاه‌اختصاصی آن هیچ نگرانی نداشته باشند.

۲ـ تغییر جلاجل رویکردهای راهبردی به مقصد خصوصی دوراني به مقصد شروق و كاربرد كره زمين ظرفیت‌ موجود جلاجل افزونتر کشورها و شکستن توهم سران دولت‌های غربی که فرد گزینه کشورایران صفت به خاطرسپردني و ارتقای روابط اقتصادی توسط مغرب باریک. تعدادی بيرون رفت كره زمين توقف باید فورسرين به مقصد سمت ارتقای تعامل و همیاری توسط افزونتر کشورها و تکرار بركه و همیاری راهبردی توسط کشورروسیه جلاجل مقابله توسط خطرساز داعش حرکت انجام بده و همین محرزشدن را تعدادی گدازش هم تراز و هم سان اقتصادی و شکست تحریم شرورانه آمریکا و متحدانش به مقصد کار عقد كردن.

۳ـ پیاده‌سازی اقتصاد مقاومتی توسط تکیه ثمار مناجاتگري كردن و ظرفیت‌های داخلی و تنظیم مدعا‌ها توسط داشته‌ها که حكماً ادامه دار مورد بحث الگویی اشکال و اسم پري زده و تقویت فرهنگ مقاومتی بوده و همیاری و مشارکت تمامی قوا و نیروهای باطني ديسيپلين را بستگاه می‌کند.

بااستعداد‌نمناك كره زمين همه، تصمیم بهنگام و شهامت اعلام این تصمیم و عملیاتی‌سازی آن باریک که باآنكه باید توسط همه‌جانبه‌نگری هم نشين باشد؛ اما والامنشي و شهامتی كره زمين جنس انقلابی‌گری بستگاه می‌کند که حتماً توسط شماری ملاحظات مشاوران محافظه‌کار و آلوده به مقصد مغرب‌زدگی و خودباختگی به مقصد قوچ‌های غربی جلاجل خلاف ورزي و رويارويي خواهد صفت بويناك؛ كره زمين این رو تغییر مشاوران تصمیم‌عود و احتیاط جلاجل پذیرش بیم و انذار مشاهدان مشوق به هدف نخوردن مذاکره و سیاست‌های برجامی و صفت به خاطرسپردني خودمختاري رأی باغ ها جلاجل این محب تآميز یک هرآينگي قطعی و تعیین‌کننده به مقصد شمار می‌آید.
 

انتهای پیام/ب

[ad_2]

آقایانی که اهل شکنجه بودند عضو تیم بازرسی از اوین شدند/ من اگر بودم مثل لاجوردی عمل نمی‌کردم

[ad_1]

گروه سیاسی خبرگزاری فارس- پرونده ویژه «دادستان انقلاب»/هاجر تذری و مهدی بختیاری: یکی از خصوصیاتی که بارها راجع به شهید اسدالله لاجوردی گفته شده، شناخت او از اعضای سازمان مجاهدین خلق و گروهک‌های ضدانقلاب از دوران زندان در رژیم طاغوت است.

اینکه لاجوردی حساسیت زیادی بر این افراد داشت بر کسی پوشیده نیست و اینکه او تمام تلاش خود را کرد تا از انحراف در میان جامعه توسط این گروهک ها جلوگیری کند.

ولی این شناخت تا چه اندازه مبتنی بر واقعیات بود؟

برای بررسی این موضوع و شناخت بیشتر از اسدالله لاجوردی، گفتگویی انجام دادیم با عزت مطهری (شاهی) از همرزمان قدیمی شهید لاجوردی و از زندانیان باسابقه در رژیم طاغوت که در گذشته (سال‌های ابتدایی) با سازمان مجاهدین خلق نیز همکاری کرده و سران آنها را از نزدیک می‌شناسد.

بیشتر بخوانید:

– چوب‌فروشی که «مرد پولادین» انقلاب شد

– استعفا نمی‌دهم؛ برکنارم کنید

– برخورد شهید لاجوردی با منافقین مثل فرزندانش بود

– حضور توّابین فرقان در پروژه‌‌های موشکی

– لاجوردی برای این «حکم» مرگ خود را از خدا خواست

– خبرنگار آلمانی گفت من وارد گلستانی به نام زندان شدم

** در یک هیات با لاجوردی آشنا شدم

* شما چطور با شهید لاجوردی آشنا شدید؟ با توجه به اینکه ایشان عضو هیات‌های موتلفه بود و شما با سازمان مجاهدین همکاری می‌کردید.

من از سال ۴۲ شهید لاجوردی را می‌شناختم. آشنایی ما از هیأتی در بازار بود که شب‌های چهارشنبه مراسم داشت و آقای صادق امانی هم جزو اداره‌کنندگان آن بود.

من شاگرد بازار بودم و توسط برخی از دوستان، پایم به این هیات باز شد که بعداً یکی از هیات‌هایی شد که موتلفه را تشکیل دادند.

در میان این هیات‌ها یعنی هیات مسجد شیخ‌علی (دروازه مولوی)، هیات اصفهانی‌ها و هیات مسجد امین‌الدوله، اعضای هیات امین‌الدوله بیشتر اطراف امام بودند و کارهای ایشان را انجام می‌دادند.

این هیات‌ها در سال ۴۲ اقدام به پخش اعلامیه میتنیگ ۱۵ خرداد قم کردند اما شاخه نظامی آن که حسنعلی منصور را ترور کرد، از هیات مسجد امین‌الدوله بودند و برای اینکه مسائل امنیتی را رعایت کرده باشند به دیگران هم چیزی نگفتند.

خلاصه من در آن هیأت با شهید لاجوردی آشنا شدم و چون سنش از من بالاتر بود، خیلی به هم نزدیک نبودیم و ارتباطمان در حد سلام و علیک بود.

لاجوردی در همان سال ۴۲ در ارتباط با ترور منصور دستگیر و به یک سال و نیم حبس محکوم شد.

بعد از دستگیری او، دیگر با هم تماسی نداشتیم تا سال ۴۷٫

* سر ماجرای اِل‌ عال؟

بله. در این سال ما با دوستان دیگرمان برنامه‌ای برای مسابقه فوتبال ایران و اسرائیل داشتیم که بعداً به ال عال((EL AL) معروف شد.

همزمان با انجام این مسابقات ما به فکرمان افتاد که ماجرایی مثل المپیک مونیخ را برای ورزشکاران اسرائیلی اجرا کنیم.

دو سه قبضه اسلحه هم داشتیم اما در میان همه تیم‌های حاضر در مسابقات، از تیم اسرائیل به شدت حفاظت می‌شد و هتل محل استقرار آنها هم هتل هیلتون بود.

ما تیم‌های تعقیب و مراقبت هم گذاشته بودیم ولی متوجه شدیم با این امکاناتی که ما داریم و حفاظتی که از آنها می‌شود، امکان ترور وجود ندارد.

تصمیمان را عوض کردیم و گفتیم بجای این کار، یک اقدام سیاسی بکنیم. برنامه‌ریزی کردیم تا چند ده هزار تراکت حاوی شعارهای ضداسرائیلی چاپ و در میان مردم در جاهای مختلف مثل مساجد، سینماها و همچنین در ورزشگاه و در حین مسابقه ایران و اسرائیل پخش کنیم.

برای پخش و چاپ اعلامیه‌ها احتیاج به یکسری امکانات داشتیم که در اختیار ما نبود. این امکانات مثل دستگاه پلی‌کپی را آقای لاجوردی تهیه کرد تا اعلامیه‌ها تکثیر شود.

البته آقای لاجوردی با برخی دوستان ما مثل آقای لشکری و میرهاشمی همکاری می‌کردند و من در این قضیه خیلی با ایشان همکاری مستقیم نداشتم.

مسابقات ۱۰ روز طول کشید و در بازی ایران و اسرائیل هم تیم ایران پیروز شد. مردم خوشحال بودند و شیرینی پخش می‌کردند و ما هم تصمیم گرفتیم از این فضا نهایت استفاده را ببریم.

چند پلاکارد آماده کرده بودیم که در شلوغی‌ها به دست مردم بدهیم. چند کوکتل مولوتف هم داشتیم.

بعد از بازی با واژگون کردن یک دستگاه اتوبوس دوطبقه، فضا شلوغ شد و جمعیت در سه مسیر به حرکت در آمد. یک دسته به سمت میدان انقلاب رفتند، یکسری به سمت مخبرالدوله و چهارراه سیروس و یکسری هم به سمت میدان امام حسین فعلی.

دفتر هواپیمایی اسرائیل به نام ال عال(EL AL) در خیابان ویلا (نجات اللهی فعلی) بود و ما از قبل آن­جا را شناسایی کرده بودیم. دو نفر پاسبان داشت که آنها را رد کردیم رفتند و دفتر هواپیمایی را آتش زدیم.

دو سال بعد در اردیبهشت ۴۹ که قرار بود سرمایه‌داران آمریکایی به سرپرستی راکفلر به ایران بیایند، اعلامیه تندی تهیه کردیم و همه مشکلات کشور را بعد از ۲۸ مرداد ۳۲ به گردن آمریکا انداختیم. این اعلامیه را پیش افراد مختلفی مثل آقای طالقانی، بازرگان و سنجابی بردیم ولی امضا نکردند. حتی آقای سعیدی [شهید] هم گفت خودش یک اعلامیه جدا می نویسد که بر سر همان هم دستگیر شد و به شهادت رسید.

آقای لاجوردی هم در همین رابطه دستگیر و بعد از مدتی -نمی‌دانم یک سال و نیم یا سه سال- آزاد شد.

ارتباط ما تا این زمان هنوز خیلی نزدیک نبود تا اینکه آخرین بار، آقای لاجوردی را در رابطه با من دستگیر کردند و به ۱۸ سال حبس محکوم شد و تا نزدیکی های پیروزی انقلاب در زندان ماند.

داستان هم از این قرار بود که من در زندان بودم و قرار بود یکی از دوستان ما که آقای لاجوردی را هم می‌شناخت، آزاد شود.

حسین جنتی (پسر آیت‌الله جنتی) که بعدها در درگیری‌ها کشته شد، با من ارتباط داشت و من می‌دانستم که با لاجوردی هم ارتباط دارد.

من وقتی دستگیر شدم، راجع به اینها هیچ چیزی نگفتم اما یکی از بچه‌ها که قبلا با او یک شب در منزل جنتی بودیم، زیر بازجویی به این موضوع اشاره کرده بود.

من به آن رفیقی که قرار بود آزاد شود گفتم پیش لاجوردی برو به او بگو که اگر سراغش آمدند، فعالیت مشترک با جنتی را گردن نگیرد و بگوید هیچ ارتباطی هم با من نداشته است ولی بداند که فلانی زیر بازجویی این موارد را لو داده و مراقب باشد بیشتر از این چیزی نگوید.

آن زمان من هنوز دادگاه نرفته بودم ولی اطمینان داشتم که اعدامم می‌کنند.  آن رفیق‌مان گفت من این نامه را می‌برم اما اگر دستگیر بشوم، من تحمل شلاق و شنکنجه ندارم و همه چیز را می‌گویم. آدم صادقی بود. من هم پیش خودم گفتم تا او را بگیرند، حتما من اعدام شدم و کار تمام شده است.

این دوستمان وقتی آزاد شد، ترسید پیش لاجوردی برود. این مطالب را نوشت و در یک پاکت گذاشت و به اخوی من داد و گفت این برای برادرت است، ببر و بده به لاجوردی. برادر ما هم اصلاً از درون پاکت اطلاعی نداشت.

خلاصه بعدا دوباره آن دوستمان دستگیر شد و اعتراف کرد که من چنین پیغامی را هم به فلانی دادم. برادرم را هم که از همه جا بی‌خبر بود بازداشت کردند و ۷ سال برایش حبس بریدند. لاجوردی را هم در این رابطه دستگیر کردند.

از سال ۵۲ قانون تشدید مجازات ایجاد شده و اعلام کرده بودند که اگر کسی از زندان بیرون رفت و دوباره دستگیر شد، معلوم می‌شود که آدم نادمی نیست و باید حبس‌های طویل‌المدت دریافت کند که یا در زندان بِبُرَد و همکاری کند یا بماند تا پیر شود.

آقای لاجوردی بعد از دستگیری هیچ اطلاعاتی نداد. برای همین در دادگاه اول به ۲۰ سال حبس محکوم شد و در دادگاه دوم این میزان به ۱۸ سال کاهش پیدا کرد و تا نزدیکی پیروزی انقلاب در زندان ماند.

** شناخت لاجوردی از مجاهدین یک شناخت دقیق بود

* فکر می کنم از اینجا به بعد است که آقای لاجوردی با مجاهدین بیشتر آشنا می‌شود. اساسا یکی از ویژگی‌هایی که از ایشان بسیار مطرح می‌شود، شناخت او از مجاهدین خلق بود. این شناخت را شاید افراد کمی پیدا کرده بودند. خود شما هم با این افراد کار کردید و هم در زندان با آنها بودید. شناخت لاجوردی از آنها چقدر دقیق بود؟

تا سال ۵۱ که تعداد زیادی از اعضای سازمان دستگیر شدند، کمتر مجاهدین در زندان بودند. از این سال به بعد آنها هم به افراد داخل زندان که تیپ‌های مذهبی و غیرمذهبی بودند اضافه شدند.

آقای لاجوردی در زندان متوجه افکار چپی آنها شد و معتقد بود که اینها بچه‌های مسلمان را منحرف می‌کنند. برای همین خودش دست به کار شد و چون به قرآن و نهج‌البلاغه هم تسلط داشت، می‌گفت که اینها دروغ می‌گویند و حرف‌هایی که می‌زنند اسلامی نیست.

همین باعث شد تا اعضای مجاهدین‌، لاجوردی را بایکوت کنند. در آن مقطع بین مجاهدین و مذهبی‌ها تضاد کامل وجود داشت. مذهبی‌ها به سازمان مجاهدین می‌گفتند شما دروغ می‌گویید و مسلمان نیستند و افکار کمونیستی دارید، اعضای مجاهدین هم مذهبی‌ها را به ارتجاع و عقب‌افتادگی متهم می‌کردند.

بعد از سال ۵۴ که سازمان مجاهدین خلق آیه قرآن را از آرم خود برداشت و پس از ترور برخی اعضای خودشان مثل صمدیه لباف و کشتن مجید شریف واقفی، دست مجاهدین خلق بیشتر رو شد.

برخی روحانیون در زندان از جمله آقایان طالقانی، هاشمی رفسنجانی، لاهوتی، منتظری، مهدوی‌کنی، ربانی شیرازی و انواری به این نتیجه رسیدند که در تایید سازمان مجاهدین اشتباه کردند و اگر این کار را نکرده بودند، این سازمان تا این اندازه رشد نمی‌کرد.

آنها برای جبران اشتباه خود، نظریه‌ای را شفاها منتشر کردند و گفتند که ما با گذشته این افراد کار نداریم (یعنی به بنیان‌گذاران سازمان بی‌احترامی نکردند) اما اکیپ مسعود رجوی و موسی خیابانی را تأیید نمی‌کنیم و بر مسلمانان واجب است که از آنان جدا شوند.

این را مکتوب نکردند تا به دست ساواک نیفتد ولی سینه به سینه نقل شد و از اینجا بود که سازمان مجاهدین با روحانیون تضاد پیدا کردند.

آنها صراحتا می‌گفتند که روحانیون با خرده‌ بورژواها هماهنگ هستند و در آینده دشمن مشترک ما خواهند شد.

ما پنج سال تمام در یک اتاق با لاجوردی با هم زندگی کردیم و اوضاع زندان هم به شکلی بود که همه همدیگر را کنترل می کردند و کنار هم بودند.

* البته از سال ۵۴ به بعد این همزیستی دیگر ادامه پیدا نکرد.

بله از سال ۵۴ به بعد که گفتم مجاهدین خلق آرم خود را تغییر دادند و آیه قرآن را از آن حذف کردند و رسماً مارکسیست شدند، یکسری اتاق‌ها جدا شد اما تا سال ۵۴ همه مخلوط بودند. البته جدا شدن هم اجباری نبود. بعضی آقایان مثل آقای سرحدی‌زاده، بجنوردی و امثال اینها تا روز آخر با توده‌ای‌ها زندگی کردند. با اینکه اتاق مذهبی‌ها جدا بود.

مجاهدین خلق وقتی می‌دیدند کسی ایدئولوژی و اطلاعات محکمی دارد او را ناجوانمردانه بایکوت و حتی به انحرافات جنسی متهم می‌کردند. اصلا بعضی از افراد به همین دلیل جذب ساواک می‌شدند و با آنها همکاری می‌کردند.

محیط زندان محیط بسته‌ای بود و اگر کسی را هم بایکوت می‌کردند، زندان در زندان می‌شد.

اوضاع طوری بود که بعضی بچه های خود سازمان می گفتند خوب شد ما به زندان آمدیم و رهبران خود را شناختیم و فهمیدیم چه کسانی قرار است بر ما مسلط شوند. اگر اینها بخواهند رهبر ما بشوند واویلا می‌شود. می‌گفتند خدا پدر شاه را بیامرزد. باید چراغ برداریم و در تاریکی دنبال شاه بگردیم.

شناخت لاجوردی از اینها یک شناخته درست و دقیق بود و می‌دانست که چطور فکر می‌کنند و افکارشان را آشکار می‌کرد تا دیگران جذب اینها نشوند.

من به شخصه چون آن شناخت را نداشتم می‌گفتم نباید بگوییم که اینها کمونیست هستند و اگر از لحاظ ظاهری روزه می‌گیرند و نماز می‌خوانند حمل به صحت کنیم. اما لاجوردی می‌گفت اینها مسلمان نیستند و اعتقاد ندارند و این کارها برای خر کردن ماست.

او شناخت واقع‌بینانه‌تری داشت اما ما این شناخت را نداشتیم. اگر شما هم دوستی داشته باشید که چند بار دزدی کرده باشد، نسبت به او بدبین می‌شوید. لاجوردی همین حس را در مورد مجاهدین داشت.

** زندان اوین برای خودش یک ابوالهول بود

* شما تا اواسط دهه ۶۰ در کمیته بودید و به دلیل نوع کارتان با دادستانی که مسئولیت آن با شهیدلاجوردی بود ارتباط داشتید. یه کم از اوضاع آن روزها بگویید و اینکه لاجوردی بعد از انقلاب و وقتی مسئولیت دادستانی تهران را عهده گرفت، چطور با اعضای گروهک‌ها برخورد می‌کرد؟

تا سال ۶۴ که من در کمیته بودم، حدود ۵ هزار و اندی متهم دستگیر شدند که هزار و خرده‌ای را به دادسرا فرستادیم و از این تعداد هم حدود ۲۰۰ -۳۰۰ نفر اعضای گروهک‌ها بودند.

من چون خودم زندان کشیده بودم، سعی می‌کردم با حرف و صحبت شخص را از موضعش برگردانم. می‌گفتیم، می‌خندیدیم، با همدیگر ناهار می‌خوردیم اما تمام تلاشمان این بود که ترس آدم‌ها از زندان اوین نریزد.

زندان اوین در آن زمان برای خودش یک ابوالهولی بود. پیش خودمان می‌گفتیم این ترس برای آینده باقی بماند. هیچ حکمی هم نداشتم و براساس فهم خودمان، مدتی طرف را نگه می‌داشتم و بعد که اطمینان پیدا می‌کردم، می‌گفتم برود.

من معتقد بودم می‌شود یکسری افراد را اعدام نکرد. حداقل‌ آنهایی که کسی را نکشته‌اند و یا فعالیت‌های انفجاری انجام نداده‌اند.

بسیاری از خانواده‌های اینها فکر می‌کردند که جمهوری اسلامی مدینه فاضله است و پیغمبر اسلام در رأس حکومت است و حضرت علی هم حاکم است. خیلی از آنها که آمدند و فرزندانشان را تحویل دادند اصلاً نمی‌دانستند جمهوری اسلامی یعنی چه؟ فکر می‌کردند جمهوری اسلامی پول نفت را دم خانه تحویل‌شان می‌دهد، آب و برق‌شان مجانی می‌شود.

پشت‌سر بعضی از این بچه‌های اعدامی می‌شد نماز خواند. یعنی آدم‌های بسیار متدینی بودند اما در شرایطی قرار گرفتند که دچار انحراف شدند و شاید می توانستیم اصلاح‌شان کنیم.

یادم هست گاهی آقای لاجوردی به شوخی به من می‌گفت تو هم خودت یک رگ نفاق در وجودت هست.

آن زمان دختر و پسرها می‌آمدند جلوی کمیته داد می‌زدند «مرگ بر خمینی». حالا یک پاسدار اینجا باید چکار کند؟ باید کسی باشد که آنها را ساکت کند یا نه؟ ما در کمیته این کارها را نمی‌کردیم. می‌گفتیم اجازه بدهید هرچه می‌خواهند فحش بدهند. بعد می گفتیم هر وقت فحش‌هایتان تمام شد بیایید بنشینیم حرف بزنیم.

البته زندان اوین تا زمان انفجار حزب جمهوری معمولا متهم را قبول نمی‌کرد. آقای بهشتی می‌گفت اینها را نگیرید. اما بعد از اینکه منافقین اقدام مسلحانه را شروع کردند و خصوصا بعد از انفجار ساختمان حزب جمهوری، دادستانی مجبور شد که متهمان را هم زندانی کند.

** برخی شکنجه‌گرها بعدا وکیل مجلس شدند

* خب چطور شهید بهشتی با این روحیه‌ای که داشت و خیلی اهل برخورد نبود، آقای لاجوردی را برای دادستانی پیشنهاد کرد که نسبت به خودش تندتر بود؟

اولا آقای لاجوردی در حوزه رفاقتی آدم دیگری بود. معتدل بود. وقتی انسان در شرایط کار قرار می‌گیرد، اخلاق دیگری پیدا می‌کند. سه سالی هم که شهید لاجوردی دادستان بود (قبل از شورش‌های مجاهدین خلق) اصلاً در زندان مسائلی مانند شکنجه مطرح نبود. این اشتباه است که فکر می‌کنند آقای لاجوردی شکنجه‌گر بود. اصلاً چنین چیزی نبود. آقای لاجوردی دادستان بود، حاکم شرع که نبود. بازجویی نمی‌کرد که بخواهد شلاق بزند. اینها حرف‌هایی است که برای لاجوردی درست می‌کنند. بعد از اینکه بازجوها بازجویی می‌کردند پرونده را به لاجوردی می‌دادند تا او کیفرخواست تنظیم کند. بعد هم کیفرخواست در دادگاه خوانده می‌شد.

من نمی‌خواهم اسم بیاورم اما همین آقایانی که راجع‌به رفتار تند لاجوردی نسبت به زندانیان سخن گفته‌اند و او را به شکنجه‌گر بودن متهم می‌کنند، رفقای خودشان بیشترین شکنجه را در زندان‌های جمهوری اسلامی انجام دادند و بعد هم وکیل مجلس شدند.

** اگر لاجوردی خشن بود چندهزار تواب آزاد نمی‌شدند

* پس چرا می‌گویند برخوردهای ایشان برخوردهای بسیار تندی بود؟

اگر تند بود که چند هزار نفر تواب آزاد نمی‌شدند. این برخوردها سیاسی است. من نه به عرش رساندن آقای لاجوردی را قبول دارم و نه به فرش رساندن او را ولی لاجوردی اصلاً اهل شکنجه نبود. منتهی نسبت به اعضای سازمان مجاهدین حساسیت داشت. چون آنها را می‌شناخت و نظریه و ایدئولوژی آنها را می‌دانست. از همان داخل زندان و قبل از انقلاب عقیده داشت که اینها (سازمان مجاهدین خلق) مسلمان نیستند. می‌گفت اینها دروغ می‌گویند و این را هم براساس شناختی که داشت مطرح می‌کرد. آخرش هم که همه دیدیم فرجام این سازمان چه شد.

* در مورد شهید لاجوردی دو نگاه وجود دارد یکی کسانی که او را فردی تند و خشن و جلاد اوین می‌نامند و برخی دیگر که معتقدند لاجوردی براساس شناختی که داشت، در نظراتش محکم بود ولی بر اساس رافت و انصاف عمل می‌کرد. برای شما کدام جنبه‌اش پررنگ‌تر بود؟

خشونتش کمرنگ‌تر بود. انصاف، گذشت، فداکاری‌اش خیلی بیشتر. یعنی اگر می‌فهمید که شما واقعاً پشیمان هستید هر کاری برایتان انجام می‌داد.

* توابین به خانه لاجوردی رفت و آمد داشتند

* رفتارش با توابین چطور بود؟ با توجه به اینکه گفتید تعداد آنها هم زیاد بود.

بله تعدادآن زیاد بود. لاجوردی خیلی با اینها گرم می‌گرفت. آنها را با خودش به نمازجمعه می‌برد. بی‌احتیاطی هم می‌کرد. مثلاً ۱۰۰ نفر را با هم به کوه می‌برد. بدون هیچ محافظی. البته کسی هم فرار نکرد. عکس‌های حضورشان در نماز جمعه موجود است که در صفوف نماز جمعه می‌نشستند.

حتی آن زمان که دیگر دادستان هم نبود، برخی توابین به خانه او رفت و آمد داشتند.

وقتی هم که مسئول زندان‌ها بود، برای اینکه زندانیان خسته نشوند آنها را به محوطه زندان می‌برد و خیار و سبزی و گل می‌کاشتند و باغبانی می‌کردند.

یک کارگاه خیاطی هم درست کرده بود و تعداد زیادی از زندانی‌ها را که خانواده و زن و بچه داشتند به کارگاه خیاطی برد و به آنها حقوق می‌داد تا به خانواده‌ خود بدهند.

اگر بخواهیم جمع‌بندی کنیم، محسنات آقای لاجوردی خیلی بیشتر از معایبش بود. ۸۰ درصد عطوفت و مهربانی داشت و ۲۰ درصد خشونت.

** به آقازاده‌ها سخت می‌گرفت

* چطور شد که با آن وضعیت از دادستانی کنار کشید؟ هرچند احتمالا روحیه سفت و سخت و نفوذناپذیرش قاعدتا باید یکی از عوامل اصلی باشد.

آدم مستقلی بود و زیر دین هیچ‌کس نمی‌رفت. اگر می‌دید در خصوص یک زندانی از بیرون فشار می‌آورند حساسیتش بیشتر می‌شد و زیر بار حرف آقایان نمی‌رفت. مثلاً اگر پسر یکی از بزرگان گرفته می‌شد، همه دنبال این بودند که آزاد شود اما لاجوردی می‌گفت این همه افراد بدبخت را گرفتیم و هیچ‌کس دنبال آزادی‌شان نیامد، این فرد هم مثل بقیه. اتفاقا می‌گفت این باید تخلیه اطلاعاتی شود تا گناهکار یا بی‌گناهی‌اش ثابت شود. به آقازاده‌ها خیلی سخت می‌گرفت و از پارتی‌بازی خوشش نمی‌آمد.

** همین اصلاح‌طلبان هرکاری کردند که لاجوردی از اوین برود

همین آقایان اصلاح‌طلب و چپ خیلی تلاش کردند که لاجوردی خودش از اوین برود. همکاری نمی‌کردند، پول نمی‌دادند، حقوق پاسدارها را نمی‌دادند. دادستان هم سیدحسین موسوی تبریزی بود. آن زمان فلاحیان مخالف لاجوردی بود و تصمیم گرفتند او را جایگزین لاجوردی کنند. هر کاری کردند که به شکلی خودش استعفا دهد، استعفا نداد. حقوق هم نمی‌گرفت و زندگی‌اش را از طریق مغازه‌اش اداره می‌کرد.

می‌گفت اگر امام به من بگوید، کنار می‌روم اما تا زمانی که امام نگویند سر کار خودم می‌مانم و استعفا نمی‌دهم.

* مُهرش را روی میز گذاشت و گفت خداحافظ

دیدند اینطور نمی‌شود. توطئه‌ای کردند و به لاجوردی گفتند امام گفته است در حال حاضر مملکت را آرامش فرا گرفته، از آقای لاجوردی تشکر کنید و از ایشان در جای دیگری استفاده کنید.

لاجوردی پرسید: امام این حرف را زده است؟ گفتند: بله، امام گفته است.

هیچ چیزی هم که نداشت. فقط یک مُهر دادستانی داشت که در جیبش بود. مُهر را روی میز گذاشت و گفت خداحافظ. استعفا هم نداد و بیرون آمد.

دو سه روز بعد، چند نفر از آقایان ازجمله آقای عسکراولادی و امانی با یکی دو نفر دیگر از اعضای مؤتلفه با امام ملاقات داشتند. آنها به امام گلایه کرده بودند که اگر مملکت آرامشی دارد به خاطر حضور و کارهای لاجوردی است. حالا که این همه او زحمت کشیده چرا به او گفتید کنار برود؟ امام گفتند: چه کسی گفته لاجوردی کنار برود؟ گفتند از قول شما گفته شده است. امام گفت: من چنین چیزی نگفتم، بیخود کرده هر کسی گفته. ایشان سرکارش بماند.

آنها آمدند به لاجوردی گفتند امام اینگونه می‌گوید. صبح رفت در اتاقش نشست و گفت مُهر من را بدهید. گفتند شما استعفا کردید. گفت استعفای من را بیاورید ببینم. شما گفتید امام گفته است و من موافقت کردم. حالا اگر امام گفته یا باید نوشته بیاورد یا تلفن بزنید.

یک مدتی ایشان دوباره سرکارش بود و بعد از طرف مجلس هیأت رسیدگی به شکنجه در زندان‌ها درست کردند که همان آقایانی که خودشان اینکاره بودند در این کمیته حضور داشتند.

* بار دوم که از مسئولیت کنار رفت یعنی اواسط دهه ۷۰، تا زمان شهادت چه می‌کرد؟ زندگی‌اش از چه راهی تامین می‌شد؟

دفعه اولی که ایشان را کنار گذاشتند، به خانه‌اش در خیابان ایران رفت. من احساس کردم خیلی ناراحت است. به او گفتم آقای لاجوردی برای چه ناراحتی؟ ما آدم‌هایی هستیم که ظرفیت‌هایی داریم و می توانیم مسئولیت‌هایی را بپذیریم. ما باید خودمان را ارائه دهیم، اگر پیشنهاد کردند مسئولیت را بپذیر و اگر پیشنهاد نکردند گور پدرشان.

ولی لاجوردی این‌طور فکر نمی کرد. می‌گفت در جمهوری اسلامی اگر به من بگویند جارو بگیر و پیاده‌رو را جارو کن این کار را انجام می‌دهم. من گفتم ولی من انجام نمی‌دهم. گفت: چرا؟ گفتم: جاروکش فراوان است. ولی آدم‌هایی مثل من که می‌توانند در اطلاعات و مراکز دیگر مسئولیت داشته باشند، کم هستند. اینها اگر در شأن و شئونات ما بخواهند از ما استفاده کنند ما مخلص‌شان هم هستیم، اگر از ما بهتر گیر آوردند خدا پدرشان را هم بیامرزد. چرا خودت را ناراحت می‌کنی؟

یکی دو بار دیگر هم رفتم و با او صحبت کردم.

بعدها خیلی‌ها فهمیدند که در مواجهه با لاجوردی اشتباه کردند و بعد از مدتی، مسئولیت امور زندان‌ها را به او سپردند.

** من اگر جای لاجوردی بودم این کارهار ا نمی‌کردم

* عملکرد او در اداره زندان‌ها هم یک عملکرد خاص بود. شما چقدر در جریان کارهایش بودید؟

بچه‌ها می‌دیدند گاهی اوقات که چاه‌های دستشویی زندان‌ می‌گرفت، خودش آستین‌ بالا می‌زد و آنجا را تمیز می‌کرد. تا این اندازه خود را وسط گذاشته بود و برای انقلاب مایه می‌گذاشت. حقیقتش این است که اگر من بودم چنین کاری نمی‌کردم.

در مدت زمانی که او مسئول زندان‌ها بود به تمام نقاط ایران رفت و برای زندان‌ها امکانات ایجاد می‌کرد.

** بار آخر گفت اگر ریز ریزم کنند برنمی‌گردم

بعد از اینکه از زندان‌ها بیرون آمد محل زندگی تا کارش را یا پیاده رفت و آمد می‌کرد یا با دوچرخه و تاکسی. حتی به او پیشنهاد محافظ هم داده بودند ولی قبول نکرد.

همینقدر بگویم، به قدری او را اذیت کردند که کسی که تا قبل از این به من می‌گفت هر کاری باشد انجام می‌دهد، نظرش برگشت و به خود من گفت اگر ریز ریزم هم بکنند دیگر برنمی‌گردم.

اینکه چقدر سختی کشیده و چه مسائلی دیده بود را من نمی‌دانم چون اهل شکایت نبود ولی همین را گفت که دیگر نیست.

انتهای پیام/

[ad_2]

روایت ثریا از نقش مردم در تحقق سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی

[ad_1]

به گزارش خبرگزاری فارس، برنامه ثریا به بهانه چهارمین سالگرد ابلاغ سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی توسط مقام معظم رهبری با موضوع «جای خالی تجربه جهاد سازندگی و نقش مردم در تحقق سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی» روی آنتن شبکه یک سیما رفت و بر آن شد تا به ظرفیت‌های مردمی و فراموش‌شده احیای تولید داخلی، معرفی الگوی جهاد سازندگی به عنوان مدل موفق و مناسب در تحقق سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی و نمونه‌های موفق تولید و کارآفرینی بپردازد.

مهمانان این هفته برنامه سردار محمدرضا نقدی معاون فرهنگی اجتماعی سپاه و فرمانده سابق بسیج مستضعفین، حامد والی‌زاده‌مرادی زنبوردار نمونه لرستانی و تولیدکننده ژل رویال از زنبور عسل و دکتر خدایی رئیس اتحادیه تولید و تجارت آبزیان بودند.

مهمترین محورهای این برنامه به شرح زیر است:

الگوی جهاد سازندگی حلقه مفقوده تحقق اقتصاد مقاومتی است

هر فشار به انقلاب اسلامی خالق نیروی جدیدی است

سردار نقدی: لیبرال‌ها و تکنوکرات‌ها، جهاد سازندگی را منحل کردند

مدل جهاد سازندگی را داریم اما اعتقاد به آن را در مدیریت‌ها نداریم

مسؤولان لیبرال و تکنوکرات جهاد سازندگی را منحل کردند

بسیج به دنبال فعال کردن ظرفیت‌های نهفته و مغفول و عدم تصدی‌گری و فعال کردن و آموزش مردم است

با مسؤول برج عاج‌نشین که حقوق نجومی می گیرد، محال است بتوانیم کار جهادی در اقتصاد انجام دهیم

با احیای جهاد سازندگی مردم را تشویق به مطالبه منطقه نمونه جهادی کنیم

از ۱۱۷ میلیون تن محصولات کشاورزی نزدیک به ۳۵ میلیون تن ضایعات داریم

صنایع تبدیلی کوچک روستایی ضایعات را تبدیل به ثروت می‌کند

  

پیش از آغاز گفت‌وگو دقایقی از گزارش تصویری پرورش جلبک تک‌سلولی آرتمیا برای تولید سوخت زیستی در چابهار و ظرفیت‌های بکر این منطقه در تولید محصولات منحصر به فرد پخش شد.

مقصودی، مجری برنامه تأکید کرد: الگوی جهاد سازندگی حلقه مفقوده اقتصاد فعلی ماست و سردار نقدی در بسیج سازندگی بخش‌هایی از آن را احیا کرد.

وی از نقدی پرسید که عملکرد شما در بسیج سازندگی چه بود و آیا با روش‌های مرسوم و نگاه تکنوکراسی مسؤولین در اقتصاد مقاومتی به نتیجه خواهیم رسید؟

*بسیجی‌ها هوشمندند و چشم به دهان رهبرشان دوخته‌اند

نقدی به عنوان مقدمه پاسخ گفت: بسیجی‌‌ها هوشمندند و به دهان رهبر دانشمندشان که با مشورت متخصصین، خبرگان و کارگزاران تراز اول و دلسوزان مملکت و تجربه ۳۹ ساله حکومت‌داری سخن می‌گوید چشم می‌دوزند و حرف‌های ارزشمند ایشان را در هوا می‌قاپند و به عرصه اجرا می‌آورند.

وی بیان کرد: زمانی که مدل‌های جدید تحریم‌ها مطرح شد، متأسفانه بعضی از دولتمردان ما در دولت قبلی گفتند ما در شعب ابی‌طالب هستیم. مقام معظم ولایت جوابشان را دادند که ما در فتح و خیبریم و در شعب ابی‌طالب نیستیم و راهکار عبور از موانع ایجادشده توسط دشمن را به‌روشنی تبیین فرمودند.

معاون فرهنگی اجتماعی سپاه به ویژگی مهم بسیج اشاره کرد و افزود: در بسیج قشرهای مختلف از اساتید، دانشگاهیان، مهندسان و پزشکان گرفته تا روحانیون حضور دارند و با مشورت متخصصین بسیجی دریافتیم راهکارهای ارائه شده توسط رهبری کاملاً عملی و قابل اجراست، بنابراین همان موقع طرح مفصلی را از واقعیت‌ها، فرصت‌ها و موانع موجود، عبور از موانع، بی‌خاصیت کردن تحریم‌ها و تسلط بر اقتصاد کشورمان در آوردیم.

وی در ادامه یادآور شد: آن طرح را طی دو جلسه همراه با سردار جعفری برای رئیس‌جمهور دولت دهم و پنج تن از اعضای اقتصادی کابینه شرح دادیم و حاضران بعضی با قوت بیشتر و برخی کمتر تأیید کردند و کسی رد نکرد اما اجرایی نشد.

*از دل مقاومت اقتصاد شکوفا و توانمندی بیرون خواهد آمد

فرمانده سابق بسیج مستضعفین تصریح کرد: از هر فشاری که به انقلاب اسلامی آوردند تجربه و نیروی جدیدی از دل انقلاب اسلامی خلق شد، نظیر قوی‌ترین نیروی دفاعی منطقه و یکی از قوی‌ترین نیروهای مسلح جهان هستیم که از دل دفاع مقدس در آمده است یا دستگاه امنیتی بسیار قدرتمندی داریم که از دل ترورهای اول انقلاب و ناامنی‌های ایجادشده توسط دشمن شکل گرفته است. یا با جنگ شهرها نیروی موشکی ما متولد شد.

وی یادآوری کرد: از دل مقاومت، استفاده از همان الگوها و راهکارها و پیاده کردن آنها اقتصاد بسیار شکوفا و توانمندی بیرون خواهد آمد.

مقصودی توضیح داد: حضرت امام (ره) نهادهای انقلابی همچون بسیج را ساختند که هنوز الگوبرداری می‌شود و مدل حزب‌الله لبنان، حشدالشعبی، مقاومت مردمی یمن و … شکل می‌گیرند و همه اذعان می‌کنند منطقه تحت تأثیر انقلاب اسلامی است. همچنین مدل موشکی، هسته‌ای و علمی ما همگی الگو هستند.

جریان تکنوکرات الگوی جهاد سازندگی را شهید کردند و نگذاشتند ادامه یابد

وی اضافه کرد: متأسفانه در زمینه اقتصادی به‌جای مدل «منطقه آزاد» الگوی مناسبی را معرفی نکرده‌ایم، در حالی که جهاد سازندگی را داریم که اوایل انقلاب حرکت‌های بزرگی را در کشور ایجاد کرد، ما نتوانستیم مدل جهاد سازندگی را بازتولید کنیم و جریان تکنوکرات آن را شهید کردند و اجازه ندادند ادامه یابد.

مجری برنامه اظهار کرد: مدل امروزی جهاد سازندگی به‌قدری باید در باور مردم بنشیند که وقتی یکی از مسؤولین دولتی و رئیس‌جمهور به جایی می‌رود مردم به‌جای شعار «رئیس‌جمهور دلاور/ منطقه آزاد بیاور» بگویند «رئیس‌جمهور دلاور/ منطقه نمونه جهادی بیاور».

وی تصریح کرد: منظور از منطقه نمونه جهادی جایی است که همه زنجیره‌های تولید آن از تولید تا صادرات آن شکل گرفته و فعال باشد، در حالی که دستاورد منطقه آزاد برای بومی‌ها دربان و نگهبان شدن سرمایه‌داران تهرانی، اصفهانی و … بوده است و این مناطق به دروازه واردات تبدیل شده اند.

مقصودی گفت: چرا مدل امروزی جهاد سازندگی را نداریم؟ باید از چه کسی مطالبه کنیم؟ اقتصاد مقاومتی با نگاه لیبرال تکنوکرات محقق نمی‌شود و بچه‌های انقلابی‌مان باید مدل‌سازی می‌کردند.

نقدی در خصوص گفته آخر مقصودی بیان کرد: ما این مدل را داریم اما اعتقاد به آن را در مدیریت‌ها نداریم. دنیا شاهد شکست دو الگوی سوسیالیستی و کاپیتالیستی و لیبرالیستی در اقتصاد و جنبه‌های مختلف هست. رئیس‌جمهور امریکا که نفت عربستان را چپاول و ملت‌ها را غارت می‌کند و با زور سازمان‌های جاسوسی اسلحه به کشورهای مختلف می‌فروشد، اذعان دارد در هر شهر امریکا ۴۵ درصد مردم فقیرند. آمریکا ۲۰ هزار میلیارد دلار بدهی دارد و چند روز پیش یکی از مقامات کاخ سفید پیش‌بینی کرد تا سال ۲۰۳۰ رقم بدهی امریکا به ۳۰ هزار میلیارد دلار یعنی ۱۰۱ درصد تولید ناخالص ملی می‌رسد.

*راهکار سوم برای دنیای امروز دولت اسلامی و اقتصاد مردمی است

وی راهکار سوم را دولت اسلامی و اقتصاد مردمی دانست و اظهار کرد: البته بعضی‌ها دوست دارند تعبیر اقتصاد سرمایه‌داری را با اقتصاد مردمی یکی کنند، وقتی صحبت از مردمی کردن اقتصاد می‌شود آنها سراغ خصوصی‌سازی می‌روند.

مقصودی اضافه کرد: منظورشان اختصاصی کردن اقتصاد است.

نقدی تأکید کرد: در اقتصاد اسلامی همه مردم مشارکت دارند، همان‌طور که در دفاع مقدس همه مردم نقش داشتند.

مقصودی تصریح کرد: ما کارهای کوچکی انجام داده‌‌ایم اما الگوی درستی را به مردم معرفی نکرده‌ایم.

نقدی گفت: در حال حاضر ما مدل کاملی داریم اما بدان بها نمی‌دهیم، چراکه تصورمان از مدیریت اقتصادی غلط است.

وی در پاسخ به این پرسش که «آیا این مدل اجرا شده است؟» اظهار کرد: این مدل اجرا شده است و ما آن را اجرا نکرده‌ایم، بلکه خود مردم اجرا کرده‌اند. شهری مثل ممقان بیکار ندارد. شهر سردرود در نزدیکی تبریز ده برابر جمعیتش شغل ایجاد کرده است.

دولت اشتغال را در کارخانه‌ها و پروژه‌های بزرگ می‌بیند

معاون فرهنگی اجتماعی سپاه اظهار کرد: کار دولت مردمی این است که این مدل‌های موفق را بگیرد و در نقاط مختلف پیاده کند اما دولت چنین تصوری ندارد و اشتغال را در کارخانه‌ها و پروژه‌های بزرگ می‌بیند.

مقصودی افزود: باید به اقتصاد مقاومتی فراتر از دستگاه‌های دولتی نگاه کرد و نباید به دولت امید جدی داشت. دولت در این چهار پنج سال تمام تلاشش را کرده است. اما سخنگوی کمیته اقتصاد مقاومتی مجلس در همایش اقتصاد مقاومتی در چهارسالگی ابلاغ سیاست‌ها گزارش داد، این سیاست‌ها تاکنون ۱۸ درصد اجرا شده است، بنابراین کارنامه دولت‌ها مشخص است و مردم قضاوت می‌کنند.

وی تصریح کرد: اینکه نباید به دولت امید جدی بست به این معنا نیست که اجرای اقتصاد مقاومتی توسط دولت را پیگیری و مطالبه نکنیم اما باید اتفاقات دیگری بیفتد و جریان‌ها و نهادهای دیگری پای کار بیایند.

نقدی تأکید کرد: طرح‌هایی که بسیج مطرح کرد، شدنی، علمی، حساب‌شده، مستدل، قابل اجرا و برگرفته از تجربه‌های میدانی مردم است.

طرح‌های اشتغال‌زایی بسیج را دولت‌های مختلف شنیدند اما توجهی نکردند!

وی اظهار کرد: بسیج طرح‌ها را به دولت دهم ارائه کرد، اما اجرایی نشد. به دولت یازدهم هم ارائه شد و اهمیتی ندادند. حضرت آقا دو بار در فرمایش‌هایشان فرمودند بروید و استفاده کنید، اما کاری صورت نگرفت. در این میان بسیج با همان بضاعتی که داشت ننشست و برای ایجاد امید در دل مردم وارد عمل شد. دولت با در دست داشتن سرنخ‌های اقتصادی، امتیازدهی‌ها و مقررات‌ می‌تواند تحولات بزرگ و وسیعی را ایجاد کند.

لیبرال‌ها و تکنوکرات‌ها جهاد سازندگی را منحل کردند

مقصودی بیان کرد: کارهایی که بسیج سازندگی کرد جرقه‌هایی از بازتولید جهاد سازندگی اول انقلاب بود، اما هنوز خیلی کار داریم تا یک جریان و مدل شکل بگیرد.

نقدی در تأیید گفته مقصودی خاطرنشان کرد: حضرت امام (ره) اوایل انقلاب برای کار مردمی اقتصادی و سازندگی جهاد سازندگی را تأسیس کردند، منتهی مسؤولینی که بیشتر تفکر لیبرالی و تکنوکراتی در آنها نافذ است جهاد سازندگی را منحل کردند.

مقصودی اظهار کرد: مقام معظم رهبری با وجود التزام به مردم‌سالاری دینی به انحلال جهاد سازندگی اعتراض کردند.

نقدی با تأیید گفته مقصودی اشاره کرد: آنها می‌خواستند سپاه را هم در ارتش ادغام کنند، اما چون در حیطه اختیارات خاص رهبری بود نتوانستند.

وی افزود: رهبری نگذاشتند چراغ جهاد سازندگی خاموش شود و فرمانی را صادر کردند تا پس از تعطیلی جهاد سازندگی بسیج سازندگی تشکیل شود.

در ادامه برنامه دقایقی از مستند «قله‌های غریب» در باره پرورش ژل رویال توسط زنبوردار موفق لرستانی در سالن سربسته برای اولین بار در آسیا به عنوان یکی از نمونه‌های موفق کار اقتصادی مردمی و تولید داخلی و ظرفیت‌های قابل توجه این عرصه پخش شد.

والی‌زاده‌مرادی در خصوص فعالیتش گفت: پروژه تولید ژل رویال را بدون دریافت حمایتی از هیچ ارگان و سازمانی با کمک دو تن از دوستانم و از طریق آموزش‌های جهاد کشاورزی و اعضای تعاونی با هزینه شخصی آغاز کردم.

وی افزود: در چین سه شرکت تولیدکننده ژل رویال وجود دارد که سودشان چند برابر درآمد ناخالص نفت ایران است.

والی‌زاده‌مرادی در پاسخ به این سئوال که «با آوردن کندوها به سوله زنبورها چگونه تغذیه می‌کنند؟» توضیح داد: آنچه برایمان اهمیت داشت تخم‌ریزی زنبور عسل بود و گرده گل و شهد برای تغذیه زنبور عسل نیاز داشتیم. در فصولی که گل بود زنبورها از پنجره‌های سوله به دشت می‌رفتند و در فصولی که طبیعت همکاری نمی‌کرد گرده گل و شهد را دستی می‌دادیم.

زنبوردار نمونه به دو اشکال سوله خود اشاره کرد و افزود: استفاده از کولرهای آبی در فصل گرما با افزایش رطوبت سوله مشکلاتی را ایجاد کرد. دیگر اینکه سوله اجاره شده قبلاً مرغداری بود آلودگی‌های مرغداری روی کندوها اثر گذاشت.

وی پیرامون قدمت زنبورداری در استان لرستان خاطرنشان کرد: اولین آثار باستانی مکشوفه زنبور عسل دنیا متعلق به لرستان عهد مفرغ و حکاکی زنبور روی آن است که متأسفانه در موزه‌های اروپا نگهداری می‌شود.

تولیدکننده ژل رویال از زنبور عسل با اشاره به سوره نحل بیان کرد: زهر از جمله تولیدات ارزشمند زنبور عسل است. زهر زنبور عسل در اروپا به صورت آمپول در آمده است و کاربردهای دارویی برای درمان روماتیسم، واریس، آلرژی و … دارد. هر سه کندو در روز می‌توانند یک گرم زهر بدهد.

وی یادآور شد: در آلمان هر گرم زهر زنبور عسل ۳۰۰ تا ۴۰۰ یورو را خریده و تبدیل به دارو و چند برابر قیمت به خود ما فروخته می‌شود اما از ایران نمی‌خرند،. غیر از مسائل سیاسی ما دستگاه و برگه آنالیز برای زهر زنبور عسل نداریم.

والی‌زاده‌مرادی گفت: ما مصداق عینی اقتصاد مقاومتی هستیم که با بودجه شخصی توانستیم طرح‌هایمان را عملیاتی کنیم و منتظر حمایت دولت هم نماندیم.

وی در پاسخ به این پرسش که «آیا گرفتن زهر از زنبور عسل موجب مرگ زنبور نمی‌شود؟» اظهار کرد: با وجودی که یکی از خواص زنبور عسل این است که به محض نیش زدن برای اینکه آلودگی‌های خونی انسان‌ها را همدیگر انتقال ندهد می‌میرد، اما دستگاه کوچک گرفتن زهر زنبور عسل با سطحی شیشه‌ای و چند سیم برق ضعیفی را به زنبور می‌دهد و موجب مرگ او نمی‌شود و با ایجاد شوک زنبور زهر خود را به شیشه می‌ریزد.

مقصودی اضافه کرد: پس همه زنبورداران ما می‌توانند در کنار فروش سایر محصولات زهر زنبور عسل را هم بفروشند.

والی‌زاده‌مرادی در تکمیل اظهار مقصودی مطرح کرد: مشروط به اینکه بازار فروش آن و برگه‌های آنالیز زهر زنبور عسل و سایر مسائلش فراهم شود.

وی به یکی از مشکلات زنبورداران اشاره کرد و گفت: داروهای چینی ضد کنه واروآ مثل کومافوس و فابکوزین که توسط دلال‌ها وارد کشور می‌شوند با وجود از بین بردن آفت نامبرده تا ده سال در کندو می‌ماند، در حالی که بوی زهر زنبور عسل این آفت را از بین می‌برد و می‌توان به‌طور ارگانیک با این آفت مبارزه کرد.

زنبوردار موفق ضمن معرفی برخی از فرآورده‌های زنبورداران و خواص آنها در خصوص ژل رویال بیان کرد: ژل رویال شیره مغز زنبور سه تا دوازده روزه است و ۷۲ نوع بیماری را درمان می‌کند. در درمان ام.اس، ناتوانی‌های جنسی، مشکلات پروستات و افزایش قدرت باروری مؤثر و ماده‌ای انرژی‌زاست و برای کسانی که شیمی‌درمانی می‌کنند مفید است. از بین برنده هر نوع تومور و مانع رشد تومورهای سرطانی در بدن است.

وی هر گرم ژل رویال را ۱۵ تا ۲۵ هزار تومان مطرح کرد و توضیح داد: ۵۰ گرم آن را با یک کیلوگرم عسل مخلوط می‌کنند و مصرف یک قاشق مرباخوری این مخلوط قبل از صبحانه و یک قاشق مرباخوری قبل از خواب بسیار مفید است.

مقصودی در خصوص قیمت ژل رویال اضافه کرد: یک کیلوگرم ژل رویال بین ۱۵ تا ۲۵ میلیون تومان است.

والی‌زاده‌مادی در خصوص اینکه گفته می‌شود عسلی که شکرک بزند تقلبی است، تفصیل کرد: هر چه خلوص عسل بالا باشد بعد از مدتی در اثر تغییر ناگهانی دما چیزی شبیه پودر شکر آسیاب شده در آن ته‌نشین می‌شود که زنبورداران به آن رُس و عوام بدان شکرک می‌گویند. در اروپا به آن کِرِم عسل می‌گویند و در عسل درمانی چنین عسلی استفاده می‌شود.

وی در پاسخ به این پرسش که «آیا عسل طبیعی فاسد می‌شود؟» خاطرنشان کرد: عسل طبیعی اصلاً فاسد نمی‌شود، اما به علت خاصیت اسیدی‌اش اگر بدان آب برسد ترش می‌شود.

تولیدکننده ژل رویال از زنبور عسل گرده گل را در درمان آلرژی، بیماری‌های پروستات، افزایش گردش خون و میگرن مؤثر دانست و در خصوص نحوه گرده‌گیری شرح داد: تله‌ای در ورودی زنبور می‌گذاریم و مازاد نیاز گرده گل آنها را می‌گیریم.

وی پیرامون کندوهای داخل سوله اعلام کرد: ما برای تولید ژل رویال آنها را در سوله نگه می‌داریم و برای تولید عسل چندین کوچ انجام می‌دهیم. ضمن اینکه برنامه‌های تحقیقاتی را هم دنبال می‌کنیم.

زنبوردار نمونه لرستانی در خصوص تشخیص عسل تقلبی از طبیعی اشاره کرد: این امر کار عوام نیست. یا باید برگه آنالیز آزمایشگاهی داشته باشند یا از زنبوردار مطمئن خریداری کنند.

*لزوم ایجاد حلقه اتحاد بین صنعت زنبورداری، طب سنتی و بخش کشاورزی و گیاهان دارویی

وی گفت: ما چندین برنامه داریم که طرح‌هایشان به دولت ارائه شده است. یکی از آنها ایجاد حلقه اتحاد بین صنعت زنبورداری، طب سنتی و بخش کشاورزی و گیاهان دارویی است. وقتی زنبور به مزارع گیاهان دارویی برده شود عسل تولیدی خواص دارویی هم خواهد داشت.

مقصودی اضافه کرد: یکی از حوزه‌هایی که می‌تواند زنجیره تولید تا صادرات آن شکل بگیرد صنعت زنبورداری و تولید عسل و سایر فرآورده‌هاست تا به کشورهای همسایه و اروپایی صادر کنیم. سردار نقدی! در این خصوص چه کارهایی انجام داده‌اید؟

نقدی توضیح داد: یکی از طرح‌هایی که در بسیج اجرا کردیم در زمینه عسل است. در سه سال اخیر با افزایش واحدهای تولیدی بر اساس آمارهای دولت ۹٫۳ درصد تولید افزایش یافته است. بسیج به دنبال فعال کردن ظرفیت‌های نهفته و مغفول و عدم تصدی‌گری و فعال کردن و آموزش مردم در فروش و بازاریابی است. در این صورت با زنبورداران زیادی که در کشور داریم معادل درآمد حاصل از فروش نفت سود سرشاری به دست می‌آید.

وی در خصوص یکی از راه‌های کاهش وابستگی به دلار و خرید از خارج پیشنهاد داد: ما ۵۰۰ هزار چاه قانونی و ۳۰۰، ۴۰۰ هزار چاه غیر قانونی در کشور داریم و اگر در مورد ۱۰ درصدشان در مسیر آب از چاه به مزارع استخرهای پرورش ماهی احداث شود تولید شیلات ایران دو برابر می‌شود. ضمن اینکه این کار هزینه‌ای ندارد، چون احداث چاه هزینه اصلی است که فرد قبلاً هزینه کرده است و از طرفی سرمایه‌اش به سرعت برمی‌گردد.

فرمانده سابق بسیج مستضعفین مطرح کرد: بسیج به صاحبان ۷۴۰۰ حلقه چاه برای احداث استخر پرورش ماهی کمک کرد و بقیه منتظر دریافت تسهیلات از بسیج نشدند و خودجوش با آموزش از احداث‌کنندگان استخرها دست به این کار زدند.

وی آمار داد: در نتیجه همین فعالیت بسیج ماهی گرمابی ۱۹٫۷ درصد و سردابی ۷٫۳ درصد افزایش تولید پیدا کرد.

مقصودی گفت: هدف ما در برنامه کامل کردن مدل زنجیره‌ها از تولید تا صادرات است. با وجودی که بسیج تولید ماهی گرمابی و سردابی را افزایش داد، اما مسئله دیگر بازار فروش این تولیدات در داخل و خارج است. در کشورمان دستگاه‌ها و نهادهای مختلفی که بن خرید به کارکنانشان می‌دهند یا نهادهای نظامی برای تهیه غذای سربازان و دانشگاه‌ها برای تهیه غذای دانشجویان از تولیدات داخلی خریداری کنند تا بازار مصرف تضمین‌شده پیدا کند.

جای قزل‌آلای ایرانی در روسیه خالی است

وی افزود: در خصوص صادرات هم در مستند روسیه نشان دادیم دو سال پیش در حالی که قیمت ماهی قزل‌آلا در کشورمان کیلویی ۱۲ الی ۱۳ هزار تومان بود، در روسیه ۳۰ هزار تومان بود که با افزایش روبل به ۴۰ هزار تومان هم رسیده است، اما به علت کامل نشدن حلقه‌های زنجیره تولید تا صادرات جای قزل‌آلای ایرانی در روسیه خالی است.

مجری برنامه توضیح داد: ما نیاز به چنین مدلی از تولید و بازار مصرف داخلی و صادرات داریم.

والی‌زاده‌مرادی یکی از مشکلات را اعطای تسهیلات به افراد مطرح کرد و افزود: تسهیلات به تعاونی‌های زنبورداری و به افراد آموزش داده شود و خرید تضمینی محصولات صورت بگیرد. در این صورت در بخش زنبور عسل می‌توانیم اشتغال‌زایی داشته باشیم.

نقدی با تأیید گفته والی‌زاده مرادی تأکید کرد: اصرار ما بر همین قضیه بوده و این پیشنهاد کاملاً صحیح، عملیاتی و سرعت‌بخش به کارهاست، اما به خاطر ناملایمات اداری عملی نشده است.

در ادامه برنامه گزیده‌ای از مستند «گردون همت» ساخته مرتضی مقدس که در بخش اقتصاد مقاومتی و ملت قهرمان هشتمین جشنواره مردمی فیلم عمار به نمایش درآمد راجع به صنعت موفق نخودچی ممقان پخش شد.

چیوایی تأکید کرد: چنانچه قصد شروع فعالیت اقتصادی دارید برای مشورت با و طرح سؤوالاتتان از بسیج سازندگی به شماره ۰۹۱۰۲۷۷۰۵۱۹ در شبکه‌های اجتماعی پیام بدهید.

مقصودی در خصوص ویژه‌برنامه شش‌سالگی ثریا خاطرنشان کرد: به ویدئوهای یکی دو دقیقه‌ای مردم اعم از پیشنهادی، انتقادی و… به قید قرعه جوایزی اعطا خواهد شد.

وی خطاب به خدایی در خصوص اهداف برنامه این هفته ثریا مطرح کرد: ما در این برنامه قصد داریم نمونه‌های موفق داخلی در زمینه‌های مختلف را به دولتمردان و مسؤولانمان نشان دهیم تا از ظرفیت‌های گسترده و بکر داخلی جویا شوند و به داخل نگاه کنند.

صنعت آبزی‌پروری محصول جمهوری اسلامی و رشد در این عرصه شتابنده بوده است

خدایی در خصوص میزان ظرفیت آبزیان و استفاده از این ظرفیت‌ها ابراز امیدواری کرد: صنعت آبزی‌پروری و تولید و فرآوری و صادرات در کشور ما محصول جمهوری اسلامی و صنعتی رو به رشد و شتابنده‌ و خوشبختانه بیشتر از متوسط جهانی است. در سال ۱۳۵۷ مصرف سرانه آبزیان در کشور با ۳۶ میلیون جمعیت کمی بیشتر از یک کیلو بود و حدود ۴۰ هزار تن آبزی تولید می‌کردیم. در ۴۰ سالگی انقلاب اسلامی مصرف سرانه کشور به بیش از ده کیلوگرم و تولیدمان به بالای یک میلیون تن رسیده است.

مقصودی اضافه کرد: در این مدت تولیدمان ۲۵ برابر شده است.

خدایی خاطرنشان کرد: زمانی که مصرف سرانه ما کمی بیشتر از یک کیلو بود، متوسط جهانی ده کیلو بود و وقتی به بیش از ده کیلوگرم رسیدیم متوسط جهانی به ۲۰ کیلوگرم افزایش یافت.

مقصودی افزود: یعنی هنوز برای مصرف داخلی جا داریم.

خدایی ضمن تأیید اظهار مقصودی گفت: دنیا رشد دو برابری داشته است و ما رشد ده برابری کرده‌ایم و به‌سرعت داریم این فاصله را پر می‌کنیم.

وی اشاره کرد: ما قبلاً واردکننده مطلق ماهی بودیم، اما الان حجم گسترده‌ای صادرات داریم. صادرات آبزیان کشور با وجودی که یکی از اقلام ما در صادرات خاویار است و به دلایل بیولوژیک با کاهش صید آن مواجه بودیم، به‌خصوص طی ده سال اخیر رشد مناسبی داشته است.

رئیس اتحادیه تولید و صادرات آبزیان شرح داد: ما تولید خاویار را از دریا به خشکی آورده‌ایم و شاهد رشد مزارع پرورش ماهی خاویاری در کشور هستیم و از این محل درآمد داریم.

وی پرورش میگو را یکی از مظاهر اقتصاد مقاومتی دانست و اظهار کرد: ما به دنبال تولید در مناطق محروم با رویکرد صادرات هستیم. با توجه به محدود بودن منابع دریایی توانستیم تولید میگو را از دریا به خشکی بیاوریم و خلق مزیت کنیم.

خدایی در ادامه افزود: زمین‌های ساحلی کشور که زمانی به عنوان نقمت تلقی می‌شد الان محل تولید ارز شده است. در تمامی استان‌ها از مناطق کوهستانی و ساحلی گرفته تا مناطق بیابانی دوردست آبزی‌پروری و صنایع تبدیلی آبزیان را داریم.

وی خبر از بنیان‌گذاری صنعت نوین پرورش ماهی تیلاپیا در بافق مرکز کویر کشور را داد و اضافه کرد: این ظرفیت‌ها عمدتاً توسط بخش خصوصی به بهره‌برداری رسیده‌اند.

رئیس اتحادیه تولید و صادرات آبزیان در خصوص ظرفیت تولید میگو و وضعیت ما در منطقه در مقایسه با رقبایمان شرح داد: خوشبختانه در منطقه هم در میگو و هم در سایر آبزیان رتبه اول را داریم. بعد از ما ترکیه و سپس پاکستان قرار دارند. امسال حدود ۳۲ هزار تن و در سال ۱۳۹۲ تقریباً ۱۲ هزار تن تولید میگو داشتیم و در سال‌های ۱۳۹۳ و ۱۳۹۴ به حدود ۲۳ هزار تن و در سال ۱۳۹۵ به تقریباً ۲۲ هزار تن رسیدیم.

وی ابراز امیدواری کرد: پیش‌بینی می‌کنیم تولید میگو در سال جاری به ۴۰ هزار تن برسد.

خدایی افزود: با توجه به میزان جهانی ۴ میلیون تن و تولید بیش از یک میلیون تن در چین و ۳۰۰، ۴۰۰ هزار تن در ویتنام رقم کمی است.

مقصودی گفت: در سواحل مکران ظرفیت به حدی است که می‌توان به هر خانواده یک الی دو هکتار زمین برای پرورش میگو داده شود تا با توجه به بازار فروش آن در دنیا در تولید شاهد رشد جهشی باشیم.

*از نظر مناطقی که می‌توانند زیر کشت میگو بروند موقعیت بسیار بی‌نظیری داریم

خدایی به این پرسش که «آیا پرورش میگو در سواحل مکران و استان هرمزگان قابلیت تکثیر دارد؟» پاسخ مثبت داد و یادآور شد: از نظر مناطقی که می‌توانند زیر کشت میگو بروند و سواحلی که کاربرد دیگری ندارند موقعیت بسیار بی‌نظیری داریم. در وهله اول حدود ۱۸۰ هزار هکتار شناسایی اولیه و روی تقریباً ۱۱۰ هکتار مطالعات ابتدایی و روی حدود ۵۰ هزار هکتار مطالعات جانمایی و دقیق صورت گرفت.

وی افزود: در حال حاضر حدود ۹۷۰۰ هکتار زیر کشت میگوست و ظرف پنج سال آینده پیش‌بینی می‌شود ۲۵ الی ۳۰ هزار هکتار زیر کشت میگو می‌رود و تولیدمان را به ۱۰۰ هزار تن می‌رسانیم.

مقصودی خاطرنشان کرد: طرحی قبلا توسط برخی کارشناسان مطرح شده بود که چنانچه در سواحل مکران که یک منطقه محروم است، به هر خانواده‌ی بومی یک الی دو هکتار زمین برای مزرعه پرورش میگو داده شود با توجه به سایر امکانات موجود و کمک در زیرساخت‌های ابتدایی توسط نهادهای مختلف هر خانواده می‌توانند با پرورش میگو درآمدزایی مناسبی کنند. لازم است زنجیره تولید تا صادرات در آنجا شکل بگیرد و به دنبال چنین مدل‌هایی هستیم تا از ظرفیت‌های خدادادی بهره جوییم.

وی اضافه کرد: تجربه نشان داده است دولت در حد وضعیت موجود تلاشش را کرده است، اما با ظرفیت موجود و بازار جهانی برای صادرات پیشنهاد سردار نقدی چیست؟

نقدی پاسخ داد: مشکل بوروکراسی است و تولیدکننده باید سراغ دولت برود. به گفته یکی از وزرای دولت، برای کار در حوزه شیلات کارآفرین باید هفده مجوز را بگیرد. این مدل جواب نمی‌دهد. در الگوی جهاد سازندگی طرف سراغ مردم می‌رفت و دستشان را می‌گرفت و آنها را آموزش می‌داد.

مقصودی در تأیید گفته نقدی بیان کرد: مردم نیاز به آموزش دارند، نه اینکه مردم بومی منتظر باشند سرمایه‌داری از تهران یا شهر بزرگی به آنجا برود و کارگر شوند. در این صورت رشدی در منطقه اتفاق نمی‌افتد. باید برای توانمندسازی مردم بومی تلاش کرد.

*مهم‌ترین مسئله در کار جهادی آموزش است

نقدی تأکید کرد: مهم‌ترین مسئله آموزش است. حتی بازار هم احتیاج به آموزش دارد. در خصوص شیلات با وجود بالا رفتن میزان تولید، اما با پایین آمدن قیمت خیلی‌ها زمین خوردند. تاجر ما واردات محور است و صادرات را بلد نیست.

وی توضیح داد: دولت باید به تاجر برای صادرات و مقررات کشورهای مختلف، موقعیت‌ها، طرف‌های تجاری، ارتباط با آنها و حتی آموزش زبان و فرهنگ کشورهای مختلف اطلاعات بدهد. کشورهای قدرتمند در حوزه صادرات با محوریت دولت‌هایشان توانسته‌اند.

فرمانده سابق بسیج مستضعفین به نمونه خارجی اشاره و خاطرنشان کرد: به کارمندان سفارت چین در کشورهای مختلف ضریبی از صادرات چین به آن کشور به عنوان سود تعلق می‌گیرد و همین موجب فعال شدن ظرفیت سفارت برای جمع‌آوری اطلاعات و بازاریابی برای صدور تولیدات داخلی چین شده است.

مقصودی به شبکه توزیع محصولات ترکیه در عراق و ایجاد فروشگاه‌های زنجیره‌ای اشاره کرد و افزود: تولیدکننده ترک می‌داند تا ۵۰ الی ۱۰۰ سال دیگر در عراق بازار تضمین‌شده دارد و دولت ترکیه حمایت جدی از صادرات کشورش می‌کند و زیرساخت‌های تجارشان را در عراق ایجاد کرده‌اند.

وی اذعان کرد: در دیپلماسی اقتصادی و صادرات زیرساخت‌های حمایتی دولت ما ضعیف عمل کرده است.

مجری برنامه مثال دیگری زد و شرح داد: هلو و آلو با توجه به بعد مسافت از امریکا به عمان صادر می‌شود و به قیمت کیلویی ۲۹۹۰۰ تومان به فروش می‌رسد. در همان روزی که این گزارش را در عمان گرفتیم اخبار تلویزیون خودمان گزارشی پخش کرد از کشاورز ما هلو کیلویی ۵۰۰ تومان خریداری می‌شود و چون چیدن آن برای کشاورز ایرانی صرف نمی‌کرد هلو زیر پا له می‌شد.

وی افزود: بازار عمان به بسیاری از کشورهای افریقایی وصل و دروازه ورود به بازار آفریقاست و میوه‌های آمریکایی و افریقا به وفور در بازار آنجا یافت می‌شود. در حالی که ما در کمتر از سه ساعت می‌توانیم محصولات کشاورزی‌مان را به بازار آنجا برسانیم.

مقصودی تأکید کرد: در کشور زنجیره‌های تولید تا صادرات به هم وصل نیست. در اقتصاد مقاومتی باید به فراتر از آمار عادی رشد ۱۰ الی ۲۰ درصدی نگاه کنیم و نیاز به کار جهشی و جهادی داریم که بدون مدل جهاد سازندگی متصور نیست.

*با مسؤول برج عاج‌نشینی که حقوق نجومی میگیرد، تحقق اقتصاد مقاومتی محال است!

وی شرح داد: با برج عاج‌نشین که حقوق ده، پانزده و بیست میلیونی در ماه را عادی می‌داند و حقوق نجومی را توجیه می‌کند، محال است بتوانیم کار جهادی در اقتصاد انجام دهیم و اقتصاد مقاومتی مدنظر رهبر انقلاب را محقق کنیم. ما نیاز به نهادی همچون جهاد سازندگی داریم که مدیرانش مثل مردم زندگی می‌کردند و به روستاها می‌رفتند و روستاییان را آموزش می‌دادند؛ مدیرانی مردمی که اهل تدبیر و برنامه‌ریزی هم هستند.

*گمشده ما در اقتصاد مقاومتی، مدل جهاد سازندگی است

مجری برنامه در ادامه یادآور شد: ما نیاز به مدل جهاد سازندگی داریم و گمشده ما در اقتصاد مقاومتی جهاد سازندگی است اگر دولت نمی‌تواند، از نهادهای انقلابی مثل ستاد اجرایی بنیاد مستضعفان، آستان قدس، بسیج و سپاه انتظار بیشتری داریم. انتظار نداریم که این نهادها به مناطق محروم بروند و فقط لکه‌گیری کنند و حمام، مسجد، مدرسه، راه و… بسازند، این ها کف کار است، ما احتیاج داریم زنجیره‌های اقتصادی‌مان فعال شوند و اشتغال مناسب برای مردم شکل بگیرد.

نقدی توضیح داد: حضرت آقا بارها به دولت‌های مختلف مدل صنایع تبدیلی کوچک روستایی را تأکید کردند و دولت‌ها هم اهمیتی ندادند و سراغ الگوی تأسیس کارخانه‌های بزرگی رفتند که الان می‌بینیم ۳۳۰ کارخانه لبنیات خوابیده است.

*طبق گزارش فائو ضایعات محصولات کشاورزی در ایران نزدیک به ۳۰ درصد است

وی به گزارش فائو و ضایعات نزدیک به ۳۰ درصد محصولات کشاورزی در ایران اشاره کرد و گفت: از ۱۱۷ میلیون تن محصولات کشاورزی نزدیک به ۳۵ میلیون تن ضایعات داریم، یعنی معادل غذای یک کشور است.

در این بخش از برنامه، خدایی، رئیس اتحادیه تولید و تجارت آبزیان گفت: تولید آبزیان را در سال یک میلیون و ۱۰۰ هزار تن و در مقایسه با تولید سالی ۱۱۷ میلیون تن در حوزه کشاورزی کمتر از یک درصد اعلام کرد و گفت: صادرات آبزیان ۴۵۰ میلیون دلار است و از ۴٫۵ میلیارد دلار، ۱۰ درصد کشاورزی متعلق به صادرات این بخش است.

خدایی علت بالا بودن صادرات بالای آبزیان در مقایسه با تولید را بر مبنای عدم دخالت دولت در سیستم تولید و تجارت این بخش دانست و تصریح کرد: ما دخالت دولت را در زیرساخت‌ها می‌خواهیم.

*ما به دانش پرورش میگو دست یافته‌ایم

خدایی در خصوص جهش در تولید و صادرات گفت: راهکار واگذاری این امر به بخش خصوصی است. بخش خصوصی اظهار تمایل کرده است پیشرفته‌ترین آموزش‌ها را با کمک سازمان شیلات و مؤسسه تحقیقات شیلات به کارآفرینان بدهد. ما نیروهای بسیار ورزیده‌ای داریم و به دانش پرورش میگو دست یافته‌ایم. با وجودی که در بحران کم‌آبی هستیم بالاترین میزان تولید ماهی سردابی را در دنیا داریم، ضمن اینکه آب را مصرف نمی‌کنیم.

وی خاطرنشان کرد: نباید ساده‌انگاری کرد. بخش خصوصی می‌تواند تنظیم روابط را انجام بدهد و در شرایطی است که می‌تواند خودش را اداره کند. دادن زمین و رسیدگی به اموری که با قرار گرفتن در بوروکراسی موجب کند شدن رشد تولید می‌شود به بخش خصوصی و اتحادیه‌ها واگذار شود.

رئیس اتحادیه تولید و صادرات آبزیان خبر از مزارع میگوی چوئبده آبادان در یازده کیلومتری مرز و در گواتر سیزده کیلومتری مرز پاکستان و گمیشان در شش کیلومتری ترکمنستان داد و شرح داد: این مزارع در آن مناطق حساس، به‌خصوص در میان خانم‌ها و بخش فرآوری و بسته‌بندی اشتغال‌زایی کرده است.

وی تأکید کرد: ما ظرفیت‌های بالایی داریم و خیلی جلوتر از آمارهایی که اعلام کردم می‌توانستیم باشیم و زودتر به هدف برسیم، اما همه اینها نیاز به نقشه راه دارند.

خدایی در خصوص استفاده از چاه‌ها برای احداث پرورش ماهی بیان کرد: این امر اقتصاد آن مناطق را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد، زیرا قیمت ماهی حاصل از این استخرها ارزان‌تر از سایر استخرها خواهد بود و این‌گونه پرورش‌دهنده‌ها تعیین‌کننده قیمت در آنجا خواهند بود، زیرا هزینه احداث استخر در مسیر چاه به زمین کشاورزی کمتر از سایر استخرهاست.

مقصودی در واکنش به گفته خدایی اظهار کرد: هیچ تولیدکننده‌ای تمایل ندارد رقابت زیاد شود، اما در صورتی که برنامه‌ریزی برای صادرات و ورود به بازار جهانی باشد قضیه متفاوت خواهد شد.

خدایی اشاره کرد: بحث اتحادیه تولید و تجارت برای همین است و معتقدیم بازار وجود دارد و مثلاً برای ماهی سردابی کشور ما در ویتنام تقاضا هست و برای تخم ماهی قزل‌آلا تقاضا در اروپا، ویتنام و ژاپن وجود دارد، اما چون ساختار تولید ما خرد است در صادرات به مشکل می‌خوریم.

وی توضیح داد: اقتصاد ما خرد است و هیچ‌یک از صادرکننده‌های ما نمی‌توانند تقاضای یکی از شرکت‌های روسی را پاسخ بدهند و باید در سال حداقل ده صادرکنندگان برای پاسخگویی به کشور خارجی مقصد با هم جمع شوند، چون چرخه درست شکل نگرفته است و بحثتان روی دولت است.

نقدی تصریح کرد: دولت نباید تصدی‌گر باشد، بلکه باید تسهیل‌کننده و ایجادکننده زیرساخت باشد.

مقصودی اشاره کرد: دولت می‌تواند ایجادکننده زیرساخت حمل و نقل برای صدور محصولات داخلی باشد.

خدایی تأیید کرد و گفت: این یک نقطه ضعف است.

مقصودی پیشنهاد داد: نهادهایی مثل آستان قدس، بسیج و… با ایجاد زیرساخت‌هایی مثلاً در روسیه و تأسیس سردخانه‌هایی به امر صادرات کمک و زنجیره تولید تا صادرات را کامل کنند.

خدایی اظهار کرد: سؤال می‌شود چرا صادرات وجود ندارد، چون به اندازه کافی جنس نیست. برای ارسال کالا به روسیه با هواپیمایی پیام صحبت کردیم و به ما گفته می‌شود باید حداقل میزان کالا وجود داشته باشد و با بخش‌های صیفی‌جات و غیره صحبت می‌کردیم محصول به حد کافی برای صادرات وجود ندارد.

مقصودی در رد گفته خدایی مثال زد: در فصولی از سال که سیب‌زمینی و پیاز ما در اینجا می‌ماند و خوراک گاو و گوسفند می‌شود و می‌گندد، روسیه به‌شدت به سیب‌زمینی و پیاز ما نیاز دارد. ما برای حضور در بازارهای مختلف نیاز به سرمایه‌گذاری اولیه برای احداث سردخانه و تبلیغات و زیرساخت‌ها داریم که دولت باید ضمانت‌های لازم را در این خصوص بدهد و وارد عمل می‌شود. با ایجاد بازار تضمینی در خارج از کشور نیاز به تولید در کشور چندین برابر می‌شود.

دولت را در ایجاد زیرساخت‌ها، تسهیل‌گری و واگذاری به بخش خصوصی می‌خواهیم

خدایی تأکید کرد: دولت را در ایجاد زیرساخت‌ها، تسهیل‌گری و واگذاری به بخش خصوصی می‌خواهیم.

وی تأکید کرد: قطعاً حمایت‌های زیربنایی دولت لازم است و کل تولیدات بخش کشاورزی و آبزیان را می‌توان جزء اقتصاد مقاومتی دانست. پرورش آبزیان توانسته است مزیت‌های بسیاری را در مناطق دوردستی که برای ما نقمت بودند ایجاد کند. نیاز به برنامه‌ریزی‌های بهتر است و انتقاد وارد است و کار بهتر از اینها می‌تواند باشد.

*طی دوره پنج ساله به رقم یک میلیارد دلار در تولید آبزیان خواهیم رسید

رئیس اتحادیه تولید و صادرات آبزیان نوید داد: طی دوره پنج ساله به رقم یک میلیارد دلار در تولید آبزیان خواهیم رسید.

وی افزود: صنعت فرش با قدمت ۴۰۰ ساله در صادرات و چند هزار ساله در تولید ۲۰۰ تا ۳۰۰ میلیون دلار صادرات دارد و صنایعی مثل پوست، روده که در مقایسه با پرورش آبزیان قدمت زیادی دارند به پای صنعت رو به رشد آبزیان نمی‌رسند. ما در خصوص آبزیان بازار خوبی را در خارج از کشور داریم.

نقدی در خصوص صنایع تبدیلی کوچک روستایی توضیح داد: وقتی صنایع تبدیلی کوچک را در یک موضوع در نقطه‌ای عنوان‌دار و متمرکز می‌کنیم اتفاق بزرگی می‌افتد. تجربه کاملاً موفق و بومی آن سوهان قم، گز اصفهان و گلاب قمصر کاشان است. در بدترین شرایط روابط با اروپا هزار تن گلاب به اروپا و دو هزار تن به کشورهای مختلف صادر می‌شود.

وی افزود: می‌توان صنایع تبدیلی کوچک روستایی را برای جلوگیری از ضایعات ۳۰، ۴۰ میلیون تنی به کار گرفت. اگر سراغ کارخانه‌های بزرگ بروید از یک طرف هزینه حمل و نقل از زمین کشاورزی و روستا به کارخانه باید پرداخت شود و از طرف دیگر این کارخانه فقط یکی دو ماه از سال محصول تازه دارد و بقیه ماه‌های سال تعطیل است و هزینه تمام شده بالا می‌رود.

*مدل موفق صنایع تبدیلی کوچک روستایی صنعت نخودچی ممقان است

فرمانده سابق بسیج مستضعفین خاطرنشان کرد: صنایع تبدیلی کوچک روستایی مانع خروج محصول کشاورزی از روستا می‌شود و در همان روستا فرآوری می‌شود. مدل موفق آن صنعت نخودچی ممقان است که در سال ۱۲۰ هزار تن نخودچی تولید می‌کند و ۵۰ درصد صادرات جهان را به دست گرفته است. در این شهر ۱۲۰۰ کارگاه وجود دارد و یک معتاد و بیکار در شهر نیست.

وی در خصوص مزیت‌های این نوع صنایع توضیح داد: هزینه‌ها به‌شدت پایین می‌آیند و کلیه تجهیزات صنعت نخودچی ممقان در خود شهر توسط مهندسین ساخته و تنها چیزی که به شهر وارد می‌شود ورق فولاد و آلومینیوم خام است. از پانزده استان کشور و پاکستان نخود خام وارد این شهر می‌شود و فرآوری و بسته‌بندی و صادر می‌شود. این کارگاه‌ها ارزش افزوده فوق‌العاده بالایی را به وجود می‌آورند. هزینه آموزش صفر است، چون بچه‌ها از چهار پنج‌سالگی با آن صنعت آشنا می‌شوند و کار را یاد می‌گیرند. افراد برای همدیگر بازار ایجاد می‌کنند.

مقصودی تصریح کرد: به کسب و کارهای تولیدی کوچک و خرد باید توجه جدی کرد.

*۴۵۰ قطب تولید و صنایع کوچک و مردمی در شهرهای کوچک شناسایی شده است

نقدی به متمرکز بودن این کسب و کارها تأکید کرد و شرح داد: ما ظرفیت‌های شهرهای مختلف را جستجو و ۴۵۰ قطب تولیدات مختلف را پیدا کردیم، نظیر کشمش کاشمر، سرکه سیب سمیرم، نان برنجی لنگرود و…. برند و نمانام موضوع مهمی است و خودش بر فروش جهانی بیشتر می‌افزاید. پراکنده کردن این‌گونه کسب و کارها موجب شکست این مدل می‌شود.

وی خاطرنشان کرد: صنایع تبدیلی کوچک روستایی ضایعات را تبدیل به ثروت می‌کند. در تکمیل زنجیره تولید تا صادرات در صورتی که فرماندار هر شهر طرح را جدی بگیرند و پای کار بیایند بازار شهر بخش تجاری کار می‌شود و اتفاق اقتصادی بزرگی در هر شهر ایران می‌افتد.

انتهای پیام/ی

[ad_2]

پدرم روحیه آقازادگی را در ما کُشت/ کتاب‌های شریعتی را با توصیه شهید لاجوردی خواندم/ حضور توّابین فرقان در پروژه‌‌های موشکی

[ad_1]

گروه سیاسی خبرگزاری فارس- پرونده ویژه «دادستان انقلاب»/هاجر تذری و مهدی بختیاری: شاید یکی از بزرگترین نعماتی که ۶ فرزند شهید اسدالله لاجوردی (۵ پسر و یک دختر) در دوران کودکی از آن محروم بودند، حضور و آغوش گرم پدر در خانه باشد.

اسدالله لاجوردی از باسابقه‌ترین زندانیان مبارز در رژیم طاغوت بود که در همین زندان‌ها سخت‌ترین شکنجه‌ها را دید و از ناحیه کمر و چشم به شدت مجروح شد.

در خلال چند گفتگو با دوستان و همکاران شهید لاجوردی، بر روی یک موضوع تاکید زیادی می‌شد: «سخت‌گیری بر خانواده در استفاده از بیت‌المال»

قبول این جمله و این رویکرد در این دوران که بسیاری از آقایان و آقازادگان چهارزانو بر سر سفره بیت المال نشسته و در حال چریدن هستند، شاید برای خیلی‌ها باورپذیر نباشد اما «آقای دادستان» این کار را کرد و نهایتا در وصیتنامه خود نیز این را گفت که:

«فرزندانم! اگر گاهی بر شما سخت می‌گرفته‌ام و این درحالی بوده که برایم امکان فراهم آوردن رفاه بیشتر بوده، از آن جهت بوده است که اعتقادی استوار به آیه کریمه «انّ مع العُسر یُسراً» داشته‌ام و اگر می‌توانستم شما را و خانواده را بیشتر از آنچه تحمل کردید قانع کنم به طور قطع چنان می‌کردم و یقین داشتم که در تکوین شخصیت سالم و رشد یابنده شما مؤثرتر و کارسازتر بود.

به هر صورت، پدرتان که از همه چیز جز انقلاب و اسلام بیشتر دوستتان می دارد‌، خیر و صلاح شما را در رفاه نمی‌دانسته و نمی‌داند و امید دارد در زندگی، رفاه‌جویی و عافیت‌طلبی را آگاهانه به دور اندازید و با عزمی آهنین در کام مشکلات روید و توقع نداشته باشید دیگران برای حل مشکلاتتان اقدامی ولو ناچیز کنند.»

آنچه در زیر خواهید خواند، گفتگویی است تفصیلی با «سید محمد لاجوردی» فرزند ارشد شهید اسدالله لاجوردی.

او متولد ۱۳۴۱ در تهران است و اکنون در سازمان انرژی اتمی مشغول به خدمت است.

بیشتر بخوانید:

– چوب‌فروشی که «مرد پولادین» انقلاب شد

– استعفا نمی‌دهم؛ برکنارم کنید

– برخورد شهید لاجوردی با منافقین مثل فرزندانش بود

* مرحوم شهید لاجوردی سال‌های زیادی از دوران مبارزات با رژیم طاغوت را در زندان گذراند و شاید از این جهت جزو شاخص‌ترین‌ها باشد. بنابراین احتمالا بیشترین زمان دیدار شما با ایشان هم باید در همان ملاقات در زندان‌ گذشته باشد. این دیدارها چطور صورت می‌گرفت و چقدر سخت‌گیری می‌شد؟

ایشان چند نوبت قبل از انقلاب دستگیر شدند و ما تقریباً در منزل خیلی حضور پدر را به لحاظ فیزیکی پررنگ نمی‌دیدیم اما همین موضوع باعث شده بود که در اوقاتی که برای ملاقات به زندان می‌رفتیم، ارتباط صمیمی و گرمی بین ما برقرار بود و تمام آنچه را که یک پدر باید به فرزندان خود ابراز کند و رابطه پدری-فرزندی را در ذهن فرزندان خود شکل دهد، شهید لاجوردی انجام می‌داد.

معمولا روال به این شکل بود که در همان ابتدای دستگیری، زندانی را برای بازجویی به کمیته مشترک ضدخرابکاری منتقل می‌کردند. در آنجا مدت طولانی -بسته به نوع دستگیری و یا جرمشان- می‌ماندند که ملاقات نداشت و معمولاً هم ما بی‌خبر بودیم. بعد از پیگیری‌های زیاد بود که متوجه می‌شدیم مثلا در کدام زندان محبوس هستند.

زندان «قصر»، «اوین»، «قزل‌حصار»، «قزل‌قلعه»، «عادل‌آباد» شیراز و مشهد از جمله زندان‌هایی بود که ایشان در آنجا زندانی بودند و ما برای ملاقات به این زندان‌ها می‌رفتیم.

برخوردها خصوصا با شخص زندانی تحقیرآمیز و توهین‌آمیز بود تا او را از لحاظ شخصیتی خرد کنند.

به عنوان مثال وقتی ما برای ملاقات می‌رفتیم زندانی را در یک قفسی که شبیه قفس حیوانات بود می‌گذاشتند. پدر درست از آن فضا علیه خود آنها استفاده می‌کرد. مثلا به برادرم می‌گفت: «حسن آقا شما می‌توانید برای من قرآن بخوانید؟» برادرم که قرآن می‌خواند آن سربازی که شاهد صحنه بود و به هر حال وابسته به همین خانواده‌های معمولی بود، می‌شنید و می‌دیدید فردی را که در چنین قفسی آورده‌اند، خانواده‌ای دارد که قرآن می‌خواند و تحت تأثیر قرار می‌گرفت و فضا علیه خودشان عوض می‌شد.

خاطرم است در یکی از دیدارها که به همراه عمویم به زندان قزل‌قلعه رفته بودیم، از نزدیک دیدم که به خانواده‌ زندانیان توهین فراوان می‌شد. یا افسری به نام محرری -از افسران شهربانی- در زندان قصر به خانواده‌های زندانیان سیاسی توهین می‌کرد.

* شما در جلسات دادگاه‌ هم شرکت می‌کردید؟

خیر. عموی ما به دنبال کار ایشان می‌رفت و پیگیری می‌کردند و به خانه می‌آمدند و برای ما از ماجرای دادگاه می‌گفتند که مثلاً ایشان ۱۸ سال حبس گرفته‌اند. نتیجه دادگاه را از طریق عمویم متوجه می‌شدیم و می‌نشستیم حساب می‌کردیم که ما چند سالمان بشود پدر را دوباره در خانه می‌بینیم.

* در جریان مبارزات و کارهای ایشان در بیرون از زندان بودید؟

نقشی نداشتیم ولی می‌دیدیم که مثلا رفقای پدر به منزل ما می‌آمدند و جلساتی را برپا می‌کردند.

منزل ما قبل از انقلاب در خیابان مولوی، خیابان وزیر نظام کوچه حسینیه بود.

یک شب در منزل بودیم که ۵ نفر از ماموران ساواک با لگد در را باز کردند و وارد منزل شدند و همه چیز را بهم ریختند.

یک کتابخانه کوچک داشتم که در آن علاوه بر کتاب‌های قدیمی حوزوی پدرم، چند کتاب هم از دکتر شریعتی و صمد بهرنگی مال من بود که همه آنها را بردند.

* موضع پدرتان در قبال دکتر شریعتی و نوشته‌های ایشان چه بود؟

شهید لاجوردی هیچ وقت با ایشان که در مبارزه حضور داشت و جزو صفوف مبارزین و مسلمانان قرار می‌گرفت، جبهه نداشت بلکه برعکس یکی، دو بار به خود من سفارش کردند که کتاب‌های شریعتی را که علیه مارکسیسم بود بخوانم.

من به جلسات مذهبی که در مدرسه رفاه بود می‌رفتم. یک مرتبه یکی از آقایان در تفسیر این آیه که «کانَ النَّاسُ أُمَّةً واحِدَةً فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِیِّینَ مُبَشِّرینَ وَ مُنْذِرینَ…»گفت که این «أُمَّةً واحِدَةً» همان کُمون اولیه است.

من وقتی برای ملاقات با پدر به زندان می‌رفتم، بحث‌های جلسه را برایشان شرح می‌دادم. این مطلب را که گفتم، ایشان تأکید کرد حتماً کتاب‌های شریعتی در خصوص مارکسیسم را بخوانم.

* اتفاق افتاده بود با پدر در مورد پایه‌گذاران سازمان مجاهدین خلق مانند حنیف‌نژاد و بدیع‌زادگان صحبت کنید؟ نظر ایشان راجع به بنیان‌گذاران سازمان چه بود؟ چون بیشترین درگیری را بعدا خود شهید لاجوردی با اعضای مجاهدین چه در زندان و چه در پس از انقلاب داشت.

من در مقطع قبل از انقلاب جزوات منافقین مثل «راه انبیا، راه بشر»، «تکامل»، «شناخت» را می‌خواندم. یادم هست در جزوه «شناخت» اصول دیالکتیک را آورده بود. من گاهی اوقات این مطالب را با شهید لاجوردی در میان می‌گذاشتم. ایشان به من می‌گفت شما باید مطالعاتتان را کامل کنید و مطالعات منطقی و فلسفی را ادامه بدهید.

خود ایشان چون مطالعات مذهبی داشتند و دروس حوزه را خوانده بودند و به نقل از آیت‌الله مهدوی، اجتهادشان مسلم بود و اصول دیالکتیک را در بحث‌ با آن‌ها دیده بودند و در طول دوره زندان با آن ها آشنا شده بود، فهمیدند که این گروه چه جهتی را طی می‌کنند. در مسائل ایدئولوژیک آنها را قبول نداشتند.

زمانی این بحث به صورت حاد مطرح شد که منافقین در سال ۵۴ تغییر فاز علنی داده و در بیانیه‌ای، تغییر مواضع ایدئولوژیک خود را اعلام کردند. به صورت  عملی هم در زندان تغییرات مشهودی کرده بودند. یعنی مثلا شخصی تا شب گذشته نماز شبش ترک نمی‌شد به یکباره حتی نماز یومیه‌ و واجب خود را نمی‌خواند.

* شهید لاجوردی در جریان شکنجه در یکی از بازداشت‌ها آسیب جدی می‌بینند، خاطرتان هست مربوط به کدام مقطع بود؟

این حوادث را به تفکیک به خاطر ندارم و  یادم نیست برای کدام مرحله از پرونده ها یا زندان بود اما کمر ایشان بر اثر شکنجه‌های فراوان شکست و چشم چپشان هم تقریباً نابینا شد تا اینکه برای معالجه به آمریکا رفت و آنجا قرنیه را به طور کل عوض کردند. البته در همان جا با دانشجویان انجمن اسلامی هم آشنا شدند و قول و قرارهایی گذاشتند چون هنوز مشخص نبود که انقلاب به چه نتیجه و سرنوشتی خواهد رسید. بعد که کار مبارزات بالا گرفت و امام(ره) به پاریس رفتند، پدر هم از آمریکا راهی پاریس شد.

** یک سر دشمنی با لاجوردی به بیت منتظری برمی‌گردد

* اندکی بعد از پیروزی انقلاب، شهید لاجوردی به دادستانی رفتند که بیشتر مد نظر ما بررسی این برهه از فعالیت‌های ایشان است که مخالفت‌ها با لاجوردی بیشتر شد.

ریشه این اختلافات که حالا علاوه بر منافقین، خیلی از خودی‌ها را هم شامل می‌شد، از کجا بود؟

البته شهید لاجوردی در آن سال‌ها روی برخی پرونده‌های جنجالی دست گذاشتند مثل پرونده منافقین، سید مهدی هاشمی، ۸ شهریور، لاهوتی،‌ سعادتی و… مشکلات از اینجا شروع شد یا موضوعاتی دیگری هم بود؟

من خودم در جریان ریز پرونده‌ها نبودم و ایشان هم خیلی جمع خانواده را وارد این فضاها نمی‌کرد. البته مسائل را به صورت کلی و مبنایی با ما در میان می‌گذاشت اما مصداقی و ریز وارد نمی‌شد، زمانی هم که ما خیلی کنکاش می‌کردیم، ایشان تمایل زیادی نشان نمی‌داد که تفصیل مسائل را از او بخواهیم. درباره پرونده‌ها بسیار کتوم و خوددار بودند.

* در آن مقطع بدگویی‌ها را پشت سرشان می‌شنیدید؟

ما گاهی در جریان قرار می‌گرفتیم، مثلا زمانی که جلسه تودیع ایشان بود یا آن ویدیویی که از آقای یوسف صانعی در مورد نحوه ابلاغ برکناری است.

در حال حاضر هم که نگاه می‌کنم می‌بینم بسیاری از موضع‌گیری‌هایی که علیه شهید لاجوردی وجود دارد، یک سرش به بیت آقای منتظری و ماجرای سیدمهدی و برادرش سید هادی می‌رسد و اینها همچنان به دنبال آن قضیه، کینه‌هایی دارند. چون وجه دیگری که مستمسک و دستاویز آنها در عداوت و سختی که نشان می‌دهند نمی‌بینم.

** سفارش دادستان انقلاب به پلیس درباره پسرش

* البته رفتار ایشان در برخورد با سفارش افراد هم به نظر در این دشمن تراشی‌ها موثر بوده است. بالاخره در آن زمان هم آقایانی که فرزندانشان عضو این گروهک‌ها باشند، کم نبودند.

اجازه بدهید به صورت مصداقی به این موارد نپردازم و یک نمونه راجع به خودم عرض کنم.

من در سال ۶۰ با موتور در خیابان بهشت با خانمی که از عرض خیابان عبور می‌کرد تصادف کردم. این خانم به زمین افتاد و از بینی‌شان خون آمد. بلافاصله من ماشین گرفتم و آن خانم را به بیمارستان شریعتی بردم. وقتی بیمار را تحویل دادم، گفتند طبق قانون شما بازداشت هستید تا تکلیف درمان این خانم مشخص شود.

اوایل انقلاب بود و حزب جمهوری کنگره‌ای داشت و این خانم هم از تبریز آمده بود. من را به کلانتری ابوسعید بردند و به بازداشتگاه انتقال دادند. جماعتی آنجا بودند که من به عمرم ندیده بودم، آدم‌های خلافکار و مواد فروش و چاقوکش.

به ایشان (شهید لاجوردی) خبر دادند. وقتی رسیدند، برای اینکه حساب کار دست من بیاید، جلوی خود من به رئیس کلانتری گفتند هر کاری با همه می‌کنید با این هم بکنید و بعد رفتند.

من به رئیس کلانتری گفتم همه چه کار می‌کنند؟ گفت همه سند می‌گذارند تا وقتی مشخص شود هیچ صدمه‌ای به این خانم وارد نشده است. عمویم یک خانه داشتند و سند آن را آورد. دایی‌ام هم کارهای اداری را کرد، این سند گرو ماند و بعد از یکی دو روز که معلوم شد این خانم آسیب ندیده، سند را آزاد کردند.

و یا در موردی دیگر، در اوایل کار ما یک شرکتی به نام «تهران فاج» مقدار زیادی از پول ما را برد و چکش هم برگشت خورد و ما به هر دری می‌زدیم جواب نمی داد. با شهید لاجوردی فقط طرح بحث کردم و ایشان یک جمله گفت ببین مردم چکار می‌کنند، شما هم مانند بقیه. از طریق پلیس قضایی ماجرا فیصله پیدا کرد.

** حضور توابین فرقان در پروژه‌ موشکی تاو

* یکی از خصوصیات شهید لاجوردی که زیاد از آن صحبت شده، برخورد پدرانه‌ای بود که با عناصر فریب خورده و توابین داشت و حتی آنها را به منزل هم می‌آورد. خاطرات خودتان از برخورد با این توابین چیست؟

همین طور بود. حتی در گذشته که ما در پروژه موشکی تاو در باغ شیان کار می‌کردیم، برخی از همین توابین فرقان هم حضور داشتند.

* شما این را قبول دارید که اعضای فرقان نسبت به مجاهدین افراد فکورتری بودند؟

نه من قبول ندارم. اکبر گودرزی که در راس این گروه قرار داشت، طلبه‌ای بود که هنوز غوره نشده می‌خواست مویز شود. گودرزی بدون اینکه مطالعات دینی داشته باشد، رهبر این گروه بود. ما یک جلد از قرآنی که اینها ترجمه خاصی از آن ارائه کرده بودند، داشتیم. مثلا سوره «مومنون» و فرازهای نخست آن را به شکل واقعا انحرافی ترجمه کرده بود.

برای نمونه، در اوایل سوره مومنون، فرازهایی در خصوص حفاظت انسان مومن از ارتباط با اجنبی و محافظت حجاب وجود دارد که آنها تعبیر می‌کردند که بین برادر و خواهر سازمانی چنین حجابی نیست. این گروه لجاجت و اصرار بی‌مورد و بدون فکری بر مواضعشان داشتند.

البته برخی هواداران این جریان، بچه‌های هوشمندی بودند که به دین و مبارزه علاقه‌ داشتند اما فریب ظاهر اکبر گودرزی را خورده بودند.

شهید لاجوردی با اینها وارد بحث می‌شدند و می‌گفتند در منابعی که داری، تأمل کن. آموزه‌های وحیانی و اسلامی یک منبع مناسب است، عقلی که خدا داده است حجت است و باید آن را قاضی کنی، هر ورودی به مغز و عقل را مورد پردازش عقلی قرار بده و علاوه بر آموزه‌های وحیانی و عقل می‌توانی از بهترین تجارب بشری استفاده کنی. همان آیه سوره زمر که می‌فرماید: «فَبَشِّرْ عِبَادِ الَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ» و البته ندای درونی و فطری که حُسن و قبح یک کار را گوشزد می‌کند.

این چهار منبع را مطرح می‌کردند و بعد با این‌ها وارد گفت‌وگو می‌شدند که ببینند مشکل کجاست، با آنها وارد بحث می‌شدند و ممکن بود بحث ساعت‌ها به درازا بکشد. زمانی که آثار و علایم قطعی اقناع را در آن ها مشاهده می‌کردند مرحله به مرحله جلو می‌آمدند تا به  مطلوب برسند و بعد در آخرین قدم رهاسازی او در جامعه اتفاق می‌افتاد و حتی پیش از رهاسازی او را به خانه می‌آوردند، کلتشان هم در طاقچه اتاق و در دسترس آن ها بود.

الان هم گاهی اوقات برخی از آن ها را در مکان‌هایی مانند نمازجمعه‌ و یا اجتماعات بزرگی نظیر عید فطر می‌بینم.

* بعد از ماجرای شهادت شهید کچویی [ترور به دست یکی از منافقین تواب به نام کاظم افجه‌ای] ترس این را نداشتید که چنین اتفاقی برای پدرتان هم بیفتد؟

نه. به خاطر اینکه آن مورد یک مورد خاص بود و برخلاف نظر شهید لاجوردی هم اتفاق افتاد. یعنی کاظم افجه‌ای مراحل مد نظر را نگذرانده بود. اصرار شهید کچویی بود که افجه‌ای پاسدار باشد و اسلحه داشته باشد. چند ساعت قبل از حادثه هم حالت بحرانی‌اش پیدا شده بود و به نقطه‌ای رسیده بود که خیلی عیان بود که می‌خواهد این کار را انجام دهد و متأسفانه فضا و صحنه از کنترل خارج شد.

در اینجا باید از بزرگواری شهید محمد کچویی یاد کنم که با اینکه هدف افجه‌ای، شهید لاجوردی بود، او خود را حائل قرار داد و حاج آقا توانستند پشت یک درخت پناه بگیرند.

* شما خودتان با شهید کچویی ارتباطی داشتید؟چه طور شخصیتی بود؟

من کمتر از آن هستم که بخواهم شهید کچویی را توصیف کنم. ایشان یک ویژگی داشت که در قرآن فضیلت را به آن نسبت می‌دهند و آن فضیلت «سبقت» است، «السابقون السابقون اولئک المقربون» سبقتی که شهید کچویی در مبارزات داشت، فضیلت بزرگی بود.

یادم نمی‌رود که حاج آقا به قدری به شهید کچویی علاقه داشت که من می‌دیدم وقتی مثلا می‌گفتند «ممد کچویی»، با بارِ سنگینی از عاطفه و محبت زایدالوصف بود.

شهید کچویی پس از یک دوره از شکنجه‌های سنگین در زندان طاغوت، پرستاری مؤثری از پدر کرد که اگر نبود، صدمات بیشتری می‌خورد.

پدر بعد از شهادت شهید کچویی تا مدت‌ها متاثر بود و به مادرمان سفارش می‌کرد ارتباطش را با خانواده شهید کچویی قطع نکند.

** یک بار گریه پدر را دیدم

* شما هیچگاه گریه ایشان را دیدید؟

تنها یک بار. آن هم در نمازجمعه‌ای که مقام معظم رهبری در وصف عاشورا و عبرت‌هایش مقتل می‌خواندند و فرمودند که در چنین شرایطی مثل حسین بن علی‌ها باید به پای اسلام فدا شوند.

** دیدار آخر

* حد فاصل سال ۶۳ که ایشان از دادستانی کنار گذاشته شدند تا سال ۶۸ که به سازمان زندان ها رفتند، مشغول چه کاری بودند؟

ما در برکناری‌های ایشان کمترین آثاری از ناراحتی‌ ندیدیم و برای ما این استواری بسیار جذاب بود.

هیچ وقت بیکار نبودند. در زیرزمین خانه یک کارگاه خیاطی بود که آنجا کار می‌کردند. پارچه‌ها را با قیچی برقی که تیغه بلندی داشت، از روی الگو برش می‌دادند و برای دوخت آماده می‌کردند و نتیجه کار را هم رایگان برای کمیته امداد می‌فرستادند.

من برایشان مواد اولیه را که پارچه‌های خاص با جنس‌های مرغوب بود تهیه می‌کردم. می‌دوختند و تحویل کمیته امداد می‌دادند که توزیع شود.

شب شهادتشان هم تا ساعت ۱۱ در کارگاه بودند. من از راه دور برای دیدنشان آمده بودم و گفتم دلم برایتان تنگ شده و می‌خواستم ببینمتان. البته خیلی هم اجازه نمی‌دادند ما به اصطلاح خودمان را لوس کنیم (با خنده).

البته دوستان خیلی به دیدارشان می‌آمدند و درد دل‌های زیادی می‌کردند که بعد از شما چه شده است و اینها اما من در جریان ریز جزئیات نیستم. فقط مواردی پیش می‌آمد که شهید لاجوردی شاهد برخی اتفاقات بود و مایه تاسفش می‌شد و تاسفش را هم اینطور بیان می‌کرد که «ما چه می‌خواستیم و چه شد.» برگردان این عبارات که «ما قَصَدَ لم یَقَع و ما وقَعَ لم یُقصَد» یعنی آنچه اتفاق افتاد قصد نشده بود و آنچه قصد شده بود، اتفاق نیفتاد.

این را یادآوری بکنم حتی اگر زمانی ما شکایتی داشتیم که این نابسامانی‌ها وجود دارد یا در برخورد با مردم حتی در مسائل تبلیغی حالت تعامل وجود ندارد ممکن بود ایشان در آن جلسه سکوت کنند و چیزی نگویند و میدان هم ندهند که ادامه دهیم اما متأثر می شدند و پیگیر بودند. اما غصه خوردنشان و اینکه چرا باید اینطور باشد را حس می‌کردیم.

اعتقاد داشتند پرورش و تربیت فرد یا جامعه، یک فرآیند است، آنهم فرآیندی همه جانبه.

** پدرم روحیه آقازادگی را در ما کُشت

* در مورد سخت‌گیری به خانواده خصوصا در استفاده از بیت‌المال و یا پرهیز از اشرافی‌گری خاطراتی از قول دوستان گفته شده، شما که فرزند ایشان بودید بفرمایید در این موضوعات چطور برخورد می‌کردند؟

این را کاملاً تأیید می‌کنم و همینطور هم بود. در وصیت‌نامه ایشان فرازهایی وجود دارد که می‌گوید: «من اگر می‌توانستم بیش از آنچه بر شما سخت گرفتم سخت می‌گرفتم» همین پدیده آقازادگی را ایشان از آن زمان می‌دید و نوشته بودند «امیدوارم یوم تبلی الاسرار و زمانی که پرده‌ها کنار می‌رود شما آنجا من را ملامت نکنید چون من این را به صلاح شما می‌دانم».

من نمونه‌هایی را برایتان گفتم مثل ماجرای تصادف بنده و یا کلاهبرداری آن شرکت از ما. حاج آقا قصدشان از آن برخوردها خدای نکرده این نبود که میل درونی غضب خودشان را التیام دهند بلکه به خاطر خدا، تربیت ما و اینکه نمونه و الگویی برای دیگران باشد بود.

امروز مفاسدی که به عنوان پدیده آقازادگی می‌شنویم و مردم را عاصی و متأثر کرده به فریاد آورده و به تظلم خواهی وا داشته است، می‌بینیم. او می‌‌خواست از وقوع همین موارد جلوگیری کند و کسی فکر نکند که از سفره انقلاب سهم مسلمی دارد. می‌خواست در ما چنین روحیه‌ای پیدا نشود.

** من وحشت می‌کنم که چطور می‌خواهند جواب خدا را بدهند

* آقای لاجوردی! شما حتما بسیاری از اظهارنظرهایی که درخصوص پدرتان شده است و عباراتی که مخالفین ایشان می‌گویند مثل خشن بودن، جلاد و خونریز (البته با عرض پوزش) را شنیده‌اید که ممکن است بسیاری از این جوسازی‌ها بر پایه مطالب دروغ و برخی هم از سر دشمنی باشد. شما خودتان چقدر برای تصحیح این نگاه تلاش کرده‌اید؟

یکی از دوستان می‌گفت پاک‌ترین دوران در نگهداری زندانی‌ها در زمان شهید لاجوردی بود هم محیط داخل هم محیط ملاقات اما شما ببینید چه عباراتی برای ایشان به کار می‌برند و چه مظالمی می‌کنند.

من خودم عمق فاجعه را وقتی فهمیدم که فرزند یکی از بزرگان از قول ایشان می‌گفت: «تا وقتی رهبری آن موضع‌گیری را در خصوص شهید لاجوردی کرد، من نسبت به ایشان نظر مثبتی نداشتم».

من سعی کردم در مواقعی که وظیفه تبیین دارم مثل الآن که با شما مصاحبه می‌کنم، به تشریح موضوعات و پاسخ به سوالات بپردازم، ولی اینکه بروم در جمعی و بخواهم به صورت مدون این کار را بکنم، نبوده است.

حقیقت این است که فضا علیه آقای لاجوردی به‌گونه‌ای بود که هرکس می‌خواست تسویه حساب سیاسی بکند مثل شبکه وابسته به بیت آقای منتظری، لاهوتی و… یک زمینه مساعدی را پیش روی خودشان می‌دیدند که هر تخمی از کینه بکارند، به‌راحتی ثمر می‌دهد.

در وصیت‌نامه ایشان فرازهایی هست که تصریح می‌کند همان قدر که به اسلام عشق دارم و به انقلاب مدیون هستم و حاضرم پای آن با تمام وجود بایستم، به همان میزان هم از ضد انقلاب نفرت دارم و با آنها مقابله می‌کنم. این تبری است که باید در کنار تولی باشد.

این رویه را داشتند تا آن گزارش [گزارش کمیته سه نفره علیه شهید لاجوردی] که خودشان می‌دانند و خدای خودشان که بر چه اساسی تهیه کردند، نوشته شد.

بسیاری از اوقات که این فضاها درست می‌شد به آقایانی که اینچنین موضع می‌گیرند توصیه می‌کردیم به این آیه قرآن که می‌فرماید: «یا ایّها الّذین امنوا اتّقوا اللَّه و قولوا قولا سدیدا» یعنی وقتی صحبت می‌کنید بیانتان محکم باشد و بتوانید پای آن بایستید.

حالا آدم بیاید نسبتی را به یک مومنی که در مبارزات استخوان خرد کرده بدهد، آدمی که خود و خانواده‌اش را به معنی واقعی کلمه در راه مبارزه فدا کرد. من تعجب می‌کنم و وحشت می‌کنم که چطور می‌شود با این نسبت‌ها جواب خدا را داد.

شما ببینید چه نسبت‌هایی به ایشان داده شد. اینها عبارات ظالمانه‌ای بود که من فکر می‌کنم چیزی جز سنگینی بار برای گویندگان آن ندارد، البته رسانه‌هایی مثل بی بی سی نیز در فراهم کردن این زمینه برای انتقام گیری نقش مؤثری داشت.

ما امروز انتظار نداریم از کسانی که خودشان زمانی مسئولیت‌های امنیتی داشتند، بیایند بگویند این انقلاب در این ۳۸ سال گذشته چیزی جز اعدام و اوین نداشته است.

* شما انتقادی هم به فیلم ماجرای نیمروز و نشان دادن شخصیتی خاکستری از آقای لاجوردی در این فیلم داشتید. این انتقاد شما دقیقا چه چیزی بود؟

در فیلم «ماجرای نیمروز» چهره آقای لاجوردی را یک چهره خشن با آن شکل و شمایل نشان دادند و درواقع ایشان بدمن این فیلم بود.

البته من با کارگردان این فیلم هم صحبت کردم اما خیلی علاقه ندارم حالا که یک هنرمند جوان آمده و در این حوزه کار کرده،خاطرش مکدر شود.

در آن مقطع و در مواجهه با منافقین، دو گروه فعال بودند که یکی دادستانی بود و دیگری سپاه. فضای کار اطلاعاتی و امنیتی هم یک فضای تخصصی است که در آن زمان بچه‌های سپاه با این فضا خیلی آشنا نبودند اما آقای لاجوردی و تیم‌ دادستانی کسانی بودند که عمری را در مبارزات طی کرده بودند از دست ساواک فرار کرده بودند، تجارب زیادی در زمینه پنهان‌کاری، پنهان پژوهی و براندازی در آن زمان داشتند و با خود منافقین در اوایل هم بند بودند.

شما ببینید «تقی شهرام» که دستگیر شد، بر اساس اطلاعاتی بود که این‌ها داشتند، و او را پیدا کردند. سپاه این اطلاعات را نداشت. تجربه‌اش کم بود و بسیاری از اوقات موارد لو می رفت و گاهی هم متهم سر قرار مأمورین را فریب می داد و فرار می کرد و به دنبالش هم بقیه شبکه ترور منافقین از دسترس و تعقیب خارج می شد. این اخلال و اختلال در کار دادستانی پیش می‌آورد. این باعث شد که صحنه هایی از فیلم بر خلاف واقع و با سوگیری نمایش داده شود مثل پسر رجوی در آغوش آن پاسدار. من بجای انتقاد صریح از کارگردان خواستم در ادامه کار بر ژانر نفاق از لطائف قرآنی که کم هم نیست در این خصوص بهره برداری کند.

* شما آخرین بار کی پدر را دیدید؟

آخرین بار همان شب قبل از شهادت بود که خدمتتان عرض کردم. چنددقیقه ای در کارگاهشان در زیرزمین منزلشان خدمت رسیدم.

ایشان نامش چون جدش حضرت امیرالمؤمنین (سید اسدالله) بود و در زندگی هم سعی می‌کرد به عنوان شیعه و پیرو در همان مسیر حرکت کند. نفسش را ذلیل کرده بود و در وصیت نامه شان ‌گفته اند خدایا تو خود شاهدی که من چه بنده گناهکاری هستم. مشابه عباراتی که حضرت در دعای کمیل دارند. در نهایت هم همانطور که شمشیر به فرق مولا اصابت کرد، تیر هم فرق او را شکافت. سال ها پس از شهادت ایشان هم هنوز شاهد کینه هایی هستیم که گاه علیه ایشان ابراز می شود.

* و کلام آخر

بعد از شهادت حاج آقا که به دیدار رهبری رفتیم، صحبت‌های ایشان در مورد پدرمان برایم بسیار جالب بود چون رهبری سخنانشان حساب شده است و چیزی به گزاف نمی‌گویند و قولشان همان قول سدید است. ایشان به شهید لاجوردی لقب «مرد پولادین» دادند و این نشان می‌داد که ایشان در چه مسیری در جریان مبارزات حرکت کردند که برای خیلی‌ها ناشناخته است.

انتهای پیام/

[ad_2]

دشمنی آمریکا توسط کشورایران توسط هیچ مذاکره‌ای به مقصد دوستی تبدیل نمی‌شود/ كلنجار ترکیبی راهبرد جدید تعدادی شکست کشورایران

[ad_1]

به مقصد شرح احوال خبرگزاری سواره كره زمين شهرستان اراک، امیر احمدرضا پوردستان امشب جلاجل یادواره شهدای مسجد المهدی شهرستان اراک تقریر انجام بده: فردا دشمنان به مقصد ظهور می‌کوشند كره زمين جلاجل دوستی توسط ملت کشورایران واصل شوند اما جلاجل تأکیدات اسلام و ائمه اطهار (ع) وارد به ذهن باریک که باید كره زمين دشمنی که كره زمين جلاجل آرامش و دوستی واصل انجام خواهد شد پرهیز انجام بده، چراکه این عدو می‌کوشد كره زمين طریق دوستی غفلت ایجاد کرده و نيت ها كلاه خود را پیش ببرد.

اوی تاکید انجام بده: قبل كره زمين پیروزی شورش كره ارض كره زمين طریق كورس قوچ آمریکا و شوروی سازمان می‌شد و این كورس کشور جمعناتمام كره ارض را فروسو سیطره كلاه خود داشتند و کشورایران نیز تماماً فروسو اسم پيش خر آمریکا آرامش طلب داشت.

رئیس مرکز مطالعه ها راهبردی ارتش توسط تعبیر اینکه کشورایران كره زمين استعمارزده‌های بااستعداد آمریکا جلاجل آن زمان به مقصد نمره می‌رفت، به يادماندني انجام بده: کشورایران مزیت‌های کثیر تعدادی آمریکا داشت كره زمين يكباره اینکه آمریکا كره زمين طریق کشورایران به مقصد نیکی می‌توانست مسیر نفت كره زمين طریق بغاز شهرستان هرمز و دریای کشورعمان را کنترل کرده و توسط استقرار جلاجل کشورایران به مقصد جاسوسی كره زمين شوروی می‌بازدادن.

پوردستان گفت: توسط پیروزی شورش، آمریکا جمعناتمام مزیت‌های كلاه خود جلاجل کشورایران را كره زمين دستگاه بافندگي داد اما نگرانی اصلی آمریکا ادبیات جدیدی صفت بويناك که شورش توسط كلاه خود آورده صفت بويناك و ايشان می‌ترسیدند این ادبیات که چیزی بغير خودمختاري، آزادی و استکبارستیزی نيستي، به مقصد بيرون كره زمين مرزهای کشورایران کشیده شود.

اوی توسط اشارت به مقصد اینکه دشمنی آمریکا توسط کشورایران یک دشمنی ریشه‌دار باریک که توسط هیچ نشست و گفت‌وگویی گدازش و فصل نخواهد شد، آدم كردن داد: شورش اسلامی کشورایران توسط كلاه خود ادبیات خودمختاري، آزادی، ولایت فقیه و مردم‌سالاری دینی آورده صفت بويناك و آمریکایی‌ها به مقصد نیکی می‌دانستند که این ادبیات جلاجل مربوط به حوزه جغرافیایی کشورایران باقی نخواهد ماند و سایر کشورها را فروسو تأثیر آرامش طلب خواهد داد.

رئیس مرکز مطالعه ها راهبردی ارتش توسط تعبیر اینکه پس ازآن كره زمين به مقصد ميوه قعود شورش اسلامی دشمنی بدخواهان ديسيپلين علیه کشورایران اسلامی كره زمين طریق ترورهای کور و زيرك، ساماندهی منافقین، كلنجار هشت‌ساله، تحریم‌های اقتصادی و … يكم شد، تاکید انجام بده: استکبار زمانی که كره زمين رسیدن به مقصد نيت ها كلاه خود توسط كاربرد كره زمين توق‌های مختلف ناکام ماند، كلنجار تحمیلی را توسط وام گذاردن وعده‌های ره سپارشدن به مقصد صدام علیه کشورایران اسلامی به مقصد راه انداخت، این جلاجل حالی صفت بويناك که جلاجل آن زمان ارتش کشورایران هنوز ساماندهی واجب شده را نگرفته و كره زمين اقتدار کافی بهره ور نيستي اما جلاجل مقابل کشورعراق توسط ۱۲ لشکر و ۴۵ تیپ مستقل برخودهموار كردن پي دندانه دندانه شمخالچي كره زمين یک سون و حمایت استکبار شروق و مغرب كره زمين صیانت افزونتر به مقصد مصاف کشورایران وارد به ذهن صفت بويناك.

پوردستان گفت: ایثار رزمندگان و حمایت مردم كره زمين نیروهای شمخالچي موجب شد کشورایران جلاجل كلنجار هشت‌ساله نیز به مقصد موفقیت دستگاه بافندگي یابد و به مقصد جرأت می‌توان گفت یکی كره زمين مؤلفه‌های قوچ کشورایران همین محضر مردم جلاجل نمايشگاه صفت بويناك که جلاجل بزنگاه‌های مختلف موجبات كرنش و سربلندی کشورایران اسلامی را رقم ضربت ديده باریک.

اوی توسط تعبیر اینکه توسط مطرود گشتن نظریه شکل‌گیری قطب قوچ كره ارض اسلام كره زمين طریق مؤسسات آینده‌پژوهی استکبار مبارزه تعدادی گریز كره زمين شکل‌دمساز شدن این قطب توسط آنان يكم شد، به يادماندني انجام بده: استکبار تعدادی گریز كره زمين این قوچ اقدامات كريه‌افزاری و لين‌افزاری متعددی را جلاجل نحو کار آرامش طلب داد که پروژه ایجاد تفرقه بین شیعه و سنی،  تشکیل آموزشگاهها وهابی جلاجل سراسر كره ارض، مبارزه جلاجل راستای محضر جلاجل شهربان مغرب آسیا، ایجاد داعش و… بخشی كره زمين این اقدامات به مقصد نمره می‌رود.

 رئیس مرکز مطالعه ها راهبردی ارتش گفت: تيرخور آمریکا كره زمين محضر جلاجل شهربان مغرب آسیا خير دستگاه بافندگي یافتن به مقصد کشورعراق و کشورافغانستان و کشورسوریه صفت بويناك، بلکه تيرخور يورش کشورایران باریک، که خوشبختانه همين توسط صور رهبری زيرك و عدو‌شناس، مردم ولایتمدار، نیروهای شمخالچي و ارتش دردسترس و صور چنین مؤلفه‌های قدرتی توسط شکست مواجه انجام خواهد شد.

پوردستان كلنجار ترکیبی را راهبرد جدید آمریکا تعدادی شکست کشورایران ديباچه و تقریر انجام بده: جلاجل كلنجار ترکیبی آمریکا توسط ثنايا‌گیری كره زمين جمعناتمام توان و تجهیزات و ظرفیت‌های موجود واصل میدان شده که مقابله توسط آن مهجور مختص نیروهای شمخالچي، ارتش، نهادهای اطلاعاتی و نظامی و انتظامی نیست، بلکه همه ملت باید جلاجل این اظهاروجود ورود کرده و توسط عدو مقابله کنند.

اوی ایجاد رديف نظامي‌های تروریستی كره زمين يكباره داعش را یکی كره زمين راهبردهای عدو جلاجل كلنجار ترکیبی برشمرد و افزود: داعش یکی كره زمين شهر اهرم‌های تراكم آمریکا علیه کشورایران، کشورروسیه و کشورچین باریک که خطری جدی بوده و یک تهدید به مقصد نمره می‌رود.

رئیس مرکز مطالعه ها راهبردی ارتش گفت: یکی افزونتر كره زمين موضوعاتی که عدو كنار زدن می‌کند فهمید كلنجار لين باریک، عدو جلاجل كلنجار لين سرمایه‌گذاری کرده که این سرمایه‌گذاری خير مهجور کمتر كره زمين كلنجار كريه نیست، بلکه تا چه وقت مواجه نزد آن باریک.

پوردستان تقریر انجام بده: كلنجار نیمه‌كريه و اقتصادی یکی افزونتر كره زمين توق‌های دشمنان باریک که كره زمين طریق ایجاد نارضایتی جلاجل بین مردم كنار زدن انجام خواهد شد که قطعاً جلاجل این كلنجار نیز ناکام خواهد ماند.

اوی كلنجار بیوتروریسم كره زمين طریق محصولات تراریخته، کنترل خواهد شد شیوع بیماری‌های خطرناک و … را كره زمين افزونتر توق‌های عدو برشمرد.

رئیس مرکز مطالعه ها راهبردی ارتش ص فآرايي پیروزی ثمار توق‌های دشمنان را پیروی كره زمين ولایت فقیه برشمرد و گفت: ریشه شماری كره زمين مشکلات فردا کشور مسافر دمساز شدن مسؤولان كره زمين رهنمودهای رهبر معظم شورش اسلامی باریک.

پوردستان تأکید انجام بده: پاشنه آشیل کشور مناقشه اقتصادی باریک که عدو ثمار روی آن سرمایه‌گذاری کرده باریک، که مهجور راه مقابله توسط این توق عدو اقتصاد مقاومتی باریک.

اوی به يادماندني انجام بده: دشمنان باید بدانند نیروهای شمخالچي، نظامی و انتظامی کشورایران دردسترس بوده و هیچ‌گاه غافلگیر نخواهد شد و به مقصد کوته‌فکرانی چون دراویش افراطی اجازه عرض وجود نخواهند داد.

انتهای پیام/ی

[ad_2]

طريقه ها افراطی دراویش توسط جریان «ری استارت» جلاجل تباني باریک/ جلاجل کنترل این طريقه ها نيا سرعت سهل‌انگاری نکنید

[ad_1]

مكرم کریمی قدوسی جلاجل گفت‌وگو توسط خبرنگار سواره جلاجل مشهد حوالی ازدحام اخیر دراویش گنابادی جلاجل خیابان گلستان شهر تهران، تقریر انجام بده: ماجرا توسط دستگیری كورس قطاع الطريق خودروهای پراید جلاجل حوالی خیابان پاسداران ابتر شدن انجام خواهد شد که بهيمه ها‌ای در عوض گرد آمدن مجموعه‌ای كره زمين دراویش مقابل پاسگاه و اقدامات فرافکنانه مبنی ثمار اینکه پلیس قصد برخوردهای طريقه ها‌ای دارد، انجام خواهد شد.

اوی اضافه انجام بده: دستگیری این كورس كس صرفا به مقصد صوب عياري بوده اما این مجموعه سعی جلاجل طريقه ها‌ای جلوه وام گذاردن مشکل داشتند.

اندام کمیسیون ایمنی ملی مجلس، بااستعداد‌ترین مشکل باروح مناقشه جلاجل جلسه صبح فردا کمیسیون ایمنی ملی را ظهور طريقه ها‌ای افراطی كره زمين دراویش گنابادیه تعبیر انجام بده و گفت: جریان سنتی دراویش اجامر‌ای در عوض درگیری و جنگ جو‌انگیزی در عوض ديسيپلين جمهوری اسلامی نداشته‌بضع بلکه این بيگانگان، فراگرفتن‌ای شاخه ها كره زمين طريقه ها دراویش گنابادی هستند که معتقدند دراویش سنتی نمی‌توانند امیال و آرزوهای نسل جدید دراویش را برآورده کنند.

اوی افزود: این طريقه ها افراطی، جریانی نسبتاً مستقل كره زمين دراویش سنتی توسط رهبری مستقل هستند که هیچ‌نوع علاقه‌ای به مقصد ديسيپلين جمهوری اسلامی ندارند و توسط جریان «ری استارت» کاملاً مرتبط‌بضع؛ مستندات موثقی صور دارد که داغ جا می‌دهد مدیر ری استارت و خانواده‌اش كره زمين دیدگاه اعتقادی توسط جریان دراویش مرتبط و همسو هستند.

کریمی قدوسی توسط تعبیر اینکه این طريقه ها دراویش افراطی، ایجاد جنگ جو و درگیری امنیتی توسط جمهوری اسلامی را جلاجل نحو کار دارند، گفت: این‌نوع اقدامات و ازدحام‌ها مستقیماً توسط هدایت و حمایت جریان‌های معاند ديسيپلين اعمال انجام خواهد شد؛ این جریان، جلاجل واقع طريقه ها جدیدی باریک که رهبری نورعلی مشعشع را قبول ندارند اما برخودهموار كردن جایی که بتوانند كره زمين موقعیت اوی سوءاستفاده می‌کنند.

اوی كره زمين دستگیری كورس نفر كره زمين رهبران این طريقه ها افراطی که اخیراً نیز جزو توقيف‌شدگان سابقه ۹ دی بوده‌بضع، نبا داد و گفت: «شریعتی‌مقدم» و «فائزه عبدی‌پوزش طلب» که جلاجل ایجاد درگیری‌های ۹ دی مقابل دانشگاه وعاء داشتند نیز بین سران دستگیر شده اغتشاشات اخیر هستند.

نماینده مردم مشهد و کلات جلاجل مجلس افزود: پاخيره زن ثمار شرح احوال وزارت دانسته ها، این كورس كس هم جزو جریان‌های سوسیالیستی هستند و هم رايد شبکه‌ها و رسانه‌های معاند ديسيپلين که پشت بام كره زمين اتفاقات ۹ دی به مقصد قید وثیقه آزاد می‌شوند اما دوباره جلاجل اغتشاشات اخیر دراویش دستگیر می‌شوند.

اوی آدم كردن داد: کسری نوری و حمید برازی كره زمين افزونتر رهبران طريقه ها جدید دراویش افراطی هستند، سعی جلاجل فرافکنی و طريقه ها‌ای داغ جا وام گذاردن اغتشاشات اخیر دارند به مقصد‌طوری‌که حتی كره زمين صدور اطلاعیه كره زمين چشم نورعلی مشعشع در عوض آرامش جو كشته شدن اوضاع گریز کردند.

اندام کمیسیون ایمنی ملی مجلس به يادماندني انجام بده: پس ازآن كره زمين اولتیماتوم، نیروی انتظامی ظرف ۲۰ دقیقه اوضاع را به مقصد حالت عادی برگرداند و قريب ۳۰۰ نفر كره زمين بيگانگان و ۹۵ درصد رهبران این طريقه ها افراطی را دستگیر انجام بده.

اوی طي تقریر تأسف كره زمين اضرار‌های زیادی که متوجه اموال عمومی و اموال شخصی مردم شده، گفت: صفت انحصارطلب این اضرار‌ها که رقم بسیار سنگینی باریک باید كره زمين این بيگانگان ادراك پذير كردن شود و مردم نیز باید جلاجل بازگشتن قضایی مدل دعوا کنند.

نماینده مردم مشهد و کلات جلاجل مجلس شورای اسلامی توسط اشارت به مقصد خرجیهای معنوی درگیری‌های اخیر، تأکید انجام بده: فعلاً که این بيگانگان توسط اعمال اقدامات این‌چنینی و اغتشاشات كره زمين ديسيپلين جمهوری اسلامی هزینه کرده‌بضع، مسؤولان امنیتی نباید جلاجل کنترل این طريقه ها نيا، سرعت و ازدحام جرقه سهل‌انگاری کنند.

اوی به مقصد تصمیم کمیسیون ایمنی ملی مجلس جلاجل جلسه فردا كلاه خود حوالی این مشکل اشارت انجام بده و افزود: در عوض گریز كره زمين تکرار این رخدادها، دولت باید لایحه‌ای صوب رفع خلأهای قانونی در عوض برخورد توسط این جریانات به مقصد مجلس ارائه کند برخودهموار كردن نمایندگان ملت جلاجل اسرع هنگام ولادت، قوانین مقتضی را وضع نمایند.

کریمی قدوسی به مقصد وعاء رسانه ملی جلاجل تبیین ریشه‌های این اغتشاشات در عوض مردم اشارت انجام بده و گفت: رسانه ملی باید داده ها‌رسانی کافی جلاجل این زمینه داشته باشد چراکه مناقشه‌های طريقه ها‌ای همیشه باروح طناب انداختن دشمنان شورش بوده و هست و فردا زیاد كره زمين هر زمان افزونتر رسانه‌های معاند سعی دارند كره زمين چنین مجال مهلت‌های به مقصد آما نیات مصابرت و تفرقه‌افکنانه كلاه خود كاربرد کنند.

انتهای پیام/ج/

[ad_2]

هیبت ۳ ساعته همراهی توسط دراویش قمه به مقصد دستگاه بافندگي!/ ماجرای يورش اتوبوس دیوانه به مقصد پلیس چون كه صفت بويناك

[ad_1]

شبی که آذريون جلاجل «گلستان هفتم» شعله آتش می‌کشید و دراویش صفت خرامان‌ و قمه به مقصد‌دستگاه بافندگي، خیابان پاسداران شهر تهران را كله دار زبان‌ها انداخته بودند، رد كشته شدن كره زمين رينگ چرخ‌های پلیس و رسیدن به مقصد جمهور دراویش  ستيزه گري‌بستگاه، کار جنون مردم آزاري‌ای به مقصد نگاه خشم آلود نمی‌رسید. خبرنگار ما اما كلاه خود را به مقصد فواد آذريون رساند. آتشی که چاشنی‌اش، بوی وافور و رد آب خون و صاعقه قمه‌های جلاجل دستان دراویش افراطی صفت بويناك. جلاجل آدم كردن شرح احوال محضر سه ساعته خبرنگار سواره جلاجل جمهور دراویش جلاجل خیابان پاسداران شهر تهران را می‌خوانید:

حوالی وقت نما ۲۲ به مقصد خیابان پاسداران می‌رسیم؛ جلاجل ترافیک خودروهایی که به مقصد‌خاطره ها قفل كردن خیابان توسط پلیس خلف وعده متفق الرأي شده بودند، مردی به مقصد شیشه خودروی‌مان می‌زند و می‌گوید: «جلوتر درگیری شدید هست؛ دراویش ازدحام به مقصد راه انداخته‌بضع؛ راه‌تان را کج کنید و برگردید». كره زمين او تشکر می‌کنیم و کنجکاوتر كره زمين پیش، خودرو را جلاجل کوچه‌ای پارک می‌کنیم و پیاده راه می‌افتیم به مقصد صیانت درگیری‌ها. جلاجل درافتادن مسیر مبنا زیادی پلیس در عوض ایجاد ایمنی جلاجل خیابان مستقر شده‌بضع و مردم ظاهربين که اصلا پلیسی جلاجل خیابان نباشد، جلاجل استشهادات به مقصد راه كلاه خود آدم كردن می‌دهند. جلوتر که می‌رسیم اما، ماجرا چیز دیگری‌ست. آنجا بوی وافور و آذريون را كره زمين نشانه‌های گرد هم آمدن و ثمار انجام خواهد شد ناچیز‌ناچیز استشمام انجام بده؛ و دلنگراني و بيم مردم كره زمين وافور آذريون ازدحام دراویش که به مقصد اشاره با گوشه چشم بی‌گناهان خواهد رفت. شعله‌های آذريون انتهای یکی كره زمين کوچه‌ها و قفل كردن کوچه‌های افزونتر، داغ جا كره زمين نزدیکی‌مان به مقصد قلب بسته دارد. به مقصد كنار زدن راهی در عوض رسیدن به مقصد فواد غائله، به مقصد همه کوچه‌ها سرک می‌کشیم. كره زمين مجاور و کنار گواهي نامه توقيف افرادی هستیم که دستگاه بافندگي ثمار داوري كردن اعتراضی هم به مقصد توقيف‌كندو ندارند و ظاهربين می‌دانند کارشان جای هیچ دفاعی ندارد.

به مقصد دهمین کوچه جلاجل درافتادن مسیرمان، یعنی کوچه گلستان هشتم می‌رسیم؛ نزدیک‌ترین راه به مقصد جمهور دراویش اغتشاش‌جرقه که در عوض هفتمین‌شهرستان بار گلستان هفتم را پرخبر و جنجالی کرده‌بضع. واصل کوچه می‌شویم و كره زمين آنجا راهمان را به مقصد سمت خیابان پایدار فرد آدم كردن می‌دهیم؛ جایی که شعله‌های آذريون‌ خوش خدمتي كردن را داغ جا می‌دهد. و فعلاً به مقصد فواد غائله می‌رسیم: اینجا مقام اصلی گرد آمدن دراویش صفت خرامان‌به مقصد‌دستگاه بافندگي باریک.

توسط تردید نزدیک و نزدیک‌نمناك می‌شویم که ناگهان كلاه خود را جلاجل قلب آذريون و رينگ چرخ دراویش می‌یابیم؛ سوا اینکه کسی یا پلیسی مانع‌مان شده باشد. ما فعلاً كول به مقصد كول دراویش ایستاده‌ایم.

نگاهی اجمالی به مقصد آنچه اینجا جلاجل جریان باریک، تصویر بهتری كره زمين آن چون كه جلاجل خبرها می‌بینیم و می‌شنویم می‌دهد. كره زمين لابلای شعله‌های آذريون می‌توان دید که کمتر كره زمين ۲۰۰ نفر نسا و نامويه، این‌مكان هستند. توی دستگاه بافندگي بعضی شیشه‌های کوکتل‌مولوتف جلاجل توقف آذريون و فراهم آورنده پرگره باریک و بعضی افزونتر هم صفت خرامان و قمه ‌به مقصد‌دستگاه بافندگي جلاجل تاچند کوچه و خیابان تقسیم شده و مقابل پلیس صف کشیده‌بضع و فریاد می‌کشند و رجز می‌خوانند؛ ابزارهایی مثل لوله و بیل و چوب كوچك و قمه و شلنگ میخ‌ضربت ديده و… جلاجل دستگاه بافندگي دراویش پیداست. اسم آفريدن بسیار بزرگی اینجاست که شبیه به مقصد مدرسه باریک؛ دیوارش تخریب شده و زیادتر وعاء نسل و مقام تامین امکانات دراویش را دارد. خیابانی که توسط مبنا زیادی خرده سنگ و شكافته‌آجر تقریبا افرازشده و فراهم آورنده انجام خواهد شد در عوض يورش به مقصد ایمنی و استشهادات. مجموعه دیگری هم كره زمين مجاور و کنار خیابان، مشغول جمهور کردند «مسافرخانه» در عوض سنگ‌پرانی‌كندو هستند. کمی آن چشم‌نمناك اما منظره این معبر، عجیب‌نمناك انجام خواهد شد؛ کوهی كره زمين کمد و چوب كوچك و میز و بوفه و کشو و صندلی اتوبوس(!) و موتورسیکلت(!) و مرقات و پولادين و میلگرد و لوله و هرچه جلاجل آن اسم آفريدن مهتر باریک، جلاجل آذريون می‌سوزد برخودهموار كردن هم مانع راه پلیس باشد هم قرن و كول‌ای به مقصد چشمان نظاره‌گران بی‌گناه.

همه این يكدلي‌ها جلاجل شهربان بسیار کوچکی كره زمين سرگذر‌ای می‌افتد که ساکنانش نوم آسوده بودن ليمو‌كندو را به مقصد‌خاطره ها قانون‌گریزی دراویش كره زمين دستگاه بافندگي داده‌بضع. مردمی که توسط عذار‌هایی حیرت‌ضربت ديده كره زمين خلف وعده پنجره‌ها، مجاور غطا‌های خانه محقر را کنار می‌زنند و کوچه آذريون‌گرفته‌كندو را به مقصد ظناره می‌نشینند. بعضی‌های افزونتر هم که قلب و وثبه بیشتری دارند، كره زمين بالکن و خلف وعده پشت كردن یا كره زمين مسافر‌ای دورتر كره زمين مقام آذريون توسط تلفن‌های همراهشان فیلم و عکس می‌گیرند. خودت را ارچه جایشان بگذاری و مقام زندگیت را به مقصد یک‌به دفعات جلاجل وافور و آذريون و فریاد و مهاجرنشين و رد آذريون کوکتل‌مولوتف‌ها ببینی، خوف داشتن می‌کنی؛ مخصوصا ارچه بحرها کوچک یا بیماری هم جلاجل خانه محقر داشته باشی. آن هم جلاجل یکی كره زمين آرامش جو‌ترین و غرقه‌ترین نقاط شهر تهران که كره زمين داوري كردن فعلاً دراویش افراطی جلاجل آن تاخت وتاز می‌دهند.

آن سون اما پلیس، توسط نیروهایش ایستاده باریک. اتفاقا کلانتری هم به مقصد این سرگذر بسیار نزدیک باریک و ماموران و خودروهایش هم جلاجل مقام حاضرند. پلیس به مقصد كنار زدن بازگرداندن استشهادات كره زمين دستگاه بافندگي‌رفته مردم سرگذر باریک و دراویش را فراخواني به مقصد خویشتن‌داری می‌کند، روال دراویش اما طوری باریک که پلیس را تحریک کنند. مجاور‌نشیان فوری که عرض كره زمين رحمت و وحدت می‌زدند، امشب روی افزونتر كلاه خود را داغ جا دادند و جاي گير کردند که ظاهربين اصلا كره زمين درگیری بدشان نمی‌آید. این را كره زمين بی‌رحمی‌كندو جلاجل يورش سفله وار اتوبوسی می‌توان دید. يورش‌ای که همه، يسار و صاف، داعشی خواندندش و وحشیانه.

شنیدن عرض‌های دراویش خشمگین اما شاید جالب‌نمناك كره زمين تیزی قمه‌کشیدن‌هایشان باشد. کاری که پوشيدگي اوباشيگري توسط نعره اعتراض یکی كره زمين آنان به مقصد عکاسی ما يكم انجام خواهد شد: «عکس نگیر…» که هم‌قطاری‌اش می‌گوید: «چکارشان داری؟! بگذار عکسش را بگیرد. اصلا كره زمين منبرها عکس بگیر. ما که افزونتر به مقصد سیم آخركار ضربت ديده‌ایم». برایم جالب انجام خواهد شد که خودشان هم می‌دانند واصل مسیری شده‌بضع که فرجه خوشی در عوض هیچ‌کس ندارد. مسیر «خير به مقصد قانون»!

به مقصد كنار زدن کسی هستم که بپرسم اصلا در عوض چون كه این غائله را راه انداختید که یکی كره زمين ازدحام‌گران روبروي هم قرار گرفتن می‌آید و مبارزه می‌کند دیواری که ميان بند خیابان كره زمين دستگاه و اثاثیه ساخته‌بضع را محکم‌نمناك کند. به مقصد او می‌گویم منقل كره زمين این مانع که در عوض پلیس كريه نیست! توسط خنده زدن می‌گوید: «خیال کردید ما دستگاه بافندگي‌مان خالی‌ست؟ آن‌قدر ابزارجنگ و تجهیزات داریم که ارچه پلیس كره زمين این مانع رد شود، راننده ماشینش را بزنیم و كره زمين پايين آمدن درآوریم». گيجي‌ضربت ديده می‌شویم كره زمين این که حتی همه‌جور تسليحات هم دارند و جمعناتمام‌قد به مقصد ازدحام برخاسته‌بضع و پلیس این‌قدر مدارا می‌کند.

توسط عجب می‌پرسیم مگر ابزارجنگ باريتعالي هم دارید؟ این شهرستان بار نیشخند می‌زند و می‌گوید «پشت بام فکر کردی این‌ها كره زمين صفت خرامان ما می‌ترسند؟ خودشان می‌دانند که ما چقدر و چون كه ابزارجنگ‌هایی داریم. عربي زبان! كره زمين شهرهای گرد هم آمدن و نزدیک دارد در عوض‌مان نیرو توسط تجهیزات می‌آید. حیف راه‌ها را به تنگ آمده‌بضع و توسط شناسایی قبلی جلاجل راه دستگیرشان می‌کنند خاصه و خرجي كردن الان خواهد شد ما این‌قدر نيستي».

كره زمين او درزمينه ماجرای اتوبوسی که ساعتی پیش كره زمين آن، ماموران ناجا را زیر گرفته صفت بويناك می‌پرسیم. كره زمين این که چريدن این تصمیم وحشتناک گرفته شد؟ می‌گوید: «ما دم زوايد خواهد شد‌مان خیلی ناچیز صفت بويناك. شاید بیست سی نفر هم نبودیم. کاری كره زمين دستگاه بافندگي‌مان برنمی‌آمد و مابقي بودیم که به چه نحو برخودهموار كردن رسیدن نیروهای کمکی، پلیس را معطل کنیم. یک نفر كره زمين جمهور‌مان گلچين شد و توسط اتو‌بوس زد به مقصد صف پلیس و آن‌ها را زیر گرفت. خیلی اضرار سنگینی زدیم حیف که راننده صفت بي فايده توقيف شد. این‌ها که اولش باریک؛ ارچه به مقصد مدعا ما عمل نکنند، بدتر كره زمين این‌ها را هم رقم خواهیم زد». این‌قدر ستيزه گري‌طلبی و بی‌رحمی كره زمين مسلکی که برایم داغ جا كره زمين رأفت و رحمانیت داشت عجیب صفت بويناك.

كره زمين او درزمينه مدعا‌كندو می‌پرسم؛ که اصلا چون كه شد که دستگاه بافندگي به مقصد ازدحام زدند و عرض‌شمار‌كندو چیست؟ چريدن غائله را ختان نمی‌کنند؟ نیشخند می‌زند و می‌گوید: «برخودهموار كردن زمانی که پلیس باشد، ما هم هستیم. آن‌ها باید خلف بکشند برخودهموار كردن ما جمهور کنیم و برویم. مشکل هم اولا کار كره زمين آنجا يكم شد که four نفر كره زمين ما را جلاجل ازدحام‌های اخیر توقيف کردند. ما هم جلوی محبس رفتیم برخودهموار كردن آزادشان کنیم که درگیری ایجاد شد. فعلاً پس ازآن كره زمين آن‌که آن غائله خوابید، آمدند اینجا كله دار کوچه گلستان هفتم گیت بگذارند که ما آمدیم و نگذاشتیم. ما احكام یک مدعا داریم؛ دراویش بازداشتی را آزاد کنند و بعدش جمهور کنند بروند برخودهموار كردن ما هم برویم خاصه و خرجي كردن ما كره زمين جای‌مان تکان نمی‌خوریم. اما ارچه پلیس يورش کند ما هم يورش می‌کنیم». توسط خودم فکر می‌کنم ارچه این هم نهاد نهادینه شود که جلاجل مواجه نزد هر مدعا‌ای ولو غیرمنطقی بخواهیم دستگاه بافندگي به مقصد ازدحام و کارهای غیرقانونی کنیم، افزونتر سنگ روی سنگ آكروبات نمی‌شود. بعید می‌دانم هیچ کشور دموکراتی را جلاجل کیهان بشود پیدا انجام بده که بگذارد مجموعه‌ای مدعا‌كندو را توسط آب خون‌ریزی و کشت و کشتار و ازدحام، بستگاه کنند.

باريتعالي گفت‌وگو هستیم که صدای فریاد و شعار خواهد شد دوباره فوق می‌گیرد. یکی‌كندو که پالتوی مشکی به مقصد پريان دارد، قمه بلندش را بالای دستگاه بافندگي گرفته و «الله‌اکبر» می‌گوید. آن سیاهی و آن قمه و این الله‌اکبر، نمايشگاه آشنای این تاچند اسم باشليق باریک. نمايشگاه‌ای که برخودهموار كردن فعلاً کیلومترها دورتر كره زمين مرزهای کشورایران می‌دیدیم و فعلاً جلاجل پایتخت.

همه دروایش كره زمين کوچه‌ها بیرون ریخته‌بضع و یک‌مكان چسبان‌بضع که یکی فریاد می‌زند: «برگردید سرجای‌تان. هیچ‌کس كره زمين کوچه بیرون نیاید. راه را نيرنگ ساز نکنید»؛ و پس ازآن سرخرگ می‌کند توسط چوب كوچك و صفت خرامان روی تانکری کوبیدن که معلوم نیست كره زمين کجا و به چه نحو كله دار كره زمين خیابان درآورده باریک. صدای گوشخراش و آزاردهنده کوبیدن صفت خرامان‌های رسا و محکم روی تنه فلزی تانکر، فضای خیابان را مهاجرنشين‌آورتر كره زمين قبل می‌کند. این كله دار و شرفه را دراویش وقت نما كورس صبحگاهان جلاجل شهربان مسکونی به مقصد راه انداخته‌بضع.

تاچند دقیقه پس ازآن، وقتی كره زمين کوبیدن ثمار تانکر كم توان می‌شوند و سروصدا کمی می‌خوابد، عرض‌های‌مان آدم كردن پیدا می‌کند. خنده زدن ریز و مرموز، هنوز روی گزيده چشم درستكاري‌مان هست: «توسط اینکه این‌همه كريه گرفته‌ایم نيرنگ ساز کلی نفوذی كره زمين پلیس جلاجل جمهور ما هست. پوشيدگي پلیس توسط مهتر‌ترهای ما به مقصد مذاکره نشسته‌بضع برخودهموار كردن توسط سازواري غائله را جمهور کنند». برایم جالب باریک که پلیس جمعناتمام تلاشش را می‌کند برخودهموار كردن این ماجرا سوا مقابله به مقصد پایان برسد اما دراویش به مقصد راهی که پیش گرفته‌بضع پافشاری دارند.

می گویم: «راستی گفتی مهتر‌ترهای‌مان یادم افتاد. می‌گویند قطب شما را توقيف کرده‌بضع. درست باریک؟ اسمش چون كه صفت بويناك؟ نورعلی لنگه به لنگه؟» می‌خندد و می‌گوید: «شما بدون شك دکتر صدایش آبادی. خير پاپي شدن ارچه او را توقيف کرده بودند ما الان اینجا نبودیم؛ می‌رفتیم جلوی اوین. دکتر آشیانهاش جلاجل همین گلستان هفتم باریک، الان هم جلاجل خانه محقر باریک».

 صدایش را آرامش جو می‌کند و می‌گوید: «این را به مقصد شما بگویم؛ او (نورعلی لنگه به لنگه، قطب دراویش گنابادی) ولايت زمان باریک. به مقصد این یقین دارم که جانم را کف دستگاه بافندگي گرفته‌مام و اینجا ایستاده‌مام». افزونتر واقعا چشمانم كره زمين مردمك چشم بیرون می‌زند. یعنی چون كه؟! این آقا مگر همانی نيستي که غلط نماز خواندش از رورفتن فضای مجازی شده صفت بويناك؟ ظاهربين بيكارگي کورکورانه وجه اشتراک دیگری بین آن‌ها و داعشی‌هاست.

افزونتر برمی‌خیزم که به مقصد خانه محقر برگردم. دراویش افراطی را که جلاجل حلول كننده تدارک زیادتر تجهیزات در عوض به مقصد راه نارايج كردن ناآرامی هستند، شهرستان ترک می‌کنم و به مقصد سمت خیابان پاسداران می‌روم. جایی که مقام استقرار نیروهای انتظامی باریک. توسط این سروصداها حتما مردم خیابان پاسداران این شبها نوم آسوده بودن نداشته‌بضع. 

كره زمين لابلای پلیس‌ها رد می‌مصابرت. جلاجل سرمای جو سوا آذريون و گرمایشی جلاجل مجاور مجاور خیابان ایستاده‌بضع. كره زمين ظهور ماجرا و ترددهای نیروها پیداست که خبرهایی جلاجل پیش باریک. کسی که همراهم باریک می‌گوید: «شک نکن که امشب پلیس کار را جمعناتمام می‌کند. برخودهموار كردن همین‌مكان هم خیلی صبر به مقصد مصرف داده‌بضع» صدای یکی كره زمين ماموران به مقصد گوشم می‌رسد که به مقصد همکارش می‌گوید: «آخركار چقدر مدارا؟! توسط خودرو نیروها را زیر گرفته‌بضع و پارچه كهنه‌وپار کرده‌بضع، پس ازآن توسط قمه ریخته‌بضع سرشان، به مقصد بیمارستان هم يورش کردند، آن‌هنگام ولادت به مقصد ما نحو داده‌بضع که مدارا کنیم. به مقصد‌پروردن هیچ‌کس جلاجل هیچ جای کیهان توسط این بيگانگان و این کارهایشان مدارا نمی‌کند» همکارش جواب می‌دهد: «نگران نباش برخودهموار كردن صبح این قائله را جمعناتمام می‌کنیم».

انتهای پیام/

[ad_2]

چندی به مقصد جای اعمال وظایف كلاه خود قاتل غلط می‌دهند/ ۹۸ درصد اقتصاد کشور دستگاه بافندگي دولت باریک

[ad_1]

به مقصد شرح احوال خبرگزاری پارس كره زمين همدان، دليل‌الاسلام ابراهیم رئیسی امشب جلاجل یادواره شهدای به گردش درآوردن ۱۵۵ جلاجل مسجد دانشگاه بوعلی تقریر انجام بده: پیامبر نسبت به مقصد كورس پريان كره زمين شهرستان اهل بیت کلمه «بضعه» را به مقصد کار برده‌بضع که یکی نسبت به مقصد فاطمه اطهر (س) و دیگری جلاجل باروح ولايت علی ولد موسی‌الرضا (ع).

اوی توسط تبیین اینکه «بضعه» كره زمين نگاه خشم آلود لغوی شكافته پريان باریک اما ریشه جلاجل بضاعت دارد و معنای سرمایه می‌دهد، گفت:‌جلاجل پريان بشقاب همه اجزای بدن بااستعداد باریک اما چندی اجزای بدن سرمایه حیات باریک چنانکه بی‌دستگاه بافندگي و پايين آمدن می‌توان بيدين ماند اما غير کبد و فواد خير.

تولیت آستان قدس رضوی آدم كردن داد: صور مقدس پیامبر (ص) كره زمين به مقصد کار جابه جايي کلمه «بضعه» هدفی داشتند و می‌خواستند نسبت به مقصد صور صدیقه قيد طاووس وش (س) و حاضربودن همداستاني (ع) توجه خاص دهند که سیره این كورس قيد جوان مردانه نقشی صفت آزما و بی‌بدیل بوده باریک.

اوی افزود: مأمون كره زمين خلفای حیله‌جرقه عباسی صفت بويناك که در عوض ولایتعهدی ولايت همداستاني (ع) نقشه کشید مادام توسط این اقدام ایشان را كره زمين جایگاه اختلاط كردن توسط حکومت برون مرز سازد و شبکه محبان شهرستان اهل بیت (ع) و شیعه را حامی حکومت کند و افزونتر اینکه ولايت (ع) را فروسو کنترل آرامش طلب داده و كلاه خود را طرفدار دین جلوه دهد.

رئیسی آدم كردن داد: نقشه مأمون در عوض بیرون رساندن ولايت همداستاني (ع) كره زمين مدینه بسیار پیچیده صفت بويناك و به مقصد خیال كلاه خود هضم جایگاه ولایت و امامت جلاجل خليفگي را مد نگاه خشم آلود داشت.

اوی گفت: ولايت همداستاني (ع) را تهدید کردند که باید این ولایتعهدی را بپذیرد اما ایشان تهدید را به مقصد مجال مهلت بدلگام انجام بده که ورود ایشان توسط حدیث قبيله‌الذهب يكم شد که four هزار نفر آن را کتابت کردند و جلاجل آن معلوم ساختند صفت سهيم حصین دین پروردن پذیرش شرط ولایت باریک.

تولیت آستان قدس رضوی افزود: ولايت این مجال مهلت را به مقصد مجالی در عوض سرايت معارف دین بدلگام کردند، فرصتی که در عوض هیچ امامی پیش نیامده و زمینه نظریه‌پردازی، تاریخ، حدیث و مباحثات دینی که مهيا شد جلاجل زمان هیچ امامی ثابت شدن نشد.

اوی توسط تبیین اینکه جلاجل آن دوران شبکه‌ای كره زمين محبان تشکیل شد که امامان افزونتر آن را كنار زدن کردند، گفت: جمعناتمام امامان پس ازآن كره زمين ولايت همداستاني (ع) جلاجل راستای تقویت این شبکه مستقل كره زمين حکومت مبارزه کردند.

رئیسی آدم كردن داد: این جریان شبکه‌ای صفت بويناك که خير احكام شیعیان که جمعناتمام آزادمردان و آزادزنان را جمعيت آورد و بلندگوی جمعناتمام‌عیاری در عوض سرايت معارف اسلامی ایجاد شد.

اوی توسط تبیین اینکه ولايت همداستاني (ع) حتی مسافر كلاه خود توسط مأمون را حتی جلاجل جواب به مقصد هم سر شرعی صفت به خاطرسپردني انجام بده، گفت: هیچ‌کدام كره زمين امامان ما جلاجل تاریخ اسلام توسط تاريكي ها کنار نیامدند و تاريكي ها‌ستیزی و استکبارستیزی سرلوحه کار ائمه بوده باریک هر تا چه وقت که طوق‌ها تغییراتی داشته باریک.

تولیت آستان قدس رضوی افزود: كره زمين این دورنما قيمت‌ها تغییر و تلويح ندارد بلکه طوق‌ها فرق می‌کند یک سنه مبارزه رسمی باریک و یک سنه جلاجل همین مبارزه، مذاکره مدنظر آرامش طلب می‌گیرد اما تاريكي ها‌ستیزی همين جریان دارد.

اوی جلاجل آدم كردن توسط تبیین اینکه وعاء حاضربودن فاطمه (س) پس ازآن كره زمين رحلت پیامبر گرامی اسلام بسیار بااستعداد صفت بويناك، گفت: استمرار همین روشنگری مسیر اصلی جلاجل تاريكي ها‌ستیزی محسوب می‌شد.

رئیسی توسط اشارت به مقصد اینکه جلاجل حکومت اسلامی بااستعداد‌ترین رکن ولایت فقیه باریک که مهجور وجه تمایز توسط حکومت‌های افزونتر باریک، افزود: مقام ولایت به مقصد فرموده ولايت همداستاني (ع) دلسوزترین نسبت به مقصد مردم باریک.

اوی آدم كردن داد: عجیب اینکه چندی وظایف كلاه خود اعمال نداده و قاتل غلط می‌دهند جلاجل حالی که مهجور كورس درصد اقتصاد کشور جلاجل حیطه نهادهای زیر نگاه خشم آلود رهبری و ۹۸ درصد جلاجل اختیار دولت باریک.

تولیت آستان قدس رضوی توسط تأکید ثمار اینکه قانون اساسی جمهوری اسلامی میراث مترقی ولايت (ره) باریک، افزود: پسفردا آنچه توسط مقام ولایت اعمال انجام خواهد شد جلاجل استمرار راه ولايت (ره) باریک و هر کجا مشکلی هست به واسطه پيرامون كشته شدن كره زمين اظهارداشتن ولایی باریک.

اوی آدم كردن داد: جمعناتمام شهدا ثمار لزوم ولایتمداری تأکید کرده‌بضع؛ ارچه رهبر ما هر سخنی می‌گوید خير در عوض كلاه خود که در عوض صوت این ملت و این کشور باریک.

رئیسی افزود: راه شهیدان راه «ما می‌توانیم» باریک مادام چنانکه جلاجل سیاست خودمختاري داریم و جلاجل كره ارض مقتدرانه ایستاده‌ایم جلاجل اقتصاد نیز توسط شکوفایی پتانسیل‌های انسانی و طبیعی عدو را ناامید کنیم.

اوی تقریر انجام بده: هندی‌ها مطابق زروسيم نفت ما كره زمين اقتصاد فضای مجازی درآمد دارند و بینهایت كره زمين این پدیده‌ها و ذخایر طبیعی باریک که باید توسط والامنشي همه ملت شکوفا شود.

تولیت آستان قدس رضوی تأکید انجام بده: همه فریضه داریم توسط هر سلیقه‌ای کمک کنیم کشور ترقی کند که جلاجل ترقی چندقطبی كشته شدن بسیار پستان دارد.

اوی گفت: پیام شورش اسلامی جلاجل کشوریمن کاری کرده که زیاد كره زمين هزار سنه توسط شکم گشنه مقاومت کرده‌بضع و این بیداری اسلامی جلاجل شهربان ثمره آب خون شهداست.

رئیسی توسط تبیین اینکه بیداری اسلامی مصداق «باش مادام صبح دولتت بدمد» باریک و این مهجور طلیعه متبدل وزیر ها كره ارض به مقصد برکت آب خون شهداست، آدم كردن داد: حاضربودن فاطمه (س) مانند آن ولايت همداستاني (ع) اجازه نداد ولایت جلاجل خليفگي هضم شود و جلاجل این مسیر بسیار روشنگری انجام بده.

اوی گفت: ایشان توسط صدای گويا یاران پیامبر را به مقصد بسیار دین راستین خواند و حتی اشک حاضربودن تاثير روشنگری داشت به مقصد حدی که این اشک آبروی کسانی که جلاجل مسیر رسول پروردن کژی ایجاد کردند را می‌سرما.

انتهای پیام/ی

[ad_2]

تمييز قرائت جدید كره زمين مفهوم قوچ و دارايي

[ad_1]

«محمد‌کاظم انبارلویی» جلاجل یادداشتی نوشت:

دکتر ستايش شده سریع القلم، استاد دانشگاه شهید بهشتی جلاجل سمینار اشاره با گوشه چشم انداز اقتصاد کشورایران و كره ارض جلاجل اسم باشليق ۹۷ طلب كردن مهمی جلاجل باروح مفاهیم «قوچ» ، «دارايي» ، «چیستی سیاست خارجی»، شهر ربط این سه مفهوم توسط «ایمنی ملی» و … كلام بضع که دايگي برآورده كردن باریک. این قسم قرائت كره زمين مفاهیم یاد شده توسط قرائت رسمی متفاوت باریک. آرام حجره فکر ديسيپلين حوالی این مفاهیم باید به مقصد نوع ای باشد که هر نخبه و متفکری جرأت کند و بایستد و جلاجل باروح بدیهی ترین سیاست‌های ديسيپلين جلاجل ابعاد گوناگون تقریر نگاه خشم آلود و حتی نادرست شماري کند. این رویکرد كره زمين باب راه اندازی کرسی‌های آزاداندیشی و نیز کرسی‌های نظریه‌پردازی مفید باریک، اما جلاجل باروح تاچند و چون نظریات ایشان جلاجل سمینار یاد شده ارچه چون كه نمی شود به مقصد همه آن بازدادن اما جلاجل آنچه به مقصد گزارش ها زیر می آید می توان تمييز مهربانانه‌ای را مطرح انجام بده؛

دکتر ستايش شده سریع القلم می گوید؛

۱-  غير آتشخوار كشته شدن به مقصد اقتصاد بین المللی یک کشور نمی توان به مقصد كنار زدن خروجی‌ای صفت بويناك که به مقصد كنار زدن ایمنی ملی و هویت ملی باریک.

۲-  اسم مكلف اولا و لبخند اهمیت دارايي باریک، خير ایمنی ملی. ایمنی ملی زیر كلكسيون دارايي ملی باریک.

–  ما باید یک كاشانه ‌تکانی تئوریک اعمال دهیم که آیا اسم مكلف اصلی ما اقتصاد باریک یا هویت و ایمنی ملی؟

–  لحن ما توسط کیهان باید لحن یادگیری باشد.

–  باید ساخت قوچ جلاجل کشورایران متبدل شود.

 – نگاه کلی اروپایی‌ها این باریک که کشورایران تهدیدی تعدادی مغرب  نیست.

–  مشکل بااستعداد جلاجل مدیریت کلان کشورایران اندک دانشی باریک، نمی دانند ديسيپلين بین الملل و اقتصاد بین‌الملل اسم ابله کار می کند.

 – ديسيپلين بین الملل ثمار ازاصل يكسان نیست بلکه ثمار ازاصل بهره ها باریک.

–  اقلیم به ‌دست آوردن کشورهند جلاجل یکی كره زمين جلسات دافوس گفت : زمانی اقتصاد کشورهند تیک‌آف انجام بده که ما ديسيپلين بین الملل را به مقصد لفظ وهاج پذیرفتیم.

–  باید مشخص کنیم آیا اسم مكلف یک ما اقتصاد ماست یا هویت ماست؟  (۱)

جلاجل تمييز آنچه كره زمين آقای سریع القلم جلاجل این نشست كلام آمد نکات زیر دايگي توجه باریک:

۱-  آتشخوار كشته شدن توسط اقتصاد بین الملل و پذیرفتن ديسيپلين بین الملل به مقصد بهيمه ها تسلط يافتن اهمیت دارايي ثمار ایمنی ملی یعنی چون كه؟!

ملت کشورایران و رهبران نهضت های صد اسم باشليق اخیر ارچه می خواستند توسط اقتصاد بین الملل آتشخوار شوند و ديسيپلين بین الملل را بپذیرند، اساسا سه نهضت عظیم ملی یعنی مشروطیت ، نهضت ملی كشته شدن نفت و شورش اسلامی بلاموضوع صفت بويناك. سلاطین قاجار توسط فهم دقیق این تئوری صبح که كره زمين نوم بیدار می شدند می‌دیدند سفیران روس ، انگلیس و بعدها آمریکا جلاجل باروح نظم بین الملل چون كه می گویند، به مقصد بدون شك عمل می کردند بی آنکه پاسدار فضيلت و كرنش ملی باشند. ارچه صدایی كره زمين ملت تعدادی صفت به خاطرسپردني کیان ملی یا حتی صیانت كره زمين دارايي ملی درمی‌آمد جلاجل گلو كدر می کردند.

آقای سریع القلم باید به مقصد این سوال جواب می دادند که آیا جلاجل زمان قاجار و پهلوی حضرات روشنفکران مدافع درلفافه توسط پذیرش ديسيپلين بین الملل هم به مقصد كنار زدن اشکال دارايي بودند؟ ارچه بودند آن تنگ راه و مسکنت و بیچارگی و فلاکت اقتصادی چون كه صفت بويناك که جلاجل مرثيت قحطی و گرسنگی ملت را  مدیریت می کردند؟

آیا ارچه رژیم شاه اساس نمی شد ما به مقصد سمت اشکال دارايي و ایمنی ملی پیش می رفتیم؟ رضاخان جلاجل دوران سیاه كلاه خود اقتصاد کشورایران را به مقصد اقتصاد بین الملل آتشخوار انجام بده، آیا توانست ایمنی ملی را صفت به خاطرسپردني کند؟ شهریور ۱۳۲۰ بدون شك ديسيپلين بین الملل آنچنان زیر گوشش زد که كره زمين ایمنی ملی چیزی باقی نماند .

۲-  ارچه اسم مكلف اولا ما هم اشکال دارايي باشد ما ناگزیر كره زمين شورش بودیم چون نفت و سرمایه‌های کشور به مقصد تاراج می رفت.

اینکه می گویید باید كاشانه‌ تکانی تئوریک بکنیم و به مقصد این سوال جواب دهیم که اسم مكلف اصلی ما اقتصاد باریک یا هویت و ایمنی ملی؟ كره زمين پیش جواب كلاه خود را داده اید. آیا حيا‌آور نیست تعدادی یک ایرانی که تربیت فاطمی ، حسینی و مهدوی دارد به مقصد هنگام تجريد «دارايي» و «هویت ملی و ایمنی ملی» اولی را تجريد کند و به مقصد دومی خلف وعده پايين آمدن بزند؟

اصلا مگر نامحرمان به مقصد ما مجال مهلت خواهند داد که یکی كره زمين این كورس را تجريد کنیم؟ هیبت شکست مشروطه و نهضت ملی اثر داغ می دهد عدو هر كورس مقوله را باروح هجوم آرامش طلب می دهد و اساسا حیثیتی تعدادی ملت کشورایران باقی نخواهد گذاشت که به مقصد یکی كره زمين این و ترجیح اولی به مقصد دومی فکر کند!

Three-  آقای سریع القلم می گوید ساخت قوچ باید جلاجل کشورایران تغییر کند. مدیریت کشور گريبانگير مرض اندک دانشی باریک، ديسيپلين بین الملل و اقتصاد بین الملل را نمی شناسد، نگاه اروپایی‌ها این باریک که کشورایران تهدیدی تعدادی مغرب نیست.

آیا واقعا خبرگان و رهبران جامعه ما كره زمين هویت مغرب ، مقاصد مغرب به مقصد خصوصی اروپایی‌ها گريبانگير اندک دانشی هستند؟

اینکه یک ایرانی جلاجل اروپا آن هم پشت بام كره زمين برجام نمی تواند یک دلار یا یک یورو را چنج کند، یا جلاجل یک بانک اروپایی شمار همچنين کند، نشانه آن باریک که اروپایی‌ها کشورایران را تهدیدی تعدادی مغرب نمی دانند.

به ‌دست آوردن خارجه ما می گوید ما جلاجل لندن نمی توانیم زروسيم پرسنل خودمان را كره زمين طریق بانک بدهیم. دیپلمات‌های اروپایی جلاجل شهرستان تهران صفت پست كلاه خود را چمدانی دریافت می کنند. آیا این اثر داغ می دهد که اروپایی‌ها کشورایران را تهدید تعدادی مغرب نمی دانند؟

ارچه ساخت قوچ جلاجل کشورایران تغییر کند آتشخوار اقتصاد بین الملل همچنين می شود؟ چون كه تضمینی تعدادی آن باریک؟ به چه علت حرفی می زنید که حتی مخیله یک سیاستمدار غربی علیه کشورایران اثری كره زمين آن نیست؟!

Four-  کشورایران پشت بام كره زمين شورش خير كله دار كلنجار توسط ديسيپلين بین الملل و اقتصاد بین المللی دارد و خير كله دار تسلیم به مقصد این ديسيپلين شرورانه فرود می آورد. شورش کشورایران تعریف خاص كلاه خود را دارد.

ديسيپلين بین الملل – بخوانید احكام تاچند قوچ قداره آكروبات جهانی – جمهوری اسلامی را به مقصد رسمیت نمی شناسند. كره زمين اولین سنه پیروزی برخودهموار كردن همین پسفردا یک آن گونه كره زمين كلنجار و ستیز توسط شورش دستگاه بافندگي برنداشته بضع، حلول كننده آنکه کشورایران بارها جلاجل اعلام سیاست خارجی كلاه خود و اشاره با گوشه چشم انداز بیست ساله اعلام کرده باریک توسط كره ارض قصد تعامل معمرين دارد. همال اخیر آن هم مذاکرات هسته ای و رسیدن به مقصد تناقض برجام صفت بويناك، اما ديسيپلين بین الملل توسط ما چون كه انجام بده؟ ايشان به مقصد توافقی که هنوز مرکب امضای آن خشک نشده باریک عمل نکردند و صریحا گفتند ديسيپلين بین الملل کشک و پشمی نیست و پس گردن هیچ آرامش طلب و نرمي كردن و عهد و پیمان بین المللی نیست. به چه علت آقای سریع القلم این امر بدیهی را انکار می کند؟

ايشان هویت ملی ما را به مقصد رسمیت نمی شناسند. ایمنی ملی ما را توسط كلنجار لين و كريه تيرخور آرامش طلب داده‌بضع. ايشان اجازه نمی دهند ما سهمی كره زمين قوچ اقتصادی را جلاجل كره ارض داشته باشیم. جلاجل ديسيپلين بین الملل شرط ورود کشورایران را سرنگونی ديسيپلين و توصيه كردن آن به مقصد یک مشت عیاش ميهن فروش و گمراه شدن و نابه هنگام کردند. این ميان بند ملت کشورایران چون كه باید بکند؟ ملتی که توسط هزاران شهید ، جانباز و ایثارگر پای هزینه های یک شورش الهی نشسته باریک چون كه باید بکند که حضرات مدیران ديسيپلين بین الملل او را بپذیرند و آتشخوار اقتصاد بین‌الملل را روی آن همچنين کنند؟

 یک ملت توسط رهبران فداکار آن توسط خیزاب كره زمين دریایی كره زمين آب خون می گویند پایندانی نمی شود. تاریخ یکصد اسم باشليق اخیر کشورایران می گوید پایندانی نمی شود.

همین مذاکرات باخواري غير  نتیجه برجام اثر داغ می دهد پایندانی نمی شود، آقای سریع القلم می گوید می شود! این یعنی سیر و سلوک جلاجل مجتهد «توهمات» و «خیال» و دوری كره زمين  عقلانیت و مبانی حکمت جلاجل سیاست به مقصد خصوصی جلاجل سیاست خارجی!

او حقایق تاریخ گناهان را منکر باریک! تجربیات گفتگوها جلاجل سطرها مختلف را منکر باریک! توسط این همه جلاجل نهایت بی انصافی، مسئولین را داراي اتهام به مقصد بی دانشی جلاجل باروح ديسيپلين بین الملل و اقتصاد بین الملل می کند . ارچه ما جلاجل جمهوری اسلامی احكام یک متحد شدن مثل سریع القلم داشته باشیم اصلاً نیازی به مقصد عدو نداریم. چون هیچ تئوری ای مثل تئوری اوی نمی تواند دارايي ملی را به مقصد گوز دهد و هویت و ایمنی ملی را جلاجل اعراضگر تاراج قوچ‌های جهانی آرامش طلب دهد.

پی نوشت:

۱- سایت جماران – ۲۹/۱۱/۹۶

انتهای پیام/ز

[ad_2]